#92702689#* نمایش : سریال نامبر گوشی ، تاریخ ساخت ، تاریخ فروش ، تاریخ آخرین تعمیرات ( 0000 به معنای نداشتن تعمیر قبلی) برای خروج از این صفحه باید گوشی را خاموش و دوباره روشن کنید.
#3370* با این کد شما از حالت EFR استفاده خواهید کرد که باعث میگردد از حداکثر کیفیت صدای گوشی برخوردار شوید اما در عوض مصرف باطری شما کمی بالاتر خواهد رفت
بر روی گوشی نوکیا 3310 آزمایش شد و عمل کرد)
#3370# حالت EFR را غیر فعال میسازد.
#4720#* گوشی را در حالت کیفیت صدای پائین قرار میدهد و در عوض مصرف باطری شما درحدود 30 درصد کاهش میابد.
#4720#* حالت قبل را غیر فعال میسازد.
#0000#* و یا #9999#* ورژن سیستم عامل گوشی ، تاریخ ساخت نرم افزار ، و نوع فشرده سازی را نشان میدهد.
#30#* شماره های محرمانه گوشی را نمایش میدهد.
#67705646#* در گوشیهای مدل 3310 و 3330 لگوی شبکه را حذف میکند ( IR-TCI )
#73#* تایمر گوشی و همچنین تمام امتیازات بدست آمده در بازیها را Reset میکند.
#746025625#* نمایش وضعیت سرعت clock سیمکارت گوشی. اگر گوشی شما دارای حالت SIM Clock Stop Allowed باشد به این معنا خواهد بود که گوشی شما میتواند درحالت کمترین میزان مصرف باطری درحالت Standby قرار بگیرد.
#2640#* کد رمز فعلی گوشی را نشان میدهد. کد رمز گوشی در حالت عادی 12345میباشد.
#7780#* RESET گوشی یا همان بازگشت به حالت تنظیمات کارخانه ای. مناسب برای زمانیکه گوشی قاطی کرده است . درواقع درایو C گوشی را ریست میکند (ریست گوشی بدون حذف برنامه ها) بعد از وارد کردن این کد ، گوشی از شما تقاضای وارد کردن security code را خواهد داشت که اگر آنرا قبلا تغییر نداده باشید 12345 میباشد.)
#7370#* فرمت گوشی . مناسب برای زمانیکه گوشی خیلی خیلی قاطی کرده است. درواقع این کد درایو C گوشی را فرمت میکند و البته تمامی برنامه ها و فایلهای موجود بر روی این درایو از بین خواهند رفت . بعد از وارد کردن این کد ، گوشی از شما تقاضای وارد کردن security code را خواهد داشت که اگر آنرا قبلا تغییر نداده باشید 12345 میباشد.)
روش مستقیم فرمت گوشی های اسمارت فون بدون نیاز به منوی گوشی: اگر پسوورد ( security code ) گوشی قبلا تغییر داده شده است و آنرا نمی دانید و همچنین گوشی شما از سیستم عامل سیمبین ورژن7 استفاده می کند ( مثل 6600 و 7610 و 6620 و 6260 و 9500 و 9300 ) ابتدا گوشی را خاموش کرده و در حالیکه سه دگمه سبز ، * ، 3 را همزمان نگه داشته اید گوشی را روشن کنید و آنها را آنقدر نگه دارید تا کار فرمت آغاز بشود. دراین حالت از شما دیگر پسوورد خواسته نخواهد شد و مستقیما گوشی فرمت خواهد شد.
فرمت کارت حافظه گوشی:
به صورت safe mode گوشی را روشن کنید ( برای اینکار درحالیکه دگمه pen (مداد) را نگه داشته اید گوشی را روشن کنید البته درظاهر تفاوتی را مشاهده نخواهید کرد.) سپس این مسیر را در گوشی بروید: menu>>Extras>>Memory>>Format MEM.card
حالت safe mode بسیار به دردتان خواهد خورد و در مواقعیکه گوشی هنگ کرده و بالا نمی آید احتمالا به دادتان خواهد رسید و باعث می شود گوشی بالا بیاید و بعد از آن بتوانید گوشی را درصورت تمایلتان فورمت و یا کار دیگری بر روی آن بکنید. درواقع کار آن همانند عمل safe mode ویندوز می باشد و در این حالت دیگر اکثر برنامه های کاربردی که در پشت صحنه همیشه در حال اجرا بودند ، دیگر اجرا نخواهند شد و به همین دلیل گوشی اصطلاحا به راحتی بالا می آید. که در گوشی های مختلف کمی متفاوت می باشد و در اسمارت فونها اکثرا باید کلید خاصی را ( کلید ABC و یا PEN ) را نگه داشته و سپس گوشی را روشن کنید.تاکید می کنم که در حالت safe mode شما تغییری در ظاهر منوی گوشی نخواهید دید و همه چیز در پشت صحنه اتفاق افتاده است و یا بهتر بگویم از اتفاق افتادن آنها ( برنامه ها ) جلوگیری کرده است.
#43#* کنترل حالت call waiting ( انتظار) گوشی.
#61#* کنترل شماره ای که به عنوان divert در صورتیکه به تلفن پاسخ داده نشود ، تعیین گردیده است.
#62#* کنترل شماره ای که به عنوان divert درصورتیکه شبکه دچار اشکال باشد( آنتن نباشد) تعیین گردیده است.
#67#* کنترل شماره ای که به عنوان divert درصورتیکه گوشی اشغال باشد ، تعیین گردیده است.
#شماره*21** divert به شماره مورد نظر در هر حالتی.
#شماره*61** divert به شماره موردنظر در حالت عدم پاسخ گوئی ( no Reply )به تلفن زده شده.
#شماره*67** divert به شماره مورد نظر در حالت اشغال بودن گوشی ( on Busy )
سری دوم از ۲۰ طراحی برتر امسال را در این پست مشاهده می کنید. اگر سری اول را ندیده اید ، آنرا هم پیشنهاد می کنیم :)
۱۱ - طرحی بسیار جالب برای اتومبیل های شرکت BMW که برای اولین بار به جای استفاده از پوسته های روکش فلزی، از پوشش الیافی بسیار محکم با قابلیت کشش بالا استفاده کرده که روی یک اسکلت فلزی کشیده شده است. علاوه بر بالابردن خاصیت آیرودینامیکی اتومبیل، تغییر دادن آسان این پوسته و تنوع رنگی بالایی که می توان در رنگ ها ایجاد کرد از ویژگی های این طرح خلاقانه است.
