مشابه طرح فوق را قالبهای سایت Monster میتوانید بوفور مشاهده نمایید. برای درست کردن همچینین افکتی کافیست که برنامه فتوشاپ را باز کنید و عکس مورد نظر خود را در فایلی جدید باز نمایید. به پنل Channel ( در قسمتی که Layers وجود دارد) بروید و یک Channel جدید بسازید.
نام Channle جدید Alpha 1 خواهد بود. ابزار Rounded Rectangle tool را انتخاب نمایید و مشابه شکل زیر مستطیلی با ابعاد متوسط رسم نمایید :
کلید Ctrl را پایین نگاه داشته و روی لایه Alpha 1 در قسمت Channel کلیک چپ نمایید تا مستطیلی که رسم نموده اید انتخاب شود، تسط ابزار Move tool و پایین نگاه داشتن کلید های Ctrl+Alt+Shift بر روی کیبورد و توسط ماوس مستطیلی را به سمت راست و مشابه شکل زیر Drag نمایید. اینکار باعث میشود از مستطیل فوق کپی گرفته شود
اینکار را ادامه دهید تا مشابه عکس زیر دست یابید:
اکنون دوباره برروی قسمت Channel رفته و توسط کلید Ctrl و Left Mouse Key لایه Alpha 1 را انتخاب نمایید و توسط انتخاب ابزار Move Tool و پایین نگاه داشتن کلیدهای Ctrl+Alt+Shift و حرکت ماوس به پایین ، کل ۵ مستطیل ساخته شده را در پایین آنها کپی نماییدو نکته مهم حفظ و تنظیم فاصله افقی و عمودی بین مستطیل هاست< این کار را آنقد انجام دهید تا به مشابه شکل زیر برسید:
اکنون کار ما در قسمت Channel تمام است فقط کافیست که توسط کلید Ctrl و Left Mouse Key و با کلیک کردن بر روی لایه Alpha 1 مستطیل هایی را که رسم کرده اید انتخاب نماید و سپس به پنل Layers بروید، و روی نتها لایه موجود در قسمت Layers کلیک نمایید و سپس توسط ابزار Marquee tool مستطیل ها را به جای مناسب و دلخواه خودتان منتقل نمایید،اکنون توسط کلید های Ctrl+C قسمتهای انتخابی را کپی نمایید و کلید Ctrl+v را بفشارید تا در لایه ای جدید قسمتهای انتخابی شما کپی شود، سپس لایه قبلی را Hide یا مخفی نمایید. باید به شکلی مشابه شکل زیر برسید :
اکنون توسط ابزار Rectangular Marquee Tool قسمتهایی که لازم دارید را انتخاب نمایید و آنهای را Delete کنید و Logo و موارد مورد نیاز خود را تایپ یا وارد نماییدو مشابه شکل زیر :
1- تصويري را انتخاب كنيد (در اينجا تصوير يك اتومبيل انتخاب شده است) سپس تصويري را كه ميخواهيد به عنوان برچسب از آن بهره گيريد، باز كنيد (در اينجا تصوير يك اژدها انتخاب شده است.)








DOLBY STEREO :
دالبي استريو فرمتي چند كاناله براي پخش صدا است كه در سال 1976 توسط آزمايشگاه دالبي براي استفاده در سينماها ساخته شد كه بر پايه صداي استريوي اورجينال آنالوگ(ابداع شده در 1930) است كه در اين تكنولوژي دو كانل اضافي صوتي بصورت مخفي اضافه شده كه در بر گيرنده اطلاعات صوتي است جهت بكار انداختن يك بلندگوي مركزي و همچنين بلندگوهاي چندگانه اي كه روي ديوار عقب سينما قرار ميگرفت.
اين كار توسط يك پردازنده جهت ايجاد فضاي واقعيتر انجام ميشد و همچنين اين توانايي را نيز داشت كه صداي ضبط شده بر لبه فيلم هاي سلولزي كه بصورت اپتيكال و مونو بود را بصورت فضاي واقعي فيلم شبيه سازي كند.
DOLBY SURROUND
دالبي سوراند در سال 1982 توسط آزمايشگاه دالبي به شكل يك فرمت سه كاناله جهت سينماي خانگي ابداع شد
اين فرمت از دو كانال جلو چپ و راست و يك بلندگوي مونو جهت عقب تشكيل ميشد كه صداي آن تركيب خاصي از صداي دو كانال جلو بود و براي وسايلي از قبيل ويدئو كاست بكار ميرفت كه بعد دالبي پرولوجيك جايگزين آن شد.
DOLBY PRO-LOGIC
دالبي پرولوجيك نام فرمت خاصي از صدا نيست ولي جهت معرفي يك تكنولوژي خاص بكار ميرود كه روي خيلي از وسايل صوتي در كنار ساير اسامي درج ميشود و بيان كننده اين مسئله است كه دستگاه مذكور توان بهبود كيفيت صدا هنگام پخش تراك هاي صوتي حاوي اطلاعات دالبي سوراند(استاندارد قديميتر) را داراست و همچنين داراي اين قابليت است كه صداي استريوي آنالوگ معمولي را بصورت چند كانالي شبيه سازي كند.
DOLBY DIGITAL-AC3
صداي سينما با ابداع فرمت دالبي ديجيتال توسط آزمايشگاه دالبي در 1980 وارد دنياي ديجيتال شد .نخستين فيلمي كه به اين طرق نمايش داده شد بتمن در سال 1992 بود.
دالبي ديجيتال داراي 6 كانال صوتي واقعي و كاملا مجزا است كه هريك داراي اطلاعات صوتي خاص خود و بصورت كاملا ديجيتال است كه داراي 5 كانال اصلي و 1 كانال داراي اطلاعات فركانس باس است كه يك ساب ووفر اكتيو را تغذيه ميكند (5.1)و 1. به معناي استفاده از ساب ووفر است.
گاهي اوقات اين فرمت بصورت AC-3 نمايش داده ميشود كه به معناي نسل سوم کدگذاری ديجيتال صوت ميباشد.
اين فرمت در 1993 توسط اكثر كشورها بعنوان استاندارد جهت استفاده در تلويزيون هاي ديجيتال انتخاب شد و به دنبال ساخته شدن فيلمهايي نظير دروغ هاي حقيقي سرانجام در 1995 بعنوان فرمت صوت فيلمهاي دي وي دي انتخاب شد.
DOLBY DIGITAL SURROUND-EX
نسل بعدي صداي ديجيتال است كه بر پايه فرمت دالبي ديجيتال 5.1 ميباشد كه مشتركا توسط آزمايشگاه دالبي و كمپاني لوكاس فيلم توسعه داده شد و عبارت است از اضافه شدن يك كانال صوتي كه بصورت تركيب ماتريسي سوراندهاي چپ و راست عقب عمل ميكند و در عقب و در بين آنها قرار ميگيرد و بصورت 6.1 ميشود كه ورژن خانگي آن بصورت اختياري روي آمپليفايرهاي بسيار حرفهاي داراي استاندارد تي اچ ايكس موجود است.
THX
اين علامت كه روي تعداد كمي از دستگاهها و يا فيلمها قرار داده شده و خيليها به اشتباه آنرا يك فرمت جديد صوت ميدانند توسط كمپاني لوكاس فيلم ابداع شد و در واقع استانداردي است كه در مورد كيفيت صدا بحث ميكند.
THX means Tomlinson Holman's eXperiment
آقاي هولمن پي برد در سينماهاي مختلف و نيز در استوديو هاي توليد از وسايل مختلفي استفاده ميشود كه موجب تغيير صدا ميشود و با صداي اورجينال تفاوت دارد بنابراين اين استاندارد كيفيت را پايه گذاري نمود. اين استاندارد تضمين ميكند كليه وسايل و يا نرمافزار هايي كه داراي اين نشان هستند داراي بالاترين كيفيت و مطابق صداي اصلي ميباشند. در اين استاندارد بطور مستقيم نحوه ساخت و سازماندهي محصولات بيان شده.
DTS Sound
ديجيتال تئاتر سيستم نيز يك فرمت ديجيتال جديدتر است كه از سال 1995 شروع شد و بعنوان رقيبي براي دالبي 5.1 مطرح ميباشد و تنها تفاوت آن در ضريب فشرده كردن صداست كه در اين فرمت بر خلاف دالبي كه بصورت ثابت نرخ آن 12:1 است بصورت متغير بين 1:1 تا 40:1 است و اولين بار در سينماي خانگي درسال 1996 و در فيلم پارك ژوراسيك بكار رفت.
DTS-ES
آخرين نسخه ديجيتال تئاتر سيستم است كه تحت ليسانس دالبي ساخته شد و دقيقا مانند دالبي سوراند- اي ايكس يك كانال سوراند عقب به آن اضافه شد و بصورت 6.1 درآمد.
SDDS :Sony Dynamic Digital Sound
اين نيز يك فرمت صوت است كه توسط سوني ابداع شد و تنها در سينماهاي بسيار پيشرفته يافت ميشود و بعيد است نسخه خانگي آن بتواند مانند دالبي فراگير شود.
در اين يك سيستم توسط هشت كانال صوتي (7.1) صدايي بي اندازه صاف شفاف و بسيار دلنشين توليد ميشود. كانالهاي آن عبارتند از چپ -مركز/چپ – مركز – مركز/راست – راست – سوراند عقب/چپ – سوراند عقب/راست و ساب ووفر !!!
-
آیا میدانید که هشت پا با وجود داشتن بدنی بزرگ میتواند از سوراخی به قطر 5 سانتی متر عبور کند ؟
-
آیا میدانید که طول رگهای بدن انسان 560هزار کیلومتر است ؟
-
آیا میدانید که یک قطره آب دارای 100 میلیارد اتم است ؟
-
آیا میدانید که تعداد افرادی که سالانه از نیش زنبور میمیرند بیشتر از کسانی است که سالانه از نیش مار میمیرند؟
-
آیا میدانید که فیل بالغ در روز بطور متوسط 220 کیلوگرم غذا و 20 لیتر آب مصرف میکند ؟
-
آیا میدانید که تنها موجودی که میتواند به پشت بخوابد ، انسان است ؟
-
آیا میدانید که اگر زنی به کوررنگی مبتلا باشد ، فرزندان پسر او کوررنگ میشوند ؟
-
آیا میدانید که کوههای آلپ هر سال حدود 1 سانتی متر بلند میشوند ؟
-
آیا میدانید که چشم سالم انسان میتواند 10 میلیون رنگ مختلف را ببیند و آنها را از یکدیگر تمییز دهد ؟
-
آیا میدانید که خورشید روزانه معادل 126 هزار میلیارد اسب بخار انرژی به زمین میفرستد ؟
-
آیا میدانید که حس بویایی انسان قادر به دریافت و تشخیص 10 هزار بوی متفاوت است ؟
-
آیا میدانید که وزن یک کوه یخی 20 میلیون تن است ؟
واژه لیزر از سر کلمه های انگلیسی در عبارت Light Amplification by Stimulated Emission of Radiation به معنی «تقویت نور به روش گسیل القایی تابش» است.
مبانی نظری لیزر در سال 1917 میلادی مطرح شد٫ ولی سالهای نسبتاًزیادی طول کشید تا صنعث و فناوری امکان ساخت اولین لیزر را فراهم کند. که در سال 1960 اولین لیزر (که با موفقیت کار کرد) توسط تئودور مایمن (Theodore H. Maiman) ساخته شد. و اولین لیزر گازی(با استفاده از هلیوم و نئون) هم توسط علی جوان فیزیکدان ایرانی در همان 1960 ساخته شد. نخستین بار طرح اولیه لیزر (میزر) توسط انیشتن داده شد،کار لیزر به این گونه است که با تابش یک فوترون به یک ذره (اتم یا مولکول یا یون)برانگیخته یک فوترون دیگر نیز آزاد می شود که این دو فوترون با هم همفرکانس می باشند در صورت ادامه این روند تعداد فوتونها افزایش می یابند که می توانند باریکه ای از فوتونها را به وجود بیاورند.
کاربرد لیزر در پزشکی : چاقوی لیزری ، مته لیزری و ...
کاربرد لیزر در صنعت : جوشکاری لیزری ، برشهای لیزری ، برش الماس ، مسافت یاب لیزری و ...
کاربردهای نظامی : ردیاب لیزری ، تفنگ لیزری و ...
کاربردهای آزمایشگاهی و تحقیقاتی:اندازه گیری ، سنتز مواد و ...
كاربرد های لیزر
امروزه لیزر كاربردهای بیشماری دارد كه همه زمینه های مختلف علمی و فنی فیزیك-شیمی-زیست شناسی - الكترونیك و پزشكی را شامل می شود. همه این كاربردها نتیجه مستقیم همان ویژگی های خاص نور لیزر است.
كاربرد لیزر در فیزیك و شیمی
اختراع لیزر و تكامل آن وابسته به معلومات پایه ای است كه در درجه اول از رشته فیزیك و بعد از شیمی گرفته شده اند. بنابراین طبیعی است كه استفاده از لیزر در فیزیك و شیمی از اولین كاربردهای لیزر باشند
رشته دیگری كه در آن لیزر نه تنها امكانات موجود را افزایش داده بلكه مفاهیم كاملا جدیدی را عرضه كرده است طیف نمایی است. اكنون با بعضی از لیزرها می توان پهنای خط نوسانی را تا چند ده كیلوهرتز باریك كرد ( هم در ناحیه مرئی و هم در ناحیه فروسرخ ) و با این كار اندازه گیری های مربوط به طیف نمایی با توان تفكیك چند مرتبه بزرگی ( 3 تا 6) بالاتر از روش های معمولی طیف نمایی امكان پذیر می شوند. لیزر همچنین باعث ابداع رشته جدید طیف نمایی غیر خطی شد كه در آن تفكیك طیف نمایی خیلی بالاتر از حدی است كه معمولا با اثرهای پهن شدگی دوپلر اعمال می شود. این عمل منجر به بررسیهای دقیقتری از خصوصیات ماده شده است.

در زمینه شیمی از لیزر هم برای تشخیص و هم برای ایجاد تغییرات شیمیایی برگشت ناپذیر استفاده شده است. ( فوتو شیمی لیزری) به ویژه در فون تشخیص باید از روش های (پراكندگی تشدیدی رامان ) و ( پراكندگی پاد استوكس همدوس رامان ) (CARS) نام ببریم. به وسیله این روشها می توان اطلاعات قابل ملاحظه ای درباره خصوصیات مولكولهای چند اتمی به دست آورد ( یعنی فركانس ارتعاشی فعال رامن - ثابتهای چرخشی و ناهماهنگ بودن فركانس). روش CARS همچنین برای اندازه گیری غلظت و دمای یك نمونه مولكولی در یك ناحیه محدود از فضا به كار می رود. از این توانایی برای بررسی جزئیات فرایند احتراق شعله و پلاسما ( تخلیه الكتریكی) بهره برداری شده است.
شاید جالبتری كاربرد شیمیایی ( دست كم بالقوه ) لیزر در زیمنه فوتو شیمی باشد. اما باید در نظر داشته باشیم به خاطر بهای زیاد فوتونهای لیزری بهره برداری تجاری از فوتوشیمی لیزری تنها هنگامی موجه است كه ارزش محصول نهایی خیلی زیاد باشد. یكی از این موارد جداسازی ایزوتوپها است.
كاربرد در زیست شناسی
از لیزر به طور روزافزونی در زیست شناسی و پزشكی استفاده می شود. اینجا هم لیزر می تواند ابزار تشخیص و یا وسیله برگشت ناپذیر مولكولهای زنده یك سلول و یا یك بافت باشد. ( زیست شناسی نوری و جراحی لیزری)
در زیست شناسی مهمترین كاربرد لیزر به عنوان یك وسیله تشخیصی است. ما در اینجا تكنیك های لیزری زیر را ذكر می كنیم :
الف) فلوئورسان القایی به وسیله تپهای فوق العاده كوتاه لیزر در DNA در تركیب رنگی پیچیده DNA و در مواد رنگی موثر در فتوسنتز
ب) پراكندگی تشدیدی رامان به عنوان روشی برای مطالعه ملكولهای زنده مانند هموگلوبین و یا رودوپسین ( عامل اصلی در سازوكار بینایی)
ج) طیف نمایی همبستگی فوتونی برای بدست آوردن اطلاعاتی در مورد ساختار و درجه انبوهش انواع ملكولهای زنده
د) روشهای تجزیه فوتونی درخشی پیكوثانیه ای برای كاوش رفتار دینامیكی مولكولهای زنده در حالت برانگیخته
به ویژه باید از روشی موسوم به میكروفلوئورمتر جریان یاد كرد. در اینجا سلولهای پستانداران در حالت معلق مجبور می شوند كه از یك اتاقك مخصوص جریان عبور كنند كه در آنجا ردیف می شوند و سپس یكی یكی از باریكه كانونی شده لیزر یونی آرگون عبور می كنند. با قرار دادن یك آشكارساز نوری در جای مناسب می توان این كمیت ها را اندازه گیری كرد :
الف) نورماده ای رنگی كه به یك جزء خاص تشكیل دهنده سلول یعنی DNA متصل ( كه اطلاعاتی راجع بع مقدار آن جزء تشكیل دهنده سلول را به دست می دهد) امتیاز میكروفلوئورمتری جریان در این است كه اندازه گیری ها را برای تعداد زیادی از سلولها در مدت زمان محدود میسر می سازد. به این وسیله می توانیم دقت خوبی برای اندازه گیری آماری داشته باشیم.
در زیست شناسی از لیزر برای ایجاد تغییر برگشت ناپذیر در ملكولهای زنده و یا اجزای تشكیل دهنده سلول هم استفاده می شود. به ویژه تكنیك های معروف به ریز - باریكه را ذكر می كنیم. در اینجا نور لیزر ( مثلا یك لیزر Ar+ تپی ) به وسیله یك عدسی شیئی میكروسكوپ مناسب در ناحیه ای از سلول با قطری در حدود طول موج لیزر (05 µm) كانونی می شود منظور اصلی از این تكنیك مطالعه رفتار سلول پس از آسیبی است كه با لیزر در ناحیه خاصی از آن ایجاد شده است.
در زمینه پزشكی بیشترین كاربرد لیزرها در جراحی است ( جراحی لیزری) اما در بعضی موارد لیزر برای تشخیص نیز به كار می رود. ( استفاده بالینی از میكروفلوئورمتر جریان - سرعت سنجی دوپلری برای اندازه گیری سرعت خون - فلوئورسان لیزری - آندوسكوپی نای برای آشكارسازی تومورهای ریوی در مراحل اولیه
در جراحی از باریكه كانونی شده لیزر ( اغلب لیزر CO2 ) به جای چاقوی جراحی معمولی ( یا برقی ) استفاده می شود. باریكه فروسرخ لیزر CO2 به شدت به وسیله ملكولهای آب موجود در بافت جذب می شود و موجب تبخیر سریع این ملكولها و در نتیجه برش بافت می شود. برتریهای اصلی چاقوی لیزری را می توان به صورت زیر خلاصه كرد :
الف) دقت بسیار زیاد به ویژه هنگامی كه باریكه با یك میكروسكوپ مناسب هدایت شود ( جراحی لیزر)
ب) امكان عمل در نواحی غیر قابل دسترس.. بنابراین عملا هر ناحیه از بدن را كه با یك دستگاه نوری مناسب ( مثلا عدسی ها و آینه ها) قابل مشاهده باشد می توان به وسیله لیزر جراحی كرد.
ج) كاهش فوق العاده خونروی در اثر برش رگهای خونی به وسیله باریكه لیزر ( قطر رگی حدود 0/5 mm )
د) آسیب رسانی خیلی كم به بافتهای مجاور ( حدود چند میكرومتر) اما در مقابل این برتریها باید اشكالات زیر را هم در نظر داشت :
الف) هزینه زیاد و پیچیدگی دستگاه جراحی لیزری
ب) سرعت كمتر چاقوی لیزری
ج) مشكلات قابلیت اعتماد و ایمنی مربوط به چاقوی لیزری
با این اشاره اجمالی به جراحی لیزری اكنون می خواهیم به شرح مفصلتری از تعدادی از این كاربردها بپردازیم . در چشم بیماران مبتلا به مرض قند استفاده شده است در این مورد باریكه لیزر به وسیله عدسی چشم بر روی شبكیه كانونی می شود. پرتو سبز لیزر به شدت به وسیله گلبول های سرخ جذب می شود و اثر حرارتی حاصل باعث اتصال دوباره شبكیه یا انعقاد رگهای آن می شود. اكنون لیزر استفاده روزافزونی در گوش و حلق و بینی پیدا كرده است. استفاده از لیزر در این شاخه از جراحی جذابیت خاصی دارد. زیرا با اعضایی مانند نای - حلق و گوش میانی سروكار دارد كه به علت عدم دسترسی به آن ها جراحی معمولی مشكل است. اغلب در این مورد لیزر همراه با یك میكروسكوپ استفاده می شود. همچنین لیزر برای جراحی داخل دهان نیز مفید است ( برای برداشتن غده های مخاطی ). امتیازات اصلی در اینجا جلوگیری از خونریزی و فقدان لختگی خون و درد پس از عمل جراحی و بهبود سریع بیمار است. لیزر همچنین اهمیت خود را در بهبود خونریزیهای سنگین در جهاز هاضمه ثابت كرده است. در این حالت باریكه لیزر ( معمولا لیزر نئودمیوم یا آرگون یونی ) به وسیله یك تار نوری مخصوص كه در داخل یك آندوسكوپی داخلی قرار گرفته است پرتو لیزر را به ناحیه مورد معالجه هدایت می كند. لیزر همچنین در بیماری زنان مفید است درحالی كه اغلب به همراه یك میكروسكوپ استفاده می شود. كاهش قابل ملاحظه درد و لخته شدن خون ارزش مجدد چاقوی لیزری را بیان می كند. در پوست درمانی اغلب از لیزر برای برداشتن خالها و معالجه امراض رگها استفاده می شود. بالاخزه استفاده از لیزرها در جراحی عمومی و جراحی غده امیدوار كننده است.
ارتباط نوری
استفاده از باریكه لیزر برای ارتباط در جو به خاطر دو مزیت مهم اشتیاق زیادی برانگیخت :
الف) اولین علت دسترسی به پهنای نوار نوسانی بزرگ لیزر است. زیرا مقدار اطلاعات قابل انتقال روی یك موج حامل متناسب با پهنای نوار آن است. فركانس موج حامل از ناحیه میكروموج بخ ناحیه نور مرئی به اندازه 104 برابر افزایش می یابد و در نتیجه امكان استفاده از یك پهنای بزرگتر را به ما می دهد.
ب) علت دوم طول موج كوتاه تابش است. چون طول موج لیزر نوعا حدود 104 مرتبه كوچكتر از امواج میكرو موج است با قطر روزنه یكسان D واگرایی امواج نوری به اندازه 104 مرتبه نسبت به واگرایی امواج میكرو موج كوچكتر است. بنابراین برای دستیابی به این واگرایی آنتن یك سیستم اپتیكی می تواند به مراتب كوچكتر باشد. اما این دو امتیاز مهم با این واقعیت خنثی می شوند كه باریكه نوری تحت شرایط دید ضعیف در جو به شدت تضعیف می شود. در نتیجه استفاده از لیزرها در ارتباطات فضای باز ( هدایت نشده ) فقط در مورد این موارد توسعه یافته اند :
الف) ارتباطات فضایی بین دو ماهواره و یا بین یك ماهواره و یك ایستگاه زمینی كه در یك شرایط جوی مطلوب قرار گرفته است. لیزرهایی كه در این مورد استفاده می شوند عبارتند از :
Nd:YAG ( با آهنگ انتقال 109 بیت در ثانیه ) و یا CO2 با آهنگ انتقال 3*108 بیت در ثانیه ). گرچه CO2 نسبت به Nd: YAG دارای بازدهی بالاتری است و لی دارای این اشكال است كه نیاز به سیستم آشكارسازی پیچیده تری دارد و طول موج آن هم به اندازه 10 مرتبه بزرگتر از طول موج Nd : YAG است.