12 - طرحی برای کتاب های الکترونیکی آینده با نیم نگاهی به کتاب های فعلی ( قدیمی؟! ). + The Future of Books
13 - شاید باورش سخت باشد، ولی طرح بالا، نمونه ای از iPod های جدید شرکت apple خواهد بود. آیپادی که شما می توانید مانند یک دست بند آن را همه جا همراه داشته باشید. نام این سری از کارهای اپل، iBangle است. + iBangle
14 - شاید با آمدن موس های بدون سیم، بعضی ها فکر می کردند نهایت پیشرفت تکنولوژی را در این زمینه دیده اند، ولی شاید با این طرح نظرشان تغییر کند. موس هایی با پوسته های الکترونیکی و خاصیت انعطاف پذیری بسیار بالا که هنگام استفاده آنها را باد میکنید. + Blow-up Mouse
15 - شاید یکی از اشکالاتی که بتوان به صفحات لمسی touchscreen گرفت، این باشد که شما بدون هیچ حس خاصی باید روی یک صفحه ی صاف و سخت اشاره کنید.در طرح جدیدی که شرکت نوکیا ارائه داده، بالشتک هایی در صفحه ی لمسی قرار میگیرند که گزینه ها را برایتان ملموس تر می کنند. + Nokia Liquid Phone
16 - یکی از مهمترین اجزای هر خانه پنجره های آن است. برای کنترل کردن بسیاری از محدودیت های این جزء از بنا، در بسیاری از مواقع به استفاده از پرده روی می آوریم. طرحی که در بالا مشاهده می کنید، صفحات کوچک پیش ساخته ای است که میاد یک شبکه ی انعطاف پذیر آهنربایی قرار گرفته است و به راحتی قابلیت شکل پذیری به هر فرم دلخواه شما را دارد. + The Most ATTRACTIVE Curtains Ever Made
17 - گوشی موبایلی که به دلیل جنسش، قابلیت بازیافت بسیار بالایی دارد و همچنین از قیمت تمام شده ی بسیار پایینی هم برخوردار است. فریم دور این گوشی موبایل هم به صورتی در نظر گرفته شده که صفحه ای بسیار بزرگ برای کاربر محیا کند. + P-Per Mobile Phone
18 - کیبوردی شیشه ای که هرکاری که دوست داشته باشید می توانید با آن بکنید. البته هر کاری به جز شکستن آن … + No-key Keyboard
19 - طراحی جدید PSP های سونی که مهمترین خصوصیت آن صفحه ی LCD انعطاف پذیر آن است، به طوری که حتی می تواند به صورت یک رول پیچیده شود. + PSP 2
20 - یک گوشی موبایل لمسی دیگر به نام Mooon+ . اما علاوه بر خصوصیات یک گوشی موبایل خوب، مثل صفحه ی نمایشی بزرگ و … ، در انتهای این گوشی یک headset بلوتوث نصب شده که در مواقع لزوم به آسانی از انتهای گوشی جدا می شود. + Mooon+ Phone
در این پست و پست بعدی، ۲۰ طراحی برتر سال ۲۰۰۸ را با توضیحی مختصر خواهید دید. مطمئنا” بعضی از این طراحی ها می تواند نمونه های فوق العاده ای از ایده های خلاقانه باشد که در برخی موارد برای مواردی بسیار جزیی و ساده طراحی شده. اگر از طرحی به اندازه ی کافی لذت بردید و می خواستید اطلاعات بیشتری درباره آن به دست آورید، بر روی اسم طرح کلیک کنید :)
۱ - اگر شما برای دوچرخه سواری کردن در یک جاده ی شلوغ، از راننده های بی ملاحظه نگرانید، می توانید با استفاده از فشرده کردن تصویر محیط در این عینک، از وقایع پیرامون خود زودتر مطلع شوید و اینگونه فرصت بیشتری برای عکس العمل نشان دادن داشته باشید.
2 - مطمئنا” تا به حال پیش آمده است تا بعد از یک روز بارانی بخواهید روی یک نیمکت بنشینید و به علت خیس بودن آن ایستاده بودن را ترجیح داده باشید. ولی با وجود این نیمکت کافیست برای نشستن، دستگیره ای را بچرخانید تا یک سطح خشک و تمیز برایتان آماده شود. + The Dry Side
3 - این طراحی، ایده ای فوق العاده است برای رانندگانی که چراغ راهنمایی به تنهایی دلیلی مناسب برای متوقف کردنشان نیست! + Virtual Wall
4 - طرحی که در زیر مشاهده می کنید، یک کیبورد تاشو نیست. بلکه یک شلوار جین است که می توانید به راحتی با آن به تایپ کردن بپردازید و علاوه بر این، طرح جالبی روی شلوارتان داشته باشید. + Beauty & the Geek Jeans
5 - میتوانید یک دوربین عکاسی بسیار کوچک مجهز به پورت USB، بدون هیچ گونه صفحه ی LCD یا روزنه ی دید و فقط با یک دکمه ی بسیار کوچک تصور کنید؟ طراحی زیر را ببینید + USB Digital Camera
6 - شاید تصورش سخت باشد که تمامی لوازم اتاق خوابی که در عکس زیر مشاهده می کنید ، همه در یک پک مکعبی به صورت آماده قابل تهیه شده باشد. طراحی ای بینظیر برای مواقعی که شاید به مسافرت بروید + Bedroom in a Box
7 - طراحی ای جدید از شرکت اپل ، iMac . نمایشگری لمسی با انعطاف پذیری بسیار بالا و زیبایی فوق العاده. دو سویه بودن این نمایشگر را هم به خاصیت های آن اضافه کنید : + Curved iMac
8 - ایده ها همواره برای چیزهای عجیب و بزرگ به سراغ آدم نمی آیند. گاهی مشکلی بسیار ساده و جزیی باعث پیدایش یک ایده ی فوق العاده می شود. نمونه اش این طراحی است که در زیر میبینید. توضیح واضحات هم ندهم بهتر است :) + Puffy Bookmark
9 - کانسپت اسپیکر هایی که در زیر میبینید همانطور که از شکل ظاهری آن هم پیداست ” نخود فرنگی ” بوده. هر کدام از این اسپیکر ها از ۷ اسپیکر کوچکتر بدون سیم (Wireless) تشکیل شده و شما با کم و زیاد کردن این اسپیکر های کوچک می توانید به صدای مطلوب خود برسید. + Pea Speaker System