ب) ارتباطات بین دو نقطه در یك مسافت كوتاه مثلا انتقال اطلاعات درون یك ساختمان. برای این منظور از لیزرهای نیمرسانا استفاده می شود.
اما زمینه اصلی مورد توجه در ارتباطات نوری مبتنی بر انتقال از طریق تارهای نوری است. انتقال هدایت شده نور در تارهای نوری پدیده ای است كه از سالها پیش شناخته شده است اما تارهای نوری اولیه فقط در مسافت های خیلی كوتاه مورد استفاده قرار می گرفتند مثلا كاربرد متعارف آن ها در وسایل پزشكی برای اندوسكوپی است. بنابراین در اواخر سال 1960 تضعیف در بهترین شیشه های نوری در حدود 1000 دسی بل بر كیلومتر بود. از آن زمان پیشرفت تكنیكی شیشه و كوارتز باعث تغییر شگفت انگیز در این عدد شده است به طوری كه این تضعیف برای كوارتز به 5/0 دسی بل بر كیلومتر رسیده است. این تضعیف فوق العاده كوچك آینده مهمی را برای كاربرد تارهای نوری در ارتباطات راه دور نوید می دهد سیستم ارتباطات تارهای نوری نوعا شامل یك چشمه نور یك جفت كننده نوری مناسب برای تزریق نور به تارها و درانتها یك فوتودیود است كه باز هم به تار متصل شده است. تكرار كننده شامل یك گیرنده و یك گسیلنده جدید است. چشمه نور سیستم اغلب لیزرهای نیمرسانای نا هم پیوندی دوگانه است. اخیرا طول عمر این لیزرها تا حدود 106 ساعت رسیده است. گرچه تا كنون اغلب از لیزر گالیم ارسنید GaAs استفاده شده است ولی روش بهتر استفاده از لیزرهای نا هم پیوندی است كه در آنها لایه فعال تركیبی از آلیاژ چهارگانه به صورت In1-x Gax Asy P1-y است. در این حالت لبه های P ,n پیوندگاه از تركیب دوگانه InP تشكیل شده است و با استفاده از تركیب y=2v2x می توان ترتیبی داد كه چهار آلیاژ چهارگانه شبكه ای كه با InP جور شود با انتخاب صحیح x طول موج تابش را طوری تنظیم كرد كه در اطراف µm 3/1 و یا اطراف 6/1 µm واقع شود كه به ترتیب مربوط به دو مینیموم جذب در تار كوارتز هستند. بسته به قطر d هسته مركزی تار ممكن است از نوع تك مدباشد برای آهنگ انتقال متداول فعلی حدود 50 مگابیت در ثانیه معمولا از تارهای چند مدی استفاده می شود. برای آهنگ انتقال های بیشتر تارهای تك مدی مناسبتر به نظر می رسند. گیرنده معمولا یك فوتودیود بهمنی است اگر چه ممكن است از یك دیود PIN و یك دیود تقویت كننده حالت جامد مناسب نیز استفاده كرد.
اندازه گیری و بازرسی
خصوصیات جهتمندی درخشایی و تكفامی لیزر باعث كاربردهای مفید زیادی برای اندازه گیری و بازرسی در رشته مهندسی سازه و فرایندهای صنعتی كنترل ابزار ماشینی شده است. در این بخش تعیین فاصله بین دو نقطه و بررسی آلودگی را نیز مد نظر قرار می دهیم
یكی از معمولترین استفاده های صنعتی لیزر هم محور كردن است. برای اینكه یك خط مرجع مستقیم برای هم محور كردن ماشین آلات در ساخت هواپیما و نیز در مهندسی سازه برای ساخت بناها پلها و یا تونلها داشته باشیم استفاده از جهتمندی لیزر سودمند است. در این زمینه لیزر به خوبی جای وسایل نوری مانند كلیماتور و تلسكوپ را گرفته است. معمولا از یك لیزر هلیم - نئون با توان كم استفاده می شود و هم محور كردن عموما به كمك آشكارسازهای حالت جامد به شكل ربع دایره ای انجام می شود. محل برخورد باریكه لیزر روی گیرنده با مقدار جریان نوری روی هر ربع دایره معین می شود. در نتیجه هم محور شدن بستگی به یك اندازه گیری الكتریكی دارد و در نتیجه نیازی به قضاوت بصری آزمایشگر نیست. در عمل دقت ردیف شدن از حدود 5µm تا حدود 25µm به دست آمده است.
از لیزر برای اندازه گیری مسافت هم استفاده شده است. روش استفاده از لیزر بستگی به بزرگی طول مورد نظر دارد
برای مسافتهای كوتاه تا 50 متر روشهای تداخل سنجی به كار گرفته می شوند كه در آن ها از یك لیزر هلیم - نئون پایدار شده فركانسی به عنوان منبع نور استفاده می شود. برای مسافتهای متوسط تا حدود 1 كیلومتر روشهای تله متری شامل مدوله سازی دامنه به كار گرفته می شود. برای مسافت های طولانی تر می توان زمان در راه بودن تپ نوری را كه از لیزر گسیل شده است و از جسمی بازتابیده می شود اندازه گیری كرد.
در اندازه گیری تداخل سنجی مسافت از تداخل سنج مایكلسون استفاده می شود. باریكه لیزر به وسیله یك تقسیم كننده نور به یك باریكه اندازه گیری و یك باریكه مرجع تقسیم می شود باریكه مرجع با یك آینه ثابت بازتابیده می شود در حالی كه باریكه اندازه گیری از آینه ای كه به جسم مورد اندازه گیری متصل شده است بازتاب پیدا می كند. سپس دو باریكه بازتابیده مجددا با یكدیگر تركیب می شوند به طوری كه با هم تداخل می كنند و دامنه تركیبی آن ها با یك آشكار ساز اندازه گیری می شود. هنگامی كه محل جسم در جهت باریكه به اندازه نصف طول موج لیزر تغییر كند سیگنال تداخل از یك ماكزیموم به یك مینیموم می رسد و سپس دوباره ماكزیموم می شود. بنابراین یك سیستم الكترونیكی شمارش فریزها می تواند اطلاعات مربوط به جابجایی جسم را به دست دهد. این روش اندازه گیری معمولا در كارگاههای ماشین تراش دقیق مورد استفاده قرار می گیرد و امكان اندازه گیری طول با دقت یك در میلیون را می دهد. باید یادآوری كرد كه در این روش فقط می توان فاصله را نسبت به یك مبدا اندازه گیری كرد. برتری این روش در سرعت دقت و انطباق با سیستم های كنترل خودكار است.
برای فاصله های بزرگتر از روش تله متری مدوله سازی دامنه استفاده می شود و فاصله روی اختلاف فاز بین دو باریكه لیزر مدوله می شود و فاصله از روی اختلاف فار بین دو باریكه گسیل شده و بازتابیده معین می شود. باز هم دقت یك در میلیون است. از این روش در مساحی زمین و نقشه كشی استفاده می شود. برای فواصل طولانی تر از 1 كیلومتر فاصله با اندازه گیری زمان پرواز یك تپ كوتاه لیزری گسیل شده از لیزر یاقوت و یا لیزر CO2 انجام می گیرد. این كاربردها اغلب اهمیت نظامی دارند و در بخشی جداگانه بحث خواهد شد كاربردهای غیر نظامی مانند اندازه گیری فاصله بین ماه و زمین با دقتی حدود 20 سانتی متر و تعیین برد ماهواره ها هم قابل ذكر است.
درجه بالای تكفامی لیزر امكان استفاده از آن را برای اندازه گیری سرعت مایعات و جامدات به روش سرعت سنجی دوپلری فراهم می سازد. در مورد مایعات می توان باریكه لیزر را به مایع تابانده و سپس نور پراكنده شده از آن را بررسی كرد. چون مایع روان است فركانس نور پراكنده شده به خاطر اثر دوپلر كمی با فركانس نور فرودی تفاوت دارد. این تغییر فركانس متناسب با سرعت مایع است. بنابراین با مشاهده سیگنال زنش بین دو پرتو نور پراكنده شده و نور فرودی در یك آشكار ساز می توان سرعت مایع را اندازه گیری بدون تماس انجام می شود. و نیز به خاطر تكفامی بالای نور لیزر برای برد وسیعی از سرعتها خیلی دقیق است.
یكی از سرعت سنجهای خاص لیزر اندازه گیری سرعت زاویه ای است. وسیله ای كه برای این منظور طراحی شده است ژیروسكوپ لیزرینامیده می شود و شامل لیزری است كه كاواك آن به شكل حلقه ای است كه از سه آینه به جای دو آینه معمول استفاده می شود. این لیزر می تواند نوسان مربوط به انتشار نور را هم در جهت عقربه ساعت و هم در خلاف آن به دور حلقه تامین كند. فركانسهای تشدیدی مربوط به هر دو جهت انتشار را می توان با استفاده از این شرط كه طول تشدید كننده ( حلقه ای ) برابر مضرب صحیحی از طول موج باشد به دست آورد. اگر حلقه در حال چرخش باشد در مدت زمانی كه لازم است نور یك دور كامل بزند زاویه آینه های تشدید كننده به اندازه یك مقدار خیلی كوچك ولی محدود حركت خواهد كرد. طول موثر برای باریكه ای در همان جهت چرخش تشدید كننده می چرخد كمی بیشتر از باریكه ای است كه در جهت عكس می چرخد. در نتیجه فركانس های دو باریكه ای كه در خلاف جهت یكدیگر می چرخند كمی تفاوت دارد و اختلاف این فركانسهای متناسب با سرعت زاویه ای تشدید كننده است . با ایجاد تپش بین دو باریكه می توان سرعت زاویه ای را اندازه گیری كرد. ژیروسكوپ لیزری امكان اندازه گیری با دقتی را فراهم می كند كه قابل مقایسه با دقت پیچیده ترین و گرانترین ژیروسكوپ های معمولی است.
كاربرد مصرفی دیگر و یا به عبارت بهتر كاربرد مصرفی واقعی عبارت از دیسك ویدئویی و دیسك صوتی است. یك دیسك ویدئو حامل یك برنامه ویدئویی ضبط شده است كه می توان آن را بر روی دستگاه تلویزیون معمولی نمایش داد. سازندگان دیسك ویدئویی اطلاعات را با استفاده از یك سابنده روی آن ضبط می كنند كه این اطلاعات به وسیله لیزر خوانده می شود. یك روش معمول ضبط شامل برشهای شیاری با طول ها و فاصله های مختلف است عمق این شیارها 4/1 طول موج لیزری است كه از آن در فرایند خواندن استفاده می شود. در موقع خواندن باریكه لیزر طوری كانونی می شود كه فقط بر روی یك شیار بیفتد. هنگامی كه شیار در مسیر لكه باریكه لیزر واقغ شود بازتاب به خاطر تداخل ویرانگر بین نور بازتابیده از دیوارهای شیار و به آن كاهش پیدا می كند. به عكس نبودن شیار باعث یك بازتاب قوی می شود. بدین طریق می توان اطلاعات تلویزیونی را به صورت رقمی ضبط كرد.
كاربرد دیگر لیزرها نوشتن و خواندن اطلاعات در حافظه نوری در كامپیوترهاست لطف ای حافظه نوری هم در توان دسترسی به چگالی اطلاعات حدود مرتبه طول موج است. تكنیك ضبط عبارت است از ایجاد سوراخ های كوچكی در یك ماده مات یا نوعی تغییر خصوصیت عبور و بازتاب ماده زیر لایه كه با استفاده از لیزرهای با توان كافی حاصل می شود. و حتی می تواند فیلم عكاسی باشد. اما هیچ یك از این زیر لایه ها را نمی توان پاك كرد. حلقه های قابل پاك كردن بر اساس گرما مغناطیسی فروالكتریك و فوتوكرومیك ساخته شده اند. همچنین حافظه های نوری با استفاده از تكنیك تمام نگاری نیز طراحی شده اند. نتیجتا اگر چه از لحاظ فنی امكان ساخت حافظه های نوری به وجود آمده است ولی ارزش اقتصادی آن ها هنوز جای بحث دارد.
آخرین كاربردی كه در این بخش اشاره می كنیم گرافیك لیزری است. در این تكنیك ابتدا باریكه لیزر بوسیله یك سیستم مناسب روبشگر بر روی یك صفحه حساس به نور كانونی می شود و در حالی كه شدت لیزر به طور همزمان با روبش از نظر دامنه مدوله می شود به طوری كه بتوان آن را بوسیله كامپیوتر تولید كرد.( مانند سیستم های چاپ كامپیوتری بدون تماس ) و یا آنها را به صورت سیگنال الكتریكی از یك ایستگاه دور دریافت كرد( مانند پست تصویری). در مورد اخیر می توان سیگنال را به وسیله یك یك سیستم خواننده مناسب با كمك لیزر تولید كرد. وسیله خواندن در ایستگاه دور شامل لیزر با توان كم است كه باریكه كانونی شده آن صفحه ای راكه باید خوانده شود می روبد. یك آشكارساز نوری باریكه پراكنده از نواحی تاریك و روشن روی صفحه را كنترل می كند و آن را به سیگنال الكتریكی تبدیل می كند. سیستم های لیزری رونوشت اكنون به طور وسیعی توسط بسیاری از ناشران روزنامه ها برای انتقال رونوشت صفحات روزنامه به كار برده می شود.
كاربردهای نظامی
كاربردهای نظامی لیزر همیشه عمده ترین كاربردهای آن بوده است . فعلا مهمتریم كاربردهای نظامی لیزر عبارت اند از: الف) فاصله یا بهای لیزری ب) علامت گذارهای لیزری ج) سلاح های هدایت انرژی
فاصله یاب لیزری مبتنی بر همان اصولی است كه در رادارهای معمولی از آن ها استفاده می شود. یك تپ كوتاه لیزری ( معمولا با زمان 10 تا 20 نانوثانیه) به سمت هدف نشانه گیری می شود و تپ پراكنده برگشتی بوسیله یك دریافت كننده مناسب نوری كه شامل آشكارساز نوری است ثبت می شود. فاصله مورد نظر با اندازه گیری زمان پرواز این تپ لیزری به دست می اید. مزایای اصلی فاصله یاب لیزری را می توان به صورت زیر خلاصه كرد :
الف) وزن - قیمت و پیچیدگی آن به مراتب كمتر از رادارهای معمولی است.
ب) توانایی اندازه گیری فاصله حتی برای هنگامی كه هدف در حال پرواز در ارتفاع بسیار كمی از سطح زمین و یا دریا باشد.
اشكال عمده این نوع رادار در این است كه باریكه لیزر در شرایط نامناسب رویت به شدت در جو تضعیف می شود. فعلا چند نوع از فاصله یابهای لیزری با بردهای تا حدود 15 كیلومتر مورد استفاده اند :
الف) فاصله یاب های دستی برای استفاده سرباز پیاده ( یكی از آخرین مدل های آن در آمریكا ساخته شده كه در جیب جا می گیرد و وزن آن با باتری حدود 500 گرم است.
ب) سیستم های فاصله یاب برای استفاده در تانكها
ج) سیستم های فاصله یاب مناسب برای دفاع ضد هوایی
اولین لیزرهای كه در فاصله یابی از آن ها استفاده شد لیزرهای یاقوتی با سوئیچ Q بودند. امروزه فاصله یابهای لیزری اغلب بر اساس لیزرهای نئودمیم با سوئیچ Q طراحی شده اند. گرچه لیزرهای CO2 نوع TEA در بعضی موارد ( مثل فاصله یاب تانك ها ) جایگزین جالبی برای لیزرهای نئودمیم است.
دومین كاربرد نظامی لیزر در علامت گذاری است. اساس كار علامت گذاری لیزری خیلی ساده است : لیزری كه در یك مكان سوق الجیشی قرار گرفته است هدف را روشن می سازد به خاطر روشنایی شدید نور هنگامی كه هدف به وسیله یك صافی نوری با نوار باریك مشاهده شود به صورت یك نقطه روشن به نظر خواهد رسید. سلاح كه ممكن است بمب - موشك - و یا اسلحه منفجر شونده دیگری باشد بوسیله یك سیستم احساسگر مناسب مجهز شده است. در ساده ترین شكل این احساسگر می تواند یك عدسی باشد كه تصویر هدف را به یك آشكارساز نوری ربع دایره ای كه سیستم فرمان حركت سلاح را كنترل می كند انتقال می دهد و بنابراین می تواند آن را به سمت هدف هدایت كند. به این ترتیب هدف گیری با دقت بسیار زیاد امكان پذیر است. ( دقت هدف گیری حدود 1 متر از یك فاصله 10 كیلومتری ممكن به نظر می رسد.) معمولا لیزر از نوع Nd: YAG است. در حالی كه لیزرهای CO2 به خاطر پیچیدگی آشكارسازهای نوری ( كه مستلزم استفاده در دماهای سرمازایی است) نامناسب اند. علامت گذاری ممكن است از هواپیما - هلیكوپتر و یا از زمین انجام شود. ( مثلا با استفاده از یك علامت گذار دستی ). اكنون كوشش قابل ملاحظه ای هم در آمریكا و هم در روسیه برای ساخت لیزرهایی كه به عنوان سلاحههای هدایت انرژی به كار می روند اختصاص یافته است. در مورد سیستم های قوی لیزری مورد نظر با توان احتمالا در حدود مگا وات ( حداقل برای چند ده ثانیه ) یك سیستم نوری باریكه لیزر را به هدف ( هواپیما - ماهواره یا موشك ) هدایت می كند تا خسارت غیر قابل جبرانی به وسایل احساسگر آن وارد كند و یا اینكه چنان آسیبی به سطح آن وارد كند كه نهایتا در اثر تنش های پروازی دچار صدمه شود سیستم های لیزر مستقر در زمین به خاطر اثر معروف به شوفایی گرمایی كه در جو اتفاق می افتد فعلا چندان عملی به نظر نمی رسند. جو زمین توسط باریكه لیزر گرم می شود و این باعث می شود كه جو مانند یك عدسی منفی باریكه را واگرا سازد با قرار دادن لیزر در هواپیمای در حال پرواز در ارتفاع بالا و یا در یك سفینه فضایی می توان از این مساله اجتناب ورزید. اطالعات موجود در این زمینه ها به علت سری بودن آن ها اغلب ناقص و پراكنده اند. اما به نظر می رسد كه این سیستم ها كلا شامل باریكه هایی پیوسته با توان 5 تا 10 مگا وات (برای چند ثانیه ) با یك وسیله هدایت اپتیكی به قطر 5 تا 10 متر باشند مناسب ترین لیزرها برای اینگونه كاربرد ها احتمالا لیزرهای شیمیایی اند ( DF یا HF) . لیزرهای شیمیایی به ویژه برای سیستم های مستقر در فضا جالب اند زیرا توسط آن ها می توان انرژی لازم را به صورت انرژی ذخیره فشرده به شكل انرژی شیمیایی تركیب های مناسب تامین كرد.
تمام نگاری
تمام نگاری ( هولوگرافی http://www.holographer.org/ ) یك تكنیك انقلابی است كه عكسبرداری سه بعدی (یعنی كامل ) از یك جسم و یا یك صحنه را ممكن می كند. این تكنیك در سال 1948 توسط گابور ابداع شد ( در آن زمان به منظور بهتر كرده توان تفكیك میكروسكوپ الكترونی پیشنهاد شد) و به صورت یك پیشنهاد عملی در آمدو اما قابلیت واقعی این تكنیك پس از اختراع لیزر نشان داده شد.
اساس تمام نگاری به این صورت است كه باریكه لیزر بوسیله آینه كه قسمتی از نور را عبور می دهد به دو باریكه ( بازتابیده و عبوری) تقسیم می شوند. باریكه بازتابیده مستقیما به صفحه حساس به نور برخورد می كند در حالی كه باریكه عبوری جسمی را كه باید تمام نگاری شود روشن می كند. به این ترتیب قسمتی از نوری كه از جسم پراكنده شده هم روی صفحه حساس ( فیلم ) می افتد. به علت همدوس بودن باریكه ها یك نقش تداخلی از تركیب دو باریكه روی صفحه تشكیل می شود حالا اگر این فیلم ظاهر شود و تحت بزرگنمایی كافی بررسی شود می توان این فریزهای تداخلی را مشاهده كرد. فاصله بین دو فریز تاریك متوالی معمولا حدود 1 میكرومتر است. این نقش تداخلی پیچیده است و هنگامی كه صفحه را به وسیله چشم بررسی می كنیم به نظر نمی رسد كه حامل تصویر مشابه با جسم اولیه باشد اما این فریزهای تداخلی در واقع حامل ضبط كاملی از جسم اولیه است.
حال فرض كنید كه صفحه ظاهر شده را دوباره به محلی كه در معرض نور قرار داشت بازگردانیم و جسم تحت مطالعه را برداربم باریكه بازتابیده اكنون با فریزهای روی صفحه برهمكنش می كنند و دوباره در پشت صفحه یك باریكه پراشیده ایجاد می كندبنابراین ناظری كه به صفحه نگاه می كند جسم را در پشت صفحه می بیند طوری كه انگار هنوز هم جسم در آنجاست.
یكی از جالبترین خصوصیات تمام نگاری این است كه جسم بازسازی شده رفتار سه بعدی نشان می دهد بنابراین با حركت دادن چشم از محل تماشا می توان طرف دیگر جسم را مشاهده كرد. توجه كنید كه برای ضبط تمام نگار باید سه شرط اصلی را براورد: الف) درجه همدوسی نور لیزر باید به اندازه كافی باشد تا فریزهای تداخلی در روی صفحه تشكیل شود. ب) وضعیت نسبی جسم - صفحه و باریكه لیزر نباید در هنگام تاباندن نور به صفحه كه حدود چند ثانیه طول می شكد تغییر كند در واقع تغییر محل نسبی باید كمتر از نصف طول موج لیزر باشد تا از درهم شدن نقش تداخلی جلوگیری كند. ج) قدرت تفكیك صفحه عكاسی باید به اندازه كافی زیاد باشد تا بتواند فریزهای تداخلی را ضبط كند.
تمام نگاری به عنوان یك تكنیك ضبط و بازسازی تصویر سه بعدی بیشترین موفقیت را تاكنون در كاربردهای هنری داشته است تا در كاربردهای علمی . اما بر اساس تمام نگاری از یك تكنیك تداخل سنجی تمام نگاشتی در كاربردهای علمی به عنوان وسیله ای برای ضبط و اندازه گیری واكنشها و ارتعاشات اجسام سه بعدی استفاده شده است.