10 - شاید برای خیلی ها کوتاه کردن چمن ها از خسته کننده ترین و یکنواخت ترین کارهای ممکن باشد، ولی با کمی تغییر شاید بشود کارهای خسته کننده را به کارهایی جذاب تر تبدیل کرد. شاید وسیله ای که چمن ها را به شکل دیسک های استوانه ای کوتاه می کند، بتواند کمی به این کار خسته کننده جذابیت بدهد. در ضمن می توان این استوانه ها را به عنوان کود هم استفاده کرد + Grass Balls
در تمام تاریخ زندگی بشر، همیشه مکان های مخفی و دنج، از اهمیت زیادی برخوردار بوده. این مکان ها البته در گذشته، بر خلاف امروز، یکی از حیاتی ترین قسمت های یک خانه را تشکیل میداده و برای منظور های گوناگونی ساخته می شده. بیشتر مواقع، مکانی برای مخفی شدن از شر یک دشمن یا خطر یا … بوده و در مواردی برای پنهان کردن شیئ یا چیز گرانبهایی طراحی میشده. در طول تاریخ موارد بسیاری از این اتاق ها و مکان ها ساخته شده و حتی امروزه هم بسیاری از معماران برای مشتریانشان ، چنین مکان هایی را برای مقاصد گوناگون طراحی می کنند؛ و اما چند نمونه از برجسته ترین اتاق ها و مکان های مخفی که در طول تاریخ تا به امروز ساخته شده :
۱ - اهرام ثلاثه ی مصر : شاید بتوان گفت اولین و هوشمندانه ترین راه ها و اتاق های مخفی را مصریان باستان طراحی کرده اند. اهرام ثلاثه ی مصر، پر از راه هایی است که در صورت خوش شانس بودن ، به هیچ جایی ختم نمی شوند و در سایر موارد به اتاق هایی که در آنها تله هایی کارگذاته شده است میرسند. مصریان باستان این کار را برای محافظت از جسد مومیایی شده ی فرعون و وسایلی که با آن، مومیایی را دفن می کرده اند ، از شر دزدان انجام میداده اند. ولی یکی از تفتاوت هایی که این نوع اتاق ها با دیگر اتاق های مخفی دارد، این نکته است که مصریان باستان، این اتاق ها را برای این نمی ساخته اند که دوباره به آن رجوع کنند؛ به عبارت دیگر آنها این اتاق ها را برای همیشه مخفی می کرده اند و راز این اتاق همراه با سازنده ی آن دفن می شد … + اطلاعات بیشتر در کتاب ” آشنایی با معماری جهان”
۲ - گودال کشیشان : در انگلستان، هنگام حکومت الیزابت اول، انجام مراسم مذهبی کاتولیک ها، مجازات های بسیار سنگینی داشت. در این زمان، گروهی از کشیشان، برای انجام این اعمال مذهبی، دست به ساخت اتاق های زیرزمینی ای کردند که بعد ها به priest holes معروف شد. این محل بسیار ساده و مناسب برای عبادات یک کشیش کاتولیک طراحی شده بود و راه هایی برای فرار کشیش در مواقع خطر و هجوم پیش بینی شده بود. کشیش ها در این محل مطالعات و تحقیقاتشان را هم انجام می دادند که گاهی این مطالعات به هفته ها کشیده می شد و کشیشان مجبور بودند گرسنگی و کمبود هوا را در طول این مدت تحمل کنند.
۳ - راه های مخفی King Charles II : حتی در زمان های قبل از آزار و اذیت کاتولیک ها در انگلیس، ساخت اتاق ها و راه های مخفی برای مخفی کردن یا مخفی شدن از شر افراد مهاجم، انجام می شده است. درزمان شاه چارلزدوم و در طی جنگ های داخلی انگلستان، تعداد زیادی از این اتاق ها و راه ها ساخته شد که حتی امروزه هم بسیاری از آنها ناشناخته است و گهگاه به صورت اتفاقی در خانه های باستانی انگلیس یافت می شود.
۴ - Murder Castle : شاید مخوف ترین اتاق ها و راه های مخفی، مربوط به اولین قاتل سریالی آمریکا ، H.H. Holmes باشد. در اواخر سال ۱۸۰۰، یک ساختمان عظیم در شیکاگو بنا کرد که پول ساخت آن را از کلاهبرداری ای که از شرکت بیمه کرده بود و همجنین از قتل های گاه و بیگاهش به دست آورده بودد. طبقه ی آخر این ساختمان ۳ طبقه، مملو از عناصر عجیب معماری است : راه پله های مخفی، در هایی که تنها از بیرون باز می شدند، و در های مخفی ای که در اتاق ها وجود داشت و Holmes میتوانست از آنها وارد اتاق قربانیان خود شود. تا مدت ها، Holmes به کسی اجازه ی شروع ساخت این بنا را نمی داد، زیرا قصد داشت تا فقط خودش از اسرار این خانه مطلع باشد. بسیاری عقیده دارند Holmes ، تا وقتی که راز خانه اش بر ملا شود، صدها نفر را در این خانه به قتل رسانده . جسد قربانیان به اتاقی مخفی برده میشده که در آن با استفاده از یک کوره، بقایای قربانی از بین می رفته، بدون اینکه اطرافین متوجه دود ناشی از این احتراق شوند. این خانه در سال ۱۸۹۵ سوزانده شد و هم اکنون به جای آن ساختمان پست قرار دارد. + اطلاعات بیشتر در فیلم sweeney todd !!!
5 - قدغن شدن الکل و …، آمریکا: در زمان ممنوعیت استفاده از الکل در اوایل قرن بیستم در آمریکا، تمامی کاباره ها ( و به طبع آن، قمارخانه ها و فاحشه خانه ها ) به زیر زمین انتقال پیدا کرد! این مکان ها که در سرتاسر آمریکا به وجود آمده بود، خود الکل را برای مشتریانش تهیه نمی کرد، بلکه تنها به عنوان محلی بود که مشتریان در آن جا به نوشیدن می پرداختند و بعد از آن به سراغ کار های دیگری می رفتند … بعضی از طرح هایی که برای این گونه محل ها داده شده بسیار خلاقانه و هوشمندانه بوده ، به طوری که بسیاری از این کاباره ها و قمارخانه ها و فاحشه خانه ها، به طور خیلی واضح در محله های تجاری قرار دارند، بدون آنکه کسی اندکی شک به آنها ببرد. ورودی آنها از دیوار های ساده و خالی، به همراه راه پله هایی بسیار ساده و بتنی و یا صندوق چه هایی خالی و به ظاهر بدون استفاده تشکیل میشده.