شاد و پر انرژی باشید
یكی از نشانه های كاربران حرفه ای عملكرد سریع آنها توسط كلیدهای میانبر است. میتوان گفت تمامی نرم افزارها این كلیدهای میانبر را برای سهولت كار كاربران دارا هستند. در این ترفند قصد داریم به معرفی تمامی كلیدهای میانبر موجود در بسته نرم افزاری آفیس برای برنامه هایExcel , PowerPoint , Word و ... و همچنین نحوه عملكرد هر یك بپردازیم. اگر قصد دارید در زمان خود صرفه جویی كنید این كلیدها را به خاطر بسپرید.
كلیدهای عمومی
ایجاد یك سند جدید:Ctrl+N
فراخوانی یك سند متفاوت:Ctrl+O
حركت میان سندهای باز:Ctrl+F6
ذخیره سازی یك سند:Ctrl+S
چاپ یك سند:Ctrl+P
بستن یك سند:Ctrl+W
كلیدهای میانبر حركت در سند
یك كلمه:جهت نمای راست +Ctrl وجهت نمای چپ+Ctrl
یك پاراگراف:جهت نمای بالا +Ctrl و جهت نمای پایین+Ctrl
یك صفحه كامل به بالا:Page up
یك صفحه كامل به پایین:Page down
ابتدای سطر:Home
انتهای سطر:End
ابتدای یك سند:Ctrl+Home
انتهای یك سند:Ctrl+End
یك سطر بالا:كلید جهت نمای بالا
یك سطر پایین:كلید جهت نمای پایین
یك كاراكتر به سمت راست یا چپ:كلیدجهت نمای راست یا چپ
حذف كلمه یا عبارتی در سمت راست (بعد)مكان نما:Ctrl+Del
حذف كلمه یا عبارتی در سمت راست (قبل)مكان نما:Ctrl+Backspace
حركت مكان نما به بالای صفحه نمایش:Ctrl+Page up
حركت مكان نما به پایین صفحه نمایش:Ctrl+Page down
كلید های میانبر كار با متن
انتخاب كاراكتر سمت راستی اشاره گر:كلیدجهت نمای راست+Shift
انتخاب كاراكتر سمت چپی اشاره گر:كلیدجهت نمای چپ+Shift
انتخاب یك واژه:كلیدجهت نمای راست+Shift+Ctrl
انتخاب یك سطر:Shift+End
انتخاب یك پاراگراف:كلید جهت نمای پایین+Shift+Ctrl
اتنخاب تمام سند:Ctrl+A
رفتن به یك صفحه مشخص:Ctrl+G
كلید های میانبر ویرایش متن
حذف كاراكتر قبلی اشاره گر:Backspace
حذف كاراكتر كه اشاره گر روی ان قرار دارد یا متنی كه انتخاب شده است:Delete
حذف واژه قبلی اشاره گر:Ctrl+ Backspace
حذف كاراكتر بعدی اشاره گر:Ctrl+Delet
كپی و حذف متن انتخاب شده:Ctrl+X
كپی گرفتن از متن انتخاب شده:Ctrl+C
الصاق متن كپی شده:Ctrl+V
بررسی املایی یك سند:F7
یافتن متن در سند:Ctrl+F
جایگزینی متن در سند:Ctrl+H
عملUndo:Ctrl+Z
عملRedo:Ctrl+Y
پایان سطر و انتقال به سطر بعدی:Enter
حركت به سمت پایین درTab :Outline
درج تورفتگی سطر اول پاراگراف یا پرش به ایستگاههای پرشی:Tab
حذف یا افزودن سطر جاری:Ctrl+0
كلیدهای میان بر قالب بندی متن
تغییر قلم:F+Shift+Ctrl
تغییر اندازه قلم:P+Shift+Ctrl
پررنگ كردن قلم:B+Ctrl
ایتالیك كردن قلم:I+Ctrl
زیر خط دار كردن قلم:U+Ctrl
دو زیر خط دار كردن قلم:D+Shift+Ctrl
حذف قالب بندی كاراكتر:Space Bar+Ctrl
فضای خطوط تنها پاراگراف:1+Ctrl
فضای دو برابر خطوط پاراگراف:2+Ctrl
فضای 5/1 برابر خطوط پاراگراف:5+Ctrl
تراز بندی وسط پاراگراف:E+Ctrl
تراز بندی چپ پاراگراف:L+Ctrl
تراز بندی راست پاراگراف:R+Ctrl
تراز بندی از دو طرف پاراگراف:J+Ctrl
برجسته كردن پاراگراف از چپ:M+Ctrl
برجسته كردن پاراگراف ازراست:M+shift+Ctrl
حذف قالب بندی پاراگراف:Q+Ctrl
به روز رسانی فیلدها:F9
تغییر روش نمایش فیلد منتخب:Shift+F9
تغییر روش تمام فیلدهای سند:Alt+F9
كاهش یا افزایش اندازه قلم به اندازه یك رقم:[+Ctrlا]
تغییر اندازه قلم به اندازه پیش فرض قبلی یا بعدی:<+Ctrl+Shiftا>
تبدیل حروف عادی به حالت دو زیر خط و برعكس:D+Shift+Ctrl
تبدیل حروف عادی به اندیس دار پایین و برعكس:=+Ctrl
تبدیل حروف عادی به اندیس دار بالا و برعكس:=+Ctrl+Shift
تبدیل ابتدای كلمات به حروف كوچك یا بزرگ:AK+shift+Ctrl
تغییر قلم جاری:F+Shift+Ctrl
تغییر قلم جاری:F+Shift+Ctrl
تغییر اندازه قلم جاری:F3+SHIFT
ایجاد تو رفتگی از سطر بعدی:P+Shift+Ctrl
حذف تو رفتگی سطر بعدی:T+Ctrl
حذف تو رفتگی سطر دوم:T+Shift+Ctrl
انتخاب همه سند:A+Ctrl
درج یك شكستگی سطری:Enter+Shift
انتقال به سطر یا صفحه بعدی:Ctrl+Enter
اشكار یا پنهان نمودن علایم:H+Shift+Ctrl
كلیدهای میان بر صدا
خاموش/روشن نمودن میكروفن:Win key+V
انتقال بین دو حالت دیكته و فرمان صوتی:Win key+T
فعال كردن حالت تصحیح:Win key+C
كلیدهای میان بر منوها
فعال شدن اولین عنوان نوار منو:ALT
فعال شدن منویAlt + F :File
فعال شدن منویAlt + E:Edit
فعال شدن منویAlt + V:View
فعال شدن منویAlt + I:Insert
فعال شدن منویAlt + O:Format
فعال شدن منویAlt + T:Tools
فعال شدن منویAlt + A:Table
فعال شدن منویAlt + W:Windows
فعال شدن منویAlt + H:Help
منبع : ترفندستان
شاد و پر انرژی باشید
در این گفتار به اختصار روش تایپ 10 انگشتی آموزش داده می شود. همانطور كه می دانید، تایپ ده انگشتی مهارتی است كه به شما امكان می دهد تا بدون نگاه كردن به صفحه كلید، با سرعتی بیش از 5برابر افراد عادی (180حرف در دقیقه) تایپ نمایید.
ارزش و اهمیت تایپ ده انگشتی
مدت دوره آموزش تایپ حرفه ای، به طور معمول در آموزشگاه های فنی و حرفه ای 4 ماه است كه گاهی بیشتر نیز می شود. اما معتقدم كه جهت آموزش این مهارت به افرادی كه واقعاً انگیزه و پشتكار یادگیری آن را داشته باشند، یك جلسه نیز كافی بوده و بعد از آن در صورتی كه تمرین مرتب و مكرر كنند، به مرور زمان در حد تایپیست های حرفه ای آموزش دیده ظاهر خواهند شد.
قدم اول
به صفحه كلید نگاه كنید. دو تا از دكمه های صفحه كلید روی خود برجستگی های كوچكی دارند كه وجود آنها كمك می كند تا موقعیت این دو دكمه را حتی در تاریكی یا بدون نگاه كردن نیز بتوان پیدا كرد. دكمه های مذكور، حروف F و J می باشند. انگشت اشاره دست راست خود را روی حرف F و انگشت اشاره دست چپتان را روی حرف J بگذارید.
قدم دوم
دو انگشت سبابه خود را روی دكمه SPACE مستقر نموده و 6 انگشت باقیمانده را به ترتیب روی دكمه های كنار حروف F و J بگذارید. (البته بدون فشردن دكمه ها) با مستقر شدن دستتان در این حالت، موقعیت تمامی دیگر كلیدها، نسبت به این 8 كلید ردیف وسط، قابل دسترس می باشد. این 8 دكمه را كلیدهای خانه (HOME KEYS) می نامند.
لازم به یادآوری است كه علت مرتب نبودن دكمه های صفحه كلید به ترتیب الفبایی، آرایش آنها به ترتیب میزان كارایی است. 8 كلید خانه، پركاربردترین حروف صفحه كلید به شمار می روند.
قدم سوم
برای تایپ كردن، هر كلیدی را كه می خواهید فشار دهید باید از میان 8 انگشت ردیف وسط، فقط یك انگشت كه به آن دكمه نزدیكتر است از جای خود بلند شده، كلید مذكور را فشرده و دوباره به جای خود بازگردد. پس از بازگشت انگشت به موقعیت اولیه، انگشت بعدی جهت فشردن دكمه بعدی از جای خود بلند شده، دكمه را فشرده و به جای خود باز می گردد. همینطور، هر دكمه ای را كه می خواهیم فشار دهیم، فقط یك انگشت برای فشردن آن از جای خود حركت كرده، آن كلید را فشرده و دوباره به جای خود باز می گردد.
شروع تایپ سرعتی به روش صحیح:
به عنوان شروع، دست خود را به روش گفته شده روی كلیدهای مبنا گذاشته و هر یك از كلمات زیر (یا دیگر كلمات دلخواه) را در برنامه WORD به قدری تایپ كنید كه احساس نمایید نوشتنشان (بدون نگاه به صفحه كلید) برایتان آسان شده است. هر كلمه، حدوداً دو خط.
الف) تمرین با حروف ردیف وسط:
سم، كشك، گك، ات، لب، شك،
بات،بابا ،الب، شبی، یاس، سال، لاك،
كمال، شیما، مینا، امشب، لك لك، نم نم
ب) تمرین با حروف ردیف وسط و بالا:
ضش، صس، ثی، قب، فب، چك، جك، حك، خم، هن، عت، غت
ضامن، صبا، ثمین، قلیان، فلفل، چنگك، جنگل، خلاص، همیشه، علما، غلام
فسنجان، فسقلی، فكستنی، ثنایی، قلقلی، قشنگ، عقاب، خفن، خنك
پ) تمرین با حروف ردیف های وسط، بالا و پایین:
ظش، طس، زی، رب، ذب، /ك، .م، ون، ئت، دت، زكی، رشت، دادار
ظله، طشت، زورو، رب انار، بند رخت، ظالم، طالبی، زنبور، روزی، ذلیل، دهكده، نائب،آبله
(نكته1: جهت نوشتن حرف آ كلیدهای SHIFT+H را بفشارید.)
(نكته2: كلید SHIFT همواره با انگشت كوچك دست مخالف دستی كه حرف مربوطه را می زند فشرده می شود)
ملاحظه، كبوتر، آشكار
قدم چهارم :
در شروع كار، ممكن است اجرای این روش، كمی برایتان دشوار بوده و یا احساس كنید روش كندی است. اما فراموش نكنید كه به مرور زمان آنقدر در این كار ماهر خواهید شد كه سرعت نوشتنتان با صفحه كلید چندان فرقی با سرعت نوشتن با خودكار نخواهد داشت.
تمارین مربوط به كلیدهای اعداد، در اینجا آورده نشده، اما جهت اطلاع از انگشت متناظر با هر عدد، به رنگ دكمه ها در شكل زیر دقت نمایید. (كلیدهای همرنگ با انگشت مشابهی فشرده می شوند)
ممكن است با بلند شدن یك انگشت، انگشت دیگری نیز به طور غیر ارادی از جای خود بلند شود، اما این موضوع ایرادی نداشته و مهم این است كه حتماً پس از فشار دادن دكمه مورد نظر، هر دو انگشت به جای اولیه خود باز گردند.