فلیکر یکی از بهترین منابعیست که می توان به وسیله ی آن در باره ی جهان اطراف اطلاعات ارزشمندی پیدا کرد. کاربران فلیکر از سرتاسر جهان، منبعی غنی و به روز را به وسیله ی عکس های ارسالی خود به وجود می آورند که به کمک آن دیگر لازم نیست برای دیدن بسیاری از شاهکار های معماری ، در سایت های مختلف وقت خود را برای جست و جو تلف کنید؛ اگرچه در عین ناباوری (!) ،این سایت بسیار مفید در ایران فیلـــتر است ( البته اگر از کاربران فایرفاکس باشید، می توانید این محدودیت را با این افزونه از بین ببرید … )
سایت graduatedegree ، یک صد قطعه از بهترین عکس های معماری سایت فلیکر را در ۱۱ بخش مختلف گردآوری کرده ( ۱- بخش عمومی ؛ ۲ - قدیمی و متروکه ؛ ۳ - مکان ها ؛ ۴ - دوره ها ؛ ۵ - سبک ها ؛ ۶- بدترین و زشت ترین طراحی ها ؛ ۷- سازه های ساختمانی ؛ ۸ - تحولات تاریخی ؛ ۹ - کاربری ها ؛ ۱۰ - خانه ها ؛ ۱۱ - عناصر و جزئیات ) که دیدن آنها مطمئنا” خالی از لطف نخواهد بود. دسته بندی این عکس ها را می توانید در این صفحه مشاهده کنید.
طراحی داخلی منحصر به فردی که در این خانه به نام humlegården به کار رفته، بر اساس الگوهای سنتی خانه های سوئدی ، توسط دو معمار به نام های carl Larsson و josef frank طراحی شده. علاوه بر بافت سنتی خانه های سوئد، محیط اطراف این خانه هم در نوع انتخاب رنگ آن موثر بوده، چراکه محیط سر سبز اطراف این خانه ،فصل به فصل دچار تغییر رنگ می شود؛ از سفیدی و خاکستری زمستان تا روشنی و سبزی تایستان و قرمز و زرد پاییز.
برای شروع، این گروه معماری، ساختمانی نسبتا” قدیمی و با کیفیت را که در دوره ای حتی به عنوان هتل هم مورد استفاده قرار گرفته بود ، تقریبا” به صورت کلی بازسازی کردند. آنها از رنگ ها و شکل های خاص برای هر قسمت خانه استفاده کردند، به طوری که رنگ های هر قسمت، در انتهای اتاق ها به تدریج با رنگ های بخش های مرتبط ترکیب میشدند.
برای این تنوع رنگی ، انها از پارکت های کف بنا که هر کدام جداگانه به صورت سایه و نیم سایه و رنگ اصلی رنگامیزی شده بود استفاده کردند و در انتها هر کدام را به صورت مجزا در محل خاص خود نصب کردند، به طوری که رنگ و محل هیچ پارکتی به صورت اتفاقی انتخاب نشده. برای تاثیر گذاری بیشتر این تنوع رنگی فوق العاده، تمامی وسایل داخلی این خانه به رنگ سفید خالص طراحی شده است.
آشپزی- اگرچه اين غذا قارچ شكمپر نام دارد ولي با توجه به اينكه قارچ داراي بافتي ظريف است، خالي كردن فضاي داخل آن و پر كردن مخلوطي از مواد در آن امكانپذير نيست اما اگر قارچهاي بزرگي انتخاب كنيد با جدا كردن قسمت پاية قارچ از انتها، فضايي ديوارهدار باقي ميماند كه ميتوان آن را به عنوان ظرفي كمعمق براي پر كردن مخلوط مورد نظر استفاده كرد.
مواد لازم براي 4 نفر:
- قارچ بزرگ؛ 8 عدد - كرفس؛ يك ساقه (ريز خرد شود) - پيازچه؛ چند عدد (ريز خرد شود) - كدوي سبز؛ تعدادي (نگيني خرد شود) - هويج؛ تعدادي (نگيني خرد شود) - مغز نان فانتزي؛ يك پيمانه - ريحان خرد شده؛ 2 قاشق سوپخوري - رب گوجهفرنگي؛ يك قاشق سوپخوري - پنير چدار رنده شده؛ 75 گرم يا سه چهارم پيمانه - آبجوش؛ دوسوم پيمانه - قرص عصاره مرغ؛ نصف قرص - نمك و فلفل؛ به مقدار لازم
روش پخت:
1 - پايههاي قارچها را پس از جدا كردن به صورت نگيني خرد كنيد، سپس روغن زيتون را در تابهاي بريزيد و روي شعله متوسط اجاق گاز داغ كنيد. پس از آن، قارچ را همراه كرفس، هويج، كدو و پيازچه در روغن بريزيد و به مدت 5دقيقه اين مخلوط را تفت دهيد.
2 - مغز نان، ريحان خرد شده و رب گوجهفرنگي را همراه نمك و فلفل به مخلوط فوق اضافه كنيد و يكي دو دقيقه تفت دهيد و بعد از آن قارچها را در ظرف گود مخصوص فر قرار دهيد و داخل هر كدام را با مقداري از مخلوط سبزيجات پر كنيد و در پايان سطح سبزيجات را با مقداري پنير رنده شده بپوشانيد.
3 - آب و قرص عصاره مرغ را با هم در ظرفي مخلوط كنيد و روي قارچها بريزيد. حالا ظرف را داخل فر كه از يك ربع پيش روي 220 درجه سانتيگراد يا 425درجه فارنهايت يا شماره 7 گرم كرده بوديد، به مدت 20دقيقه حرارت دهيد تا قارچها پخته و پنير روي آنها نيز آب شود.
جالب است بدانید این عكسها در زمانهایی ثبت شده اند كه در زندگی روزمره ما اصلا به چشم نمی آیند و این ظرافت این نوع عكاسی و سرعت عمل آن را نمایان می كند.
(باید بدونیم که گرفتن چنین عکس هایی با توجه به سرعت وحشتناک ۳۶۵ متر در ثانیه گلوله و هماهنگ کردن و همزمان کردن فلش دوربین عکاسی و تنظیم سرعت شاتر و دیافراگم خیلی دشوار است)
انگار همین چند روز پیش بود که گوگل با سروصدای فراوان اعلام نمود که قرار است سرویس دهنده پست های الکترونیک خود را راه اندازی کرده و نام Gmail را برآن گذارد . در April ۲۰۰۴ بود که پروژه جیمیل به صورت خیلی ساده و با امکانات محدود به کاربران ارائه شد و حال ۵ سال از آن روز می گذرد. اما حالا کجا و آن موقع. اصلا امکانات قابل مقایسه نیستند. جمیل گوگل حالا آنقدر محبوب شده است که حرفه ای های دنیای مجازی اینترنت این سرویس دهنده را به هر سرویس دهنده دیگری ترجیح می دهند. حتما روزهایی را که گوگل تنها با دعوت نامه های معروف به کاربران اجازه ثبت نام می داد را به خاطر می آوریم . آن موقع که حتی بسیاری از افراد سودجو این دعوت نامه ها را به کاربران می فروختند ، گوگل هم برای خود سیاست هایی داشت اما زیاد طول نکشید که قابلیت ثبت نام برای همه فراهم شد و دیگر بحث دعوت نامه ها برچیده شد. نکاتی جالب در مورد این سرویس دهنده در طول این پنج سال است که خالی از لطف نیست به بعضی از آن ها اشاره ی کوتاهی کنیم. اوایل تنها جیمیل با حجم ۱ گیگابایت در انتظار کاربران بود. ۱ گیکابایت فضا برای کاربرانی که از سرویس دهنده Gmail استفاده می نمودند در نظر گرفته شده بود. تنها یک فایل قابل ارسال بود و آن هم با حجم محدود ۲۰ مگابایت . محیط بسیار ساده ای داشت و امکاناتی بسیار محدود در اختیار کاربران قرار می داد و ام حالا جیمیل با تلاش مهندسان و مدیران به یک سرویس دهنده بسیار کامل تبدیل شده است.