كلیات ماجرا
كلیات ماجرا همین بود. اما یادتان باشد كه میزان سرعت و مهارت شما در تایپ كامپیوتری فقط و فقط بستگی به میزان تمرین و تجربه تان خواهد داشت. چنانچه زمانی برسد كه بتوانید 180حرف در دقیقه تایپ كنید (با احتساب كسر 5حرف به ازای هر غلط) یعنی شایستگی دریافت مدرك بین المللی این رشته را داشته و از نظر سازمان فنی و حرفه ای كشور، یك تایپیست حرفه ای به شمار می آیید.
شاد و پر انرژی باشید
ترکیب های اضافی :
1- ملکی : مضاف الیه مالک مضاف باشد . ( امکان مالکیت وجود داشته باشد ) مثال : باغ حسین – ماشین علی
2- تخصیصی : یعنی مضاف اختصاص دارد به مضاف الیه . مثال : پنجره اتاق – در باغ
3- بیانی : وقتی مضاف الیه جنس مضاف را بیان می کند . مثال : قالی ابریشم – کاسه مس – تنگ بلور
4- تشبیهی : بین مضاف و مضاف الیه رابطه تشبیهی باشد و فرقی هم نمی کند که مضاف به مضاف الیه تشبیه شده باشد یا بالعکس.مثال: لب لعل – لعل لب – چراغ باده
5- استعاری : شبیه به بحث تشبیه است ، اما این دو مستقیم به هم تشبیه نشده اند و چیزی را از چیزی گرفته است(مضاف الیه اصلی است) مثال : سقف آسمان<=( سقف خانه )
6- اقترانی : یک نوع همراهی و مقارنه وجود دارد ( مضاف اصلی است ) مثال : دست ادب بر سینه گذاشت .
7- توضیحی : مضاف اسم عام است و مضاف الیه نام آن می باشد . مثال : کشور ایران – دریای خزر – کنسرو ماهی
نکته : طریقه تشخیص اضافه استعاری از اقترانی ( موارد 5 و 6 فوق )
در اضافه استعاری همیشه مضاف الیه کلمه اصلی است و می توان مضاف را حذف کرد. مانند : « دست ِ روزگار مرا بی چاره کرد » => [ روزگار مرا بی چاره کرد ]
اما در اضافه اقترانی ، مضاف کلمه اصلی است و می توان مضاف الیه را حذف کرد .
مانند : « دست ِ ادب بر سینه گذاشت » => [ دست بر سینه گذاشت ]
مصدر مرخم :
مصدری است که « ن » آن حذف شده است ولی هنوز معنای مصدری می دهد .
مانند : گفت و شنود ( گفتن و شنیدن ) – رفت و آمد ( رفتن و آمدن )
صفت بیانی :
1- صفت ساده = مرد ِخوب – قد ِبلند و ...
2- صفت فاعلی =
الف ) بن مضارع + « نده » ( مثال : شنونده )، + « ا » ( مثال : گویا )
، + گار (مثال : آموزگار) ، + « ان » ( مثال : خندان )
ب ) بن ماضی + « ار » ( خواستار )، + گر ( رفتگر )، + گار ( آفریدگار )
ج ) اسم + « گر » ( ستمگر )، + گر ( کارگر )
3- صفت مفعولی = بن ماضی + « ه » ( شنیده ، خورده ، گفته )
4- صفت نسبی = اسم + « ی » ( ایرانی )، + « ین » ( زرین ) ، + « ینه » ( دوشینه )، + « گان » ( مهرگان )
5- صفت لیاقت = مصدر + « ی » ( خوردنی ، شنیدنی ، دیدنی )
ضمیر :
1- شخص = من – تو و ...
2- مشترک = خود ، خویش ، خویشتن و ...
3- اشاره = این ، آن همین ، همان و ...
4- پرسشی = آیا ، چرا ، چطور ، چه ، که ، کی ، کدام ، کجا و ...
5- مبهم = همه ، هیچ ، هر ، هرکدام و ...
6- تعجبی = چه ، عجب ( وه ، راه و ... ) و ...
نکته : ضمایر مبهم ، پرسشی و اشاره ( و گاهی برخی دیگر از ضمایر ) هرگاه به تنهایی به کار روند ضمیر هستند و هرگاه به همراه اسم بیایند صفت هستند . مانند :
این را بردار این کتاب را بردار کدام را خریدی
ضمیر اشاره صفت اشاره ضمیر پرسشی
کدام کتاب را خریدی همه آمدند همه مردم آمدند
صفت ضمیر مبهم صفت
ضمایر شخصی :
الف ) پیوسته ( متصل ) :
1- فقط به فعل می چسبند { م – یم – ی – ید – د – ند } همان شناسه های نهادی هستند و نقش نهادی دارند .
2- هم به فعل و هم به اسم می چسبند { م – مان – ت – تان – ش – شان }
ب ) جدا ( منفصل ) :
من - ما
تو - شما
او - ایشان
حرف :
1- ربط :
الف ) همپایه ساز ( اما ، ولی ، و ، یا )
ب ) وابسته ساز ( که ، تا ، چون ، زیرا ، اگر ، ... )
2- اضافه :
نقش متمم می سازد ( با ، به ، از ، برای ، بهر ، در ، ... )
3- نشانه ( نقش نما ) :
« را »(نقش مفعول)، کسره ااضافه ( نقش اضافی و وصفی ) ، ای ، یا ، الف ( منادا )
خوب دوستان عزیزم ، این هم آموزش دستور زبان شیرین فارسی .. فکر می کنم بیشتر مطالبی رو که مورد استفاده باشه درج کرده باشم .. ولی اگر مطلب دیگه ای در این زمینه به ذهنم رسید یا بهتر بگم یاد گرفتم ! سریعاً برای شما عزیزان ، تحت عنوان یک مطلب جدید دیگه تو سایت قرار می دهم .. صمیمانه منتظر نکته نظرات ، انتقادات و پیشنهادات شما بازدیدکنندگان محترم هستم ./
با تشکر
مدیر سایت : فرشید نظام
شاد و پر انرژی باشید
قید
الف ) مختص :
1- کلماتی مانند: ( ناگهان ، هنوز ، هرگز ، همواره ، شاید ، باید ، متاسفانه و... )
2- کلمات تنوین دار مانند : ( اصلاً ، ابداً ، حتماً و... )
ب ) مشترک :
1- صفت : خوب ، آهسته و ...
مثال : با صدای آهسته صحبت کنید .
موصوف صفت
2- اسم : امروز و ...
مثال :
امروز روز خوبی بود .
نهاد ( اسم )
من امروز آمدم .
قید
نکته : برای یافتن قید همیشه از فعل سئوال « چگونه » یا « چطور » را مطرح می کنیم ، پاسخ آن قید حالت است . مثال : علی سریعاً آمد . می پرسیم : چگونه آمد ؟ سریعاً
قید
« را » فک اضافه :
در قدیم گاهی جای مضاف و مضاف الیه را عوض نموده و حرف « را » بین آن دو قرار می دادند ، به این « را » فک اضافه می گویند .
مثال :
دست او را بریدند . او را دست بریدند .
فک اضافه
اسم ها
نشانه های معرفه ( شناس ) :
1- اسامی خاص
2- اسامی پیش از « را »
3- اسامی پیش از « این » ، « آن »
4- چنانچه مضاف الیه معرفه باشد ، مضاف هم به تبعه آن معرفه می شود .
نشانه های نکره ( ناشناس ) :
1- « ی »
2- « یک » قبل از اسم
3- « یکی » قبل از اسم
نکته : اگر به موردی برخورد کردیم که هر دوی معرفه و نکره را داشت ، آن را می گوئیم که مقدم است . مثال : کتابی را خریدم .
نکره
اسم از لحاظ کلی و از نظر ساختمان :
1- ساده ( جامد ) = گل ، دیوار و ... ( یعنی از این کوچکتر نمی شود )
2- مشتق : یک جزء معنی دار و یک جزء بی معنی = دانش => دان + –ِ ش
3- مرکب : دو جزء معنی دار = کتابخانه => کتاب + خانه
4- مشتق مرکب : دو جزء معنی دار و یک جزء بی معنی = سراسر=> سر+ ا + سر
نکته : در کلمه هایی مثل گلدان و ... = « دان » به معنی دانستن مثل « دانش » نیست یا مثلاً کلمه « موشک » به صورت « مو » و « شک » نمی شود و به صورت
« موش + ک » معنی می دهد .
نشانه های جمع :
1- ان ( فارسی )
2- ها ( فارسی )
3- ون ( عربی )
4- ین ( عریی )
5- ات ( عربی )
نکته 1 : برای تشخیص کلمه عربی از فارسی ؛ اگر بتوانیم کلمه ایی را به کلمه ایی دیگر تبدیل کنیم عربیست . مثل : علوم => عالم
نکته 2 : بعضی از کلمات ذاتاً جمع هستند . مثل : امت ، مردم ، غافله ، سپاه و ... ؛ این کلمات باید با فعل مفرد به کار رود . ( اسم جمع )
اسم مصغر و علامت های تصغیر :
1- « چه » ( کوچه – باغچه ، ... )
2- « و » ( گردو – یارو – خواجو ، ... )
3- « ک » ( مردک – عروسک ، ... )
خوب دوستان و همراهان گرامی ؛ این هم یک قسمت دیگه از دستور زبان شیرین فارسی
امیدوارم که استفاده کرده باشید .. در قسمت بعدی سعی می کنم در مورد " ترکیبها " براتون بنویسم .. منتظر نظرات شما خوبان هستم ../
شاد و پر انرژی باشید
نهاد : 1- فاعل 2- نهاد
فعل ربطی ( اسنادی ) :
1- اصلی ( است ، بود ، شه ، گشت ، گردید ، ... )
2- فرعی ( گفتن ، خواندن ، نامیدن ، ... )
مسند و افعال اسنادی :
مسند کلمه ایی است که به همراه فعل ربطی می آید تا معنای آن را کامل کند . فعل های اسنادی بدون مسند معنای کاملی ندارند . افعال اسنادی بر دو نوع هستند :
1- افعال اصلی :
افعالی هستند که همیشه بصورت فعل ربطی ( اسنادی ) به کار می روند .
2- افعال فرعی :
افعالی هستند که در واقع فعل تام می باشند ( فعل تام : فعلی است که به تنهایی معنای کاملی دارد . مانند : خوردن ، نشستن ، ایستادن و ... ) اما در بعضی از جمله ها بصورت اسنادی به کار می روند و مسندی که به همراه آن می آید « تمیز » نام دارد . مانند افعال :
نامیدن ، دانستن ، خواندن ، گفتن و ... )
مثال :
همه او را قهرمان می دانند . توضیح : قهرمان در این جمله تمیز نامیده می شود .
همدان را در قدیم اکباتان می گفتند . توضیح : اکباتان در این جمله تمیز نامیده می شود .
نکته : جمله ایی که فعل آن تام باشد جمله فعلیه ، و جمله ایی که فعل آن اسم باشد جمله اسمیه نامیده می شود .