حالا از آن حالت ساده که از HTML و JAVA استفاده می نمود ، حالا از تکنولوژِی Ajax استفاده می نماید. بسیار سریع تر شده است. از لحاظ محیط کاربری هم بسیار جذاب تر شده و هم این که قابلیت تغییر پوسته را به کاربران می دهد ، با هر نوع ارتباط اینترنتی از سرعت های ۵۶ کیلو گرفته تا سرعت های چند مگابایتی بسیار سریع عمل خواهد کرد. حالا بعد از ۵ سال دیگر پروژه Gmail یک سرویس دهنده خاص نیست بلکه امکان چت ، امکان چت به صورت تصویری ، قابلیت بازگردانی ایمیل های ارسال شده ، مدیریت ایمیل ها به صورت آفلاین که سروصدای زیادی به پا کرد ، و حدود ۴۳ تغییر که در این مدت برای Gmail اتفاق افتاده است. پشتیبانی از ۵۲ زبان و جذب ۱۰ ها میلیون کاربر حاکی از محبوبیت فوق العاده سریع Gmail می دهد. جالب است که در این مدت بیش از ۱ میلیون شرکت جیمیل را برای خود برگزیده اند. اما نکته ای که هنوز هم جای تعجب دارد این که بعد از ۵ سال Gmail هنوز در حالت آزمایشی به سر می برد و معلوم نیست که اگر نسخه نهایی ارائه شود چه خواهد شد.
اگر شما هم به اینترنت گردی علاقه دارید ممکن است که به سایتهایی برحورد کرده باشید که دارای صفحه ورودی باشند، منظور این است که برای مثال در صفحه ابتدایی از بازدیدکننده خواسته میشود که زبان مورد نظر و یا زیر بخش مورد نظر را انتخاب نماید.و شاید در این نوع وب سایتها، مشابه شکل زیر را دیده باشید :
مشابه طرح فوق را قالبهای سایت Monster میتوانید بوفور مشاهده نمایید. برای درست کردن همچینین افکتی کافیست که برنامه فتوشاپ را باز کنید و عکس مورد نظر خود را در فایلی جدید باز نمایید. به پنل Channel ( در قسمتی که Layers وجود دارد) بروید و یک Channel جدید بسازید.
نام Channle جدید Alpha 1 خواهد بود. ابزار Rounded Rectangle tool را انتخاب نمایید و مشابه شکل زیر مستطیلی با ابعاد متوسط رسم نمایید :
کلید Ctrl را پایین نگاه داشته و روی لایه Alpha 1 در قسمت Channel کلیک چپ نمایید تا مستطیلی که رسم نموده اید انتخاب شود، تسط ابزار Move tool و پایین نگاه داشتن کلید های Ctrl+Alt+Shift بر روی کیبورد و توسط ماوس مستطیلی را به سمت راست و مشابه شکل زیر Drag نمایید. اینکار باعث میشود از مستطیل فوق کپی گرفته شود
اینکار را ادامه دهید تا مشابه عکس زیر دست یابید:
اکنون دوباره برروی قسمت Channel رفته و توسط کلید Ctrl و Left Mouse Key لایه Alpha 1 را انتخاب نمایید و توسط انتخاب ابزار Move Tool و پایین نگاه داشتن کلیدهای Ctrl+Alt+Shift و حرکت ماوس به پایین ، کل ۵ مستطیل ساخته شده را در پایین آنها کپی نماییدو نکته مهم حفظ و تنظیم فاصله افقی و عمودی بین مستطیل هاست< این کار را آنقد انجام دهید تا به مشابه شکل زیر برسید:
اکنون کار ما در قسمت Channel تمام است فقط کافیست که توسط کلید Ctrl و Left Mouse Key و با کلیک کردن بر روی لایه Alpha 1 مستطیل هایی را که رسم کرده اید انتخاب نماید و سپس به پنل Layers بروید، و روی نتها لایه موجود در قسمت Layers کلیک نمایید و سپس توسط ابزار Marquee tool مستطیل ها را به جای مناسب و دلخواه خودتان منتقل نمایید،اکنون توسط کلید های Ctrl+C قسمتهای انتخابی را کپی نمایید و کلید Ctrl+v را بفشارید تا در لایه ای جدید قسمتهای انتخابی شما کپی شود، سپس لایه قبلی را Hide یا مخفی نمایید. باید به شکلی مشابه شکل زیر برسید :
اکنون توسط ابزار Rectangular Marquee Tool قسمتهایی که لازم دارید را انتخاب نمایید و آنهای را Delete کنید و Logo و موارد مورد نیاز خود را تایپ یا وارد نماییدو مشابه شکل زیر :
قبلا که سن وسال کمتری داشتیم فکر میکردیم که جلب توجه خیلی خوبه و ادم در دید بقیه باشه خیلی لذت بخش هست اما به این نتیجه رسیدیم که هر چقدر در بین جمعیت گم باشی و سیاهی لشکر باشی راحت تر زندگی میکنی. با دیدن این عکس ها دلم به حال این افراد یه جورایی سوخت.