بن :
1- ماضی ( مصدر – ن = رفتن => رفت ) [ توضیح : " – " منظورعلامت منها است! ]
2- مضارع ( امر مخاطب مفرد – ب = خوردن => بخور => خور )
نکته : فعل مرکب فعلی است که از یک کلمه ( اسم یا صفت ) به اضافه یک فعل ساخته می شود و روی هم معنی واحدی را می رساند . یکی از راه های میانبر تشخیص این مورد به این ترتیب می باشد :
بین جزء صرفی و غیرصرفی ، حرف « را » قرار می دهیم ، اگر معنی صحیح بود فعل مرکب نیست . مانند :
خانه ساختن => خانه را ساختن . ( مرکب نیست )
و در غیر این صورت مرکب است . مانند :
یاد گرفتن => یاد را گرفتن . ( مرکب است )
فعل کمکی ( معین ) :
برای آن که بتوانیم فعلی را در زمانها و یا وجه خاصی صرف کنیم یا از آن ساختار مجهول بسازیم ، از فعل های دیگر کمک کی گیریم . مثلاً اگر بخواهیم از مصدر فعلی ماضی بعید بسازیم از فعل کمکی « بودن » استفاده می کنیم . مانند : خورده بودم .
فعل های کمکی ( معین ) دیگر مانند : اَستن – خورده ام ( ماضی نقلی ) – باشیدن = رفته باشم ( ماضی التزامی ) – داشتن = داشتم می رفتم ( ماضی ملموس ) – دارم می روم ( مضارع ملموس ) – خواستن = خواهم رفت ( مستقبل ) – شکسته شد ( مجهول )
نشانه افعال در زمان های مختلف :
ماضی :
ماضی ساده ( مطلق ) = رفتم
ماضی نقلی = رفته ام
ماضی استمراری = می رفتم
ماضی بعید = رفته بودم
ماضی ابعد = رفته بوده ام
ماضی التزامی = رفته باشم
ماضی نقلی استمراری ( مستمر ) = می رفته ام
ماضی ملموس = داشتم می رفتم
مضارع :
مضارع اخباری = می روم
مضارع التزامی = بروم
مضارع ملموس = دارم می روم
مستقبل یا آینده = خواهم رفت
نکته : در همه این موارد اگر نشانه ها بصورت منفی هم باشند ، باز هم حکم همین زمانها را دارند . مثل : می دانی یا نمی دانی
موضوع دیگری که در تشخیص این موارد لازم به ذکر است ، این که : هرگاه فعل به تنهایی مورد سئوال قرار گیرد ، براساس ظاهر آن ، نوع فعل را مشخص می کنیم ؛ اما اگر فعل در جمله باشد ، براساس معنای جمله ، نوع آن را تعیین می نمائیم .مثال :
ندانی و نخواهی که بدانی معنی : نمی دانی و نمی خواهی که بدانی
نمی دانی و نمی خواهی = مضارع اخباری - بدانی = مضارع التزامی
خوب دوستان عزیز و همراهان همیشگی سایت ، امیدوارم که استفاده کرده باشید و مورد پسندتون قرار گرفته باشه .. آموزش دستور زبان فارسی همچنان ادامه داره و من سعی می کنم در همین روزها مبحث دیگری رو در این زمینه شروع کنم .. پس منتظر باشید !! منتظر نظرات شما خوبان هستم .. با تشکر
شاد و پر انرژی باشید
نهاد : 1- فاعل 2- نهاد
فعل ربطی ( اسنادی ) :
1- اصلی ( است ، بود ، شه ، گشت ، گردید ، ... )
2- فرعی ( گفتن ، خواندن ، نامیدن ، ... )
مسند و افعال اسنادی :
مسند کلمه ایی است که به همراه فعل ربطی می آید تا معنای آن را کامل کند . فعل های اسنادی بدون مسند معنای کاملی ندارند . افعال اسنادی بر دو نوع هستند :
1- افعال اصلی :
افعالی هستند که همیشه بصورت فعل ربطی ( اسنادی ) به کار می روند .
2- افعال فرعی :
افعالی هستند که در واقع فعل تام می باشند ( فعل تام : فعلی است که به تنهایی معنای کاملی دارد . مانند : خوردن ، نشستن ، ایستادن و ... ) اما در بعضی از جمله ها بصورت اسنادی به کار می روند و مسندی که به همراه آن می آید « تمیز » نام دارد . مانند افعال :
نامیدن ، دانستن ، خواندن ، گفتن و ... )
مثال :
همه او را قهرمان می دانند . توضیح : قهرمان در این جمله تمیز نامیده می شود .
همدان را در قدیم اکباتان می گفتند . توضیح : اکباتان در این جمله تمیز نامیده می شود .
نکته : جمله ایی که فعل آن تام باشد جمله فعلیه ، و جمله ایی که فعل آن اسم باشد جمله اسمیه نامیده می شود .
بن :
1- ماضی ( مصدر – ن = رفتن => رفت ) [ توضیح : " – " منظورعلامت منها است! ]
2- مضارع ( امر مخاطب مفرد – ب = خوردن => بخور => خور )
نکته : فعل مرکب فعلی است که از یک کلمه ( اسم یا صفت ) به اضافه یک فعل ساخته می شود و روی هم معنی واحدی را می رساند . یکی از راه های میانبر تشخیص این مورد به این ترتیب می باشد :
بین جزء صرفی و غیرصرفی ، حرف « را » قرار می دهیم ، اگر معنی صحیح بود فعل مرکب نیست . مانند :
خانه ساختن => خانه را ساختن . ( مرکب نیست )
و در غیر این صورت مرکب است . مانند :
یاد گرفتن => یاد را گرفتن . ( مرکب است )
فعل کمکی ( معین ) :
برای آن که بتوانیم فعلی را در زمانها و یا وجه خاصی صرف کنیم یا از آن ساختار مجهول بسازیم ، از فعل های دیگر کمک کی گیریم . مثلاً اگر بخواهیم از مصدر فعلی ماضی بعید بسازیم از فعل کمکی « بودن » استفاده می کنیم . مانند : خورده بودم .
فعل های کمکی ( معین ) دیگر مانند : اَستن – خورده ام ( ماضی نقلی ) – باشیدن = رفته باشم ( ماضی التزامی ) – داشتن = داشتم می رفتم ( ماضی ملموس ) – دارم می روم ( مضارع ملموس ) – خواستن = خواهم رفت ( مستقبل ) – شکسته شد ( مجهول )
نشانه افعال در زمان های مختلف :
ماضی :
ماضی ساده ( مطلق ) = رفتم
ماضی نقلی = رفته ام
ماضی استمراری = می رفتم
ماضی بعید = رفته بودم
ماضی ابعد = رفته بوده ام
ماضی التزامی = رفته باشم
ماضی نقلی استمراری ( مستمر ) = می رفته ام
ماضی ملموس = داشتم می رفتم
مضارع :
مضارع اخباری = می روم
مضارع التزامی = بروم
مضارع ملموس = دارم می روم
مستقبل یا آینده = خواهم رفت
نکته : در همه این موارد اگر نشانه ها بصورت منفی هم باشند ، باز هم حکم همین زمانها را دارند . مثل : می دانی یا نمی دانی
موضوع دیگری که در تشخیص این موارد لازم به ذکر است ، این که : هرگاه فعل به تنهایی مورد سئوال قرار گیرد ، براساس ظاهر آن ، نوع فعل را مشخص می کنیم ؛ اما اگر فعل در جمله باشد ، براساس معنای جمله ، نوع آن را تعیین می نمائیم .مثال :
ندانی و نخواهی که بدانی معنی : نمی دانی و نمی خواهی که بدانی
نمی دانی و نمی خواهی = مضارع اخباری - بدانی = مضارع التزامی
خوب دوستان عزیز و همراهان همیشگی سایت ، امیدوارم که استفاده کرده باشید و مورد پسندتون قرار گرفته باشه .. آموزش دستور زبان فارسی همچنان ادامه داره و من سعی می کنم در همین روزها مبحث دیگری رو در این زمینه شروع کنم .. پس منتظر باشید !! منتظر نظرات شما خوبان هستم .. با تشکر
شاد و پر انرژی باشید
دستور زبان فارسی
از انواع جمله :
1- جمله مستقل 2- شبه جمله
1- جمله مستقل: واحدی از زبان که معنای آن مستقل و کامل است . اگر یک فعل داشته باشد جمله ساده ، و اگر بیش از یک فعل داشته باشد جمله مرکب است .
جمله مستقل :
1- جمله ساده ( فقط یک فعل دارد . مثال : علی آمد . )
2- جمله مرکب ( بیش از یک فعل دارد . مثال : چون هوا سرد بود از خانه بیرون نیامدم)
جمله مرکب دو بخش دارد :
1- جمله پایه ( هسته ) 2- جمله پیرو ( وابسته )
جمله پایه :بخش اصلی جمله مرکب است که قابل حذف نیست و پیوند وابسته ساز* ندارد.
جمله پیرو: آن بخشی از جمله مرکب است که پیوند وابسته ساز* دارد .
* نکته ها :
· پیوند وابسته ساز : پیوندهایی هستند که اگر بر سر جمله ایی بیایند ، آن جمله را وابسته جمله دیگر می کنند . که عبارتند از : که – زیرا – تا – چون – اگر – برای اینکه – بطوریکه – هنگامیکه و ...
· پیوندهای « اما – ولی – وَ – یا » پیوندهای هم پایه هستند . یعنی اگر بین دو جمله بیایند به آن دو جمله ، جمله های هم پایه می گوییم .
تعداد جمله :
برای دانستن اینکه یک عبارت با یک بیت دارای چند جمله است ، به موارد زیر توجه کنید :
1- هر فعل در جمله مبین یک جمله است . مانند :
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآید گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید
2- فعل های محذوف را نیز باید در نظر گرفت.به عنوان مثال عبارت زیر دو جمله است :
یکی از دوستان در کجاوه انیس من بودی و در حجره جلیس
در واقع به این شکل است :
یکی از دوستان در کجاوه انیس من بودی و در حجره جلیس ( بودی )
( بودی ) حذف شده ، ولی جزء جمله است .
2- شبه جمله :
شبه جمله هم بر دو نوع می باشد :
الف ) اصوات ( احسنت ، دریغا ، سلام ، وای و...)
ب ) منادا ( ای ، یا ، الف و ...)
3- منادا ، یک جمله به حساب می آید . به عنوان مثال عبارت زیر چهار جمله است :
ای خدایی که خالق جهانی ( هستی ) و ای پروردگاری که بزرگ و با عظمت هستی
4- اصوات نیز یک جمله کامل به حساب می آیند . به عنوان مثال عبارت زیر سه جمله است :
سلام احسنت چه شعر زیبایی سروده ای
دوستان و همراهان عزیز امیدوارم که استفاده کرده باشید و خوشتان آمده باشد .. البته این قسمت ادامه دارد و به امید خدا در روزهای آینده بیشتر برای شما از دستور زبان خواهم نوشت .صمیمانه منتظر نظرهای شما عزیزان در بخش نظرات سایت هستم ./
با تشکر
مدیر سایت : فرشید نظام
شاد و پر انرژی باشید
پیرو آموزش هایی که در این سایت خدمت شما عزیزان قرار می دادم ، قصد دارم که برای این قسمت ، ( همانطور که قبلاً قول داده بودم ) آموزش زبان فارسی را برای شما بگنجانم که امیدوارم مورد قبول شما واقع بشود .
آرایه های ادبی
1- مراعات نظیر ( تناسب ) : آوردن چند کلمه هم مهنی یا کلماتی که در یک معقوله قرار می گیرند را صنعت « مراعات نظیر » می گویند . مانند :
به نام خداوند جان و خرد و یا :
ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
2- آرایه تکرار : وقتی است که شاعر یا نویسنده کلمه ایی را چندین مرتبه با یک معنی در شعر یا نوشته خود تکرار کند . مانند :
خداوند نام و خداوند جای خداوند روزی ده رهنمای
3- جناس : الف ) جناس « تام » ب ) جناس « ناقص »
الف ) جناس تام : وقتی است که شاعر یک کلمه را در دو معنای متفاوت به کار برده باشد. به عبارت دیگر دو کلمه متجانس دقیقاً مانند هم نوشته می شوند ، اما در معنا اختلاف دارند. مانند :
تار زلفت را مشاطه گر جدا از شانه کرد دست آن مشاطه را باید جدا از شانه کرد
توضیح :
در مصراع اول منظور از شانه همان وسیله ای است که موها را با آن شانه می کنند ولی
در مصراع دوم مقصود از شانه ، قسمتی از بدن ( کتف ) می باشد .