اندازه این کامیون ها برام جالب هست اما نکته جالب تر توانایی و قدرت موتور این ماشین های عظیم در حمل بار است. کسی میدونه این کامیون ها چند اسب بخار قدرت داره و توانایی حمل چه میزان بار رو دارند؟
چکیده افسردگی به عنوان یک اختلال متعارف در میان نوجوانان اغلب شامل یک دوره بالینی مزمن و عودکننده است. تجربه یک دوره افسردگی در کودکی یا نوجوانی یک عامل خطر برای دورههای افسرده ساز آتی و همچنین مشکلات روانی- اجتماعی محسوب میشود. یافتههای پژوهشی نشان دادهاند که در اوایل دهه 1990 درباره استفاده از درمانهای خاص برای افسردگی نوجوانان شواهد تجربی حمایت کننده وجود نداشته است. بر این اساس، علاقه فزایندهای نسبت به رشد و آزمون درمانهای جدید که کوتاه مدت نیز بودهاند، به چشم میخورد. در این میان، رواندرمانی بین فردی برای نوجوانان افسرده، به مثابه یک رویکرد درمانی که به سادگی در گسترهای از موقعیتها مورد استفاده واقع میشود. به دلیل تاکید بر شناسایی حوزه مساله ساز بین فردی، نشانگان افسرده ساز مرتبط با حوزه مسئله ساز، تمرکز بر روابط فعلی و کمک به بیمار جهت تسلط بر بافت بین فردی افسردگی از اهمیت ویژهای برخوردار است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی رواندرمانی بین فردی در درمان افسردگی نوجوانان است. روش پژوهش حاضر مطالعه موردی است. در این پژوهش، یک آزمودنی 16 ساله دختر که با استفاده از مصاحبه بالینی، ملاکهای تشخیصی DSM-IV-TR ، پرسشنامه افسردگی بک و پرسشنامه دشواریهای بین فردی در نوجوانان، مبتلا به افسردگی تشخیص داده شده بود، شرکت کرد. نتایج پژوهش نشان میدهد که در زمینه درمان افسردگی نوجوانان رواندرمانی بین فردی یک رویکرد درمانی کارآمد قلمداد میشود. کلید واژهها: افسردگی، رواندرمانی بین فردی، نوجوانان
مقدمه گسترهای از مداخلات روانی- اجتماعی و پزشکی برای درمان افسردگی نوجوانان وجود دارد. متاسفانه در زمینه ارزیابی کارآیی این درمانها مطالعات کمی صورت گرفته است. تا به امروز آزمایشهای بالینی کنترل شده تصادفی درمانهای فردی برای افسردگی نوجوانان شامل فلوکسیتین (امسلی و دیگران، 1997)، پاروکزتین (کلین، 1999)، درمان شناختی رفتاری (برنت و دیگران، 1997) و روان درمانی بین فردی (موفسون و دیگران، 1999) بوده است. برخی از مطالعات براثر بخشی گروه درمانی در درمان افسردگی نوجوان تاکید کردهاند (لوینسون و دیگران 1990، کلارک و دیگران، 1995) افسردگی به عنوان یک اختلال متعارف در میان نوجوانان (بریماهر و دیگران، 1996، پراسر و مک-آردل، 1996)- اغلب شامل یک دوره بالینی مزمن و عودکننده است (لوینسون و دیگران، 1993). نرخ شیوع علائم افسردگی و اختلالات افسردهساز از 8/0 تا 3/1 درصد است (مافسون و دورتا، 2000)، اطلاعات بالینی و همه گیرشناسی نشان داده است در حالی که نوجوانان افسرده جمعیت عظیمی را به خود اختصاص دادهاند، خدمات درمانی چندانی دریافت نمیکنند (برنز، 1991، کلر و دیگران، 1991، هابرمن، 1992، وو و دیگران، 1999). تعداد کمی ازنوجوانان افسرده نیازمند به دریافت خدمات درمانی تشخیص داده میشوند که البته از آن تعداد نیز به ندرت خدمات مورد نیاز را دریافت میکنند. نرخ پایین درمان در نوجوانان، میتواند از طریق دستیابی محدود آنان به مراکز درمانی و یا عدم استفاده آنان از مراکز سلامت روانی تبین شود. ایجاد و گسترش درمانهایی که برای نوجوانان افسرده کوتاه مدت و قابل اجرا باشد، ضرورتی انکارناپذیر است. با توجه به نرخ بالای خلق افسرده و اختلالات افسردهساز در جمعیت نوجوان و مسیرهای رشدی منفی مربوط به افسردگی نوجوان، این حوزه توجه قابل ملاحظهای در مداخلات درمانی به خود اختصاص داده است. روان درمانی بین فردی برای نوجوانان افسرده یا IPT-A یک انطباق رواندرمانی بین فردی است. IPT یک درمان کوتاه مدت است که برای بزرگسالان افسرده گسترش یافته و مورد ارزیابی قرار گرفته است (کلرمن و دیگران، 1984، نقل از مافسون و دورتا، 2000) . کانون توجه IPT بر نشانگان افسردهساز بیماران و بافت بین فردی کنونی آنان صرفنظر از سببشناسی این اختلال است. بنابراین، اهداف کلی IPT شامل کاهش نشانگان افسردگی و بهبود کارکرد بین فردی است. خاستگاههای نظری این شیوه درمانی را میتوان در مکاتب فکری بین فردی و به ویژه در آموزشهای هری استاک سالیوان و آدولف میر جستجو کرد. رویکرد بین فردی، نسبت به مفهوم سازی و درمان افسردگی از پشتوانه پژوهشی خوبی نیز برخوردار است (هامن، 1999، جوینر، کوین و بلالوک، 1999). مطالعات نشان دادهاند که افسردگی حتی در سطوح نیمه بالینی با مسائل بین فردی و تجربه استرس بین فردی، رابطه نشان میدهد (مافسون و دورتا، 2000، پویگ- آنتیچ و دیگران، 1993، آسلتین، گور و کولتن، 1994، استادر و هوکاسون، 1998). علاوه بر این، مطالعات نشان دادهاند که تجارب بین فردی اغلب عوامل آشکار ساز شروع افسردگی هستند (هامن، 1999).
منطق رشد و گسترش IPT-A شواهد تجربی همچنان که پیش از این اشاره شد، در اوایل دهه 1990 فقدان شواهد تجربی حمایتکننده درباره استفاده از درمانهای خاص برای افسردگی نوجوانان وجود داشت. بر این اساس، علاقه فزایندهای نسبت به رشد و آزمون درمانهای جدید که کوتاه مدت بودهاند، وجود داشته است. در فاصله دهه 70 تا 1980 کارآیی IPT برای درمان افسردگی بزرگسالان مورد مطالعه قرار گرفته است (مافسون و دورتا، 2000). با توجه به موفقیت IPT در درمانهای بالینی برای بزرگسالان و همچنین وجود شباهتهایی بین نشانگان افسردهساز بزرگسال و نوجوان، فرض شده است که IPT میتواند برای نوجوانان نیز مفید و موثر واقع شود.
نیاز بالینی IPT- A یک رویکرد درمانی است که به سادگی در گسترهای از موقعیتها مورد استفاده واقع میشود. IPT-A به صورت راهنمای مکتوب و کوتاه تهیه شده است. علاوه بر این، IPT-A در فرایند درمان برای والدین نیز نقش منعطفی را در نظر میگیرد. در این رویکرد درمانی برای ملحق کردن والدین در فرایند درمان از روشهای متفاوتی استفاده میشود. این روشها شامل ملاقات آنها به صورت چهره به چهره، تماسهای تلفنی و همچنین استفاده از تکنیکهای ایفای نقش با درمانگر و نوجوان در طول جلسه میباشد. در تکنیک اخیر (ایفای نقش) نوجوان ابتدا با درمانگر تمرین میکند و سپس میکوشد که تکنیکها را در خانه و بین جلسات مورد استفاده قرار دهد. علاوه بر این، درمانگر از طریق تماس تلفنی و جلسات اضافی به منظور حمایت از نوجوان دردسترس خواهد بود. تناسب رشدی از IPT-A به دلیل تناسب رشدی آن با جمعیت نوجوان استفاده شده است. IPT-A عمدتاً بر مسائل بین فردی کنونی متمرکز است که احتمالاً برای نوجوان از اهمیت زیادی برخوردارند، بحث درباره آن دسته از رویدادهای بین فردی که تجربه آن در زندگی نوجوانان متعارف است. علاوه بر این، پژوهشها به وضوح نشان دادهاند که وقایع بین فردی و مهارتهای روزمره بین فردی میتوانند در رشد و تداوم افسردگی نوجوان به طور تعیین کنندهای ایفای نقش کنند (مافسون و دورتا، 2000، مارکس و شولز، 1991، استادرو هوکاسون، 1998، هامن، 1999). IPT-A یک رویکرد درمانی فعال است که شامل یک مولفه روانی- آموزشی است. این رویکرد درمانی به گونهای سازماندهی شده است که نوجوان به طور فزایندهای میتواند بر فرایند درمان کنترل داشته و همچنان که درمان به پیش میرود بر نقش فعال نوجوان افزوده میشود. محققان نشان دادهاند که افراد افسرده نسبت به رویکردهای فعال و مبتنی بر آموزش حل مسئله نیاز دارند (مارکس و شولز، 1991، هالاهان، موس و بونین، 1999). بنابراین، فرایند IPT-A به مثابه یک الگو برای ایجاد تغییر در نوجوانان افسرده عمل میکند. بُعد روانی- آموزشی این رویکرد درمانی با هدف ایجاد و گسترش شایستگیها و مهارتها در نوجوانان طراحی شده است. لذا، درمانگر نه تنها باید نسبت به شناسایی مسائل و مشکلاتی که نوجوان در حوزه روابط نشان میدهد، بلکه نسبت به آموزش مهارتهای بین فردی و توانمندسازی نوجوان اقدام کند. درمانگر به نوجوان کمک میکند که برخی از این قابلیتها را در خلال درمان فرا گیرد. درمانگر بر این باور است که یک رویکرد آموزشی مبتنی بر شایستگی برای نوجوانان تعیین کننده به نظر رسیده و چنین رویکردی به آنان در جهت رشد استقلال و بهم وابستگی در مقابل وابستگی کمک میکند. با توجه به تکالیف رشدی نوجوانان- که در بردارنده حرکت به سوی تفرد و تجربه استقلال است- این رویکرد از دستیابی به اهداف رشدی مناسب حمایت لازم را به عمل میآورد. لذا برای نوجوان از جذابیت بیشتری برخوردار است.
انطباق با نسخه بزرگسال: چگونه IPT-A از IPT متمایز میگردد؟ تغییرات بسیاری در راهنمای IPT به وجود آمده است که بتوان از آن برای درمان افسردگی نوجوان استفاده کرد. هر چند اهداف کلی و حوزههای مسئله IPT در IPT-A نیز مورد استفاده قرار گرفته است. البته یک حوزه دیگر تحت عنوان خانواده تک والدی در IPT-A افزوده شده است. این حوزه با توجه به فراوانی نوجوانان تک والدی و وجود شواهدی مبنی بر رابطه بین تجربه تک والدی با نشانگان افسردگی و مشکلات بین فردی مربوط به چنین موقعیتی، مورد تاکید قرار گرفته است. تفاوت دیگر، به اهداف IPT-A و تکینکهای آن است که برای جمعیت نوجوان مناسب است. تکالیف رشدی شامل تفرد، تجربه استقلال، رشد روابط بین فردی با دیگران از جمله با جنس مخالف و شریک جنسی، مقابله با تجارب دردناک مرگ و فقدان و مدیریت فشارهای رابطه با همسالان میباشد. در نهایت، راهبردها به منظور مواجهه با موضوعات ویژهای که ممکن است در فرایند درمان نوجوان به وجود آید گسترش یافت. این موضوعات شامل بیزاری از مدرسه، سوء استفاده جسمی و جنسی، مشارکت در مراکز حمایت کننده از کودک و مواجهه او با خودکشی است. شواهد تجربی برای IPT-A (پیشینه پژوهش): تا به امروز در زمینه IPT-A آزمایشهای بالینی کنترل شده و کنترل نشده انجام شده است. آزمایش کنترل نشده شواهد اولیهای رابرای استفاده از IPT-A فراهم کرده است. هدف آزمایش کنترل نشده کسب تجربه در IPT-A و مشخص ساختن این نکته است که آیا این درمان در جمعیت نوجوان عملی هست یا خیر. نمونه مورد بررسی در آزمایش کنترل نشده IPT-A شامل 14 نوجوان 18-12 ساله بودهاند که به دلیل وجود علائم افسردگی به درمانگاه بیمارستان مراجعه کردهاند. نتایج این پژوهش کاهش معنادار در نشانهشناسی علائم روانشناختی و آشفتگی جسمانی را نشان داد. همچنین، نوجوانان بهبودی چشمگیری در کارکردهای روانی- اجتماعی خود نشان دادند. درنهایت، هیچیک از نوجوانان در پایان درمان واجد ملاکهای تشخیصی افسردگی نبودند (مافسون و دیگران، 1994). اگر چه چنین نتایجی قابل انتظار بود، امّا، اظهار نظر درباره معنادار بودن نتایج با توجه به فقدان آرایش تصادفی و گروه کنترل مشکل است. از این رو، یک تلاش بالینی کنترل شده تصادفی به منظور مقایسه IPT-A با بازنگری کلینیکی در یک نمونه از نوجوانان افسرده که به درمانگاه ارجاع داده شده بودند، انجام شد (مافسون و همکاران، 1999). نوجوانان با استفاده از یک بسته شامل مقیاس درجه بندی افسردگی هامیلتون (HRSD)، مقیاس خودگزارشی، سیاهه افسردگی بک (BDI) و همچنین دو مصاحبه بالینی، برنامه اختلالات عاطفی و اسکــــیزوفرنیا