ب ) انواع جناس ناقص
ناقص حرکتی : وقتی است که اختلاف دو کلمه متجانس در حرکات آنان است.مانند:
صبحدم ناله قمری شنو از طرف چمن تا فراموش کنی ناله دور قمَری
مضارع ( اختلاف حروفی ) : وقتی است که اختلاف دو کلمه متجانس در یکی از حروف آنان است . مانند :
جوشن و روشن یا صباح و صبوح
زائد ( افزایشی ) : وقتی است که یکی از کلمات متجانس حرفی بیش از دیگری داشته باشد . مانند :
دیوان و دیوانه
اشتقاق : وقتی است که دو کلمه متجانس از یک ریشه مشتق شده باشند . مانند :
احسان – حسن – محسن یا دانا – دانش
خط : وقتی است که اختلاف دو کلمه متجانس در نقطه های آنان است . مانند :
بیمار – تیمار یا محرم – مجرم
هر کجا محرم شدی چشم از خیانت باز دار ای بسا محرم که با یک نقطه مجرم می شود
جناس قلب : شامل دو نوع می شود که عبارتند از :
1- بعض = پیر ، پری – نام ، نما – و ...
2- کل = زار ، راز – و ...
مثال :
هست انیس کریم ورنشناسی زود بخوان باژگونه سیرک سینا
شکر به ترازوی وزارت برکش
این دو مثال بالا ، قلب به کل هستند . ( منظور این که اگر برعکس هم بخوانیمشان ، باز هم همان کلمه خوانده می شود ( البته احتمال دارد که یکی دو حرفش فرق داشته باشد ! )
" بحث جناس های ناقص رو فعلاً تا همین جا داشته باشید تا در فرصتی دیگر به ادامه معرفی و توضیح جناس ها بپردازیم "
4- تلمیح ( اشاره کردن ) : وقتی است که شاعر در بیت خویش به آیه ای از قرآن ، احادیث ، داستان ها ، و وقایع تاریخی اشاره ای گذرا می کند . مانند :
به بینندگان آفریننده را نبینی مرنجان دو بیننده را
که اشاره دارد به آیه :
لا تدرک الابصار و هو یدرک الابصار
واج آرایی ( نغمه حروف ) : وقتی است که شاعر یک یا چند واج را در بیت خویش تکرار کند . مانند :
جان بی جمال جانان میل جهان ندارد هر کس که این ندارد حقا که آن ندارد
واج « ج » - « الف » - « ن » تکرار شده است.
انواع واج ها : الف - صامت ( 23 واج – حروف هم صدا مانند « ث - س – ص ,... » حذف می شوند ) ب - مصوت ( 6 واج َ ِ ُ – آ – ای – او )
6 – استفهام انکاری ( سئوال کردن و پاسخ رد دادن ) : وقتی است که شاعر در بیت خویش سئوالی را مطرح می کند که خود می خواهد به آن پاسخ منفی بدهد . مانند :
به این آلت و رای و جان و روان ستوده آفریننده را چون توان ؟
7 – اغراق ( مبالغه ) : نسبت دادن صفت غیر ممکن به کسی یا چیزی . مانند :
شود کوه آهن چو دریای آب اگر بشنود نام افراسیاب
8 – تشبیه و استعاره :
1- شبه ( مستعارله )
2- مشبه به ( مستعارمنه )
4- ادات تشبیه
5- وجه شبه ( جامع )
مثال :
تنش چون بید لرزان است .
تنش = مشبه
چون = ادات تشبیه
بید = مشبه به
لرزان = وجه شبه
نکاتی چند در مورد تشبیه و استعاره :
1- همیشه وجه شبه در مشبه باید قوی تر از مشبه باشد .
2- وجه شبه و ادات تشبیه و مشبه می توانند حذف شوند .
3- استعاره همان تشبیه است که مشبه اش حذف شده است .
4- در استعاره همیشه کلمه ایی وجود دارد که به شما می گوید که این کلمه در معنای واقعی خود نیست . مثال : سروی را دیدم که می خرامید .
استعاره قرینه *
* قرینه : در هر جمله دارای استعاره ، کلمه ای وجود دارد که به ما می فهماند که کدام کلمه در معنی واقعی خود به کار نرفته است و استعاره است ، به این کلمه قرینه می گویند.
9- ایهام تناسب : وقتی است که شاعر کلماتی را در بیت خویش بیاورد که در نگاه اول با هم تناسب داشته باشند اما با قدری تامل در می یابیم که شاعر کلمات را در معنی به کار برده است که با هم تناسب ندارند . مانند :
چنان سایه گسترده بر عالمی که زالی نیاندیشد از رستمی
زالی در اینجا به معنی پیرزن سپید موی می باشد !
دوستان خوبم امیدوارم که استفاده کرده باشید ... منتظر قسمت های بعدی آموزش دستور زبان فارسی باشید !
شاد و پر انرژی باشید
با عرض سلام دیگری به شما عزیزانم که همیشه بنده را مورد لطف خودتان قرار داده اید و بنده رو با نظرهای زیباتون تشویق کرده و انرژی مثبتی به من تزریق کردید ..
یکی از خدمات این سایت ارائه نکات آموزشی در زمینه های مختلف هستش و دوست دارم هر آنچه را که در طول این چند سال زندگی ام یاد گرفتم و یا در حال یادگیری هستم را در اختیار همگان و بشریت بگذارم آرمان و هدف من از راه اندازی این سایت و تغییر رویه ایی که تو زندگی ام ایجاد کردم ، بخاطر همین موضوع بوده و سعی خواهم کرد تا آن زمان که انرژی دارم و نفس می کشم روی این اصل حرکت کنم و هر چیزی رو که به نظرم مثبت می رسه و خودم ازش نتیجه گرفتم را در اختیار شما دوستان بگذارم .
خوب برای این قسمت و اولین مطلب از گروه موضوعی " آموزش" قصد دارم از زبان انگلیسی شروع کنم و مطالبش رو بصورت بیسیک و پایه به شما عزیزان ارائه بدهم . تقریباً میشود گفت که بیشتر سایت هایی که آموزش زبان انگلیسی خدمات می دهند رایگان نیستند و اگر هم رایگان باشند ، مطالب را بصورت کامل نمی گویند ؛ از این رو حس کردم که نیاز به چنین سرویسی لازم هست و با توجه به اینکه متاسفانه در ایران افراد در دانستن زبان انگلیسی به دو دسته :1- افرادی که زبان را خوب بلد هستند و 2- افرادی که هیچی از زبان نمی دانند .. تقسیم می شوند و این آمار زیاد جالب نیست ، امیدوارم به نوبه خودم گام مؤثری را در زمینه آموزش زبان انگلیسی بر دارم .. و حمایت شما از این سایت خیلی در این امر مؤثر خواهد بود و امیدوارم بعد از استفاده از مطالب ، در قسمت نظرات حمایت خودتان را از این سایت اعلام کنید . با تشکر .. مدیر سایت : فرشید نظام
آموزش زبان انگلیسی ( قسمت اول )
دوستان خوبم ، بنده مطالب رو به صورت ساده و کاربردی بیان می کنم و از پرداختن به جزئیات که باعث سردرگمی می شود خودداری می کنم ..
اولین نکته در زبان انگلیسی ، نحوه جمله سازی می باشد که به این ترتیب است :
قید زمان+ قید مکان + قید حالت + مفعول + فعل اصلی + قید تکرار + فعل کمکی+ فاعل
فاعل : به کننده کار فاعل می گویند . فاعل می تواند « اسم » یا « ضمیر فاعلی » باشد .
مفرد = I – You – He – She – It
جمع = We – You - They
توضیح : He – She – It سوم شخص مفرد هستند و They سوم شخص جمع می باشد .
فعل کمکی : به معنی فعل اصلی کمک می کند .
Do – Does – Did
Am – Is – Are
Was – Were
Will – Would
Can – Could
May – Might
Shall – Should
Must
Ought to
توضیح : فعل های کمکی که زیر آنها خط کشیده شده است ، مخصوص زمان گدشته می باشند .
قید تکرار : تعداد دفعات اتفاق افتادن فعل اصلی را نشان می دهد .
Always – Sometimes – Often – Usually – Frequently – Occasionally – Hardly(ever) – Scarcely – Rarely – Seldom – Never ,…
فعل اصلی : بر انجام شدن کار در یک زمان خاص ( گذشته ، حال ، آینده ) دلالت دارد .
فعل ها به دو دسته بزرگ تقسیم می شوند :
1- لازم 2- متعدی
فعل لازم : نام دیگر آن فعل مفعول ناپذیر است که احتیاج به مفعول ندارد ، بنابراین بصورت مجهول به کار نمی رود . مانند : Run – Live
فعل متعدی : نام دیگر آن مفعول پذیر است که برای تکمیل معنی نیاز به مفعول دارد .
مانند : Eat – Make
توضیح : برای تشخیص لازم یا متعدی بودن فعل ، دو عبارت « چه چیزی را » و « چه کسی را » را از فعل اصلی می پرسیم .. اگر پاسخ مناسب و درست و صحیح نداشته باشیم ، فعل لازم است . اگر دو عبارت فوق را بپرسیم و پاسخ مناسب و صحیح داشته باشیم ، فعل متعدی است .
فعل به سه حالت به کار می رود : (P.P.) اسم مفعول – گذشته – حال
فعل ها به دو دسته با قاعده و بی قاعده تقسیم می شوند :
افعال با قاعده : برای یادگیری آنها مجبور هستیم سه قسمت آنها را حفظ کنیم !
مانند : Go , Went , Gone
افعال بی قاعده : زمان گذشته و اسم مفعول آنها بوسیله " d " یا " ed " ساخته می شود.
مانند : Help , Helped , Helped
مفعول : کس یا چیزی است که کار روی آن انجام می شود . هر کس یا هر چیزی می تواند مفعول باشد . به جای مفعول می توانیم از ضمیر مفعولی استفاده کنیم .
ضمایر مفعولی عبارتند از :
Me – You – Him – Her – It – Us – You – Them
مانند : I saw ali یا I saw him
قید حالت : حالت چگونگی رخ دادن فعل را نشان می دهد .( در جواب چگونه می آید )
اگر به بعضی از فعل ها " Ly " اضافه شود ، تبدیل به قید حالت می شوند .
مانند : Quick + ly = Quickly
سه مورد هم از صفت ها هستند که استثنا هستند و این مورد شامل حال آنها نمی شود :
Good = Well
Fast = Fast
Hard = Hard
نکته : اگر بعضی از اسم ها " Ly " بگیرند ، تبدیل به صفت می شوند . اگر چنین نکته ایی داشته باشیم ، برای اینکه چنین صفتی را تبدیل به قید حالت کنیم ، آن صفت را در نقطه چین عبارت زیر قرار می دهیم :
In a …………… way
مانند : He talked to me in a friendly way
قید مکان : محل وقوع فعل اصلی را نشان می دهد . یک کلمه با توجه به جایگاه خود می تواند فاعل ، مفعول و یا قید باشد .
قید زمان : زمان وقوع فعل اصلی ( زمان جمله ) را نشان می دهد . یک یا چند کلمه است که اکثراً در انتهای جمله و برای تاکید در ابتدای جمله به کار می رود .
دوستان عزیز و همراهان گرامی ؛ امیدوارم که استفاده کرده باشید و خوشتان آمده باشد.. منتظر آموزش های بعدی هم باشید ! از زبان شیرین خودمان " فارسی " هم آموزش داریم! که خیلی شیرین و زیباست ... منتظر نظرات شما خوبان هستم .
شاد و پر انرژی باشید