برای کودکان مدرسهای (DISC نسخه 3/2) مورد ارزیابی قرار گرفتند. نوجوانان با عدم تشخیص اختلال افسردگی شدید که تجربه اقدام به خودکشی یا روانپریشی و کسانی که واجد ملاکهای تشخیصی بیماریهای جسمانی مزمن، اختلال دوقطبی 2 و 1، اختلال سلوک، سوء مصرف مواد، اختلال خوردن یا اختلال وسواس فکری- عملی نبودند، در این مطالعه شرکت کردند. از 57 نوجوانی که واجد شرایط لازم برای شرکت در پژوهش حاضر بودند 48 نفر موافقت کردند که به طور تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گیرند. نوجوانان به طور تصادفی در گروه IPT-A یا بازنگری بالینی قرار گرفتند. بازنگری بالینی شامل جلسات 30 دقیقهای در طول یک ماه است. در هر دو موقعیت، درمان در طول 12 هفته دنبال شد. نتایج حاصل از به کارگیری هر یک از دو موقعیت شامل تشخیص و سطوح نشانگان، کارکرد کلی و اجتماعی و مهارتهای حل مسئله اجتماعی بود. نتایج حاکی از کارآمدی بهتر برنامه IPT-A در مقایسه با بازنگری بالینی بود. نتیجه درمان از جنبههای مختلف مقایسه شد. اول، تکمیل درمان، اغلب بیماران IPT-A به طور معناداری (88٪) در مقایسه با گروه کنترل (48٪) درمان را به پایان رساندند. دوم، با توجه به نشانگان افسردهساز در هر دو گروه، بیماران IPT-A نشانگان افسردگی کمتری را نسبت به گروه کنترل گزارش کردند. و سرانجام، مقایسه دو گروه براساس شاخصهای بهبودی که بیماران IPT-A به طور معناداری در مقایسه بابیماران گروه کنترل، ملاکهای بهبود بیشتری را نشان دادند. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که بیماران IPT-A در مقایسه با گروه کنترل کارکرد اجتماعی بهبود یافتهتری داشتند. در نهایت، افراد گروه آزمایش در حوزههای مشخصی از مهارتهای حل مسئله اجتماعی شامل جهتگیری حل مسئله مثبت و حل مسئله منطقی ارائه راه حلهای جایگزین، اجرا و تایید راه حلها بهبودی قابل ملاحظهای نشان دادند. اگر چه مطالعات بیشتری به منظور مقایسه گروههای متفاوت در میان جمعیتهای نوجوان متفاوت مورد نیاز است، نتایج آزمایش فوق نشان میدهد که IPT-A در زمینه افسردگی نوجوان یک درمان کارآمد قلمداد میشود.
روش پژوهش در این پژوهش یک آزمودنی دختر 16 ساله که بر اساس مصاحبه بالینی و آزمونهای تشخیصی مبتلا به افسردگی تشخیص داده شده بود مورد مطالعه و درمان قرار گرفت. پس از تشخیص نوع اختلال، آزمودنی بااستفاده از رواندرمانی بین فردی درمان شد. IPT-A : درمان اهداف کلی IPT-A شامل کاهش نشانگان افسردگی و بهبود کارکرد روابط بین فردی است. لازم به ذکر است که نه اهداف IPT-A و نه تکنیکهای مورد استفاده به منظور دستیابی به این اهداف در درمان افسردگی بدیع نیستند. آنچه منحصر به فرد به نظر میرسد شیوهای است که در آن، اهداف و تکینکهای مورد نظر در برنامه درمان افسردگی نوجوان مورد استفاده واقع میشود. گفتنی است که IPT-A برای تمام نوجوانانی که نشانگان افسردگی را تجربه میکنند، یک رویکرد درمانی مناسب نیست. انتخاب بیمار تجربه بالینی نشان داده است که میان شرایط برخی از بیماران با میزان احتمال موفقیت IPT-A رابطه وجود دارد. آن دسته از بیمارانی که به منظور حضور در فرایند درمان برانگیخته شده و یا حداقل در تلاشند که در یک و یا چند حوزه روابط بین فردی که با افسردگی آنها رابطه دارد، عملکرد بهتری نشان دهند، در استفاده از این رویکرد درمانی در اولویت قرار میگیرند. علاوه بر این، بیماران باید قادر به ایجاد یک توافق درمانی بوده، نسبت به حضور در یک فرایند درمانی کوتاه مدت احساس نیاز کرده و همچنین با درمانگر درباره اینکه حداقل یک مسئله بین فردی وجود دارد، موافقت کنند. نوجوانانی که خانواده آنها از حضورشان در فرایند درمان حمایت کرده و مشوق آنها برای تداوم فرایند درمان هستند، بیشتر احتمال دارد که نتایج مثبتی از درمان دریافت کنند. برنامه IPT-A برای آن دسته از بیمارانی که دارای تاریخچه طولانی مشکلات بین فردی شدیدهستند توصیه نمیشود. بلکه این رویکرد درمانی برای آن دسته از نوجوانانی مناسب است که یک رخداد بین فردی قابل شناسایی داشته که به مثابه یک عامل آشکار کننده یا زمینه ساز در افسردگی آنها ایفای نقش میکند. IPT-A همچنین برای نوجوانان کم توان ذهنی، سایکوتیک، دوقطبی، قاتل و یا آن دسته از نوجوانانی که دارای سوء مصرف مواد هستند، مناسب نیست. عوامل مشترک عوامل متعددی وجود دارند که تمام مراحل درمان و به طور مستقیم اهداف IPT-A بر آن مبتنی است. این عوامل شامل سازماندهی، پیشبینی پذیری درمان، نقشهای درمانگر و بیمار و استفاده از رویکرد مبتنی بر تشریک مساعی است. اگر چه محتوای هر جلسه IPT-A تا حدی متفاوت است، لکن ساختار جلسات مشترک و یکسان است. پیشبینی پذیری این ساختار به نوجوان کمک میکند که به طور فعال هدایت فرایند درمان را بر عهده بگیرد. در IPT-A درمانگر نقش فعالی را از طریق اجرای ارزیابی از نشانگان افسردگی و کارکرد بین فردی، تمرکز مداوم بر بحث درباره نشانگان مرتبط با یک یا بیش از یک موقعیت ایجاد کننده با مسئله، آشکار ساختن تعارض و کمک به جمعآوری راه حلهای جایگزین ایفا میکند. نقش بیمار در فرایند درمان IPT-A تا حدی پیچیده است. در IPT-A افسردگی به صورت یک بیماری تعریف شده است و بیمار از یک نقش «محدود شده به واسطه بیماری» برخوردار است. به عبارت دیگر، در طول مرحله شدید بیماری، عملکرد بیمار در برخی از حوزهها از شکل بهینه خود فاصله میگیرد. آنچه گفته شد نشان میدهد که انتظارات بیمار از خود و انتظارات دیگری از عملکرد او باید تعدیل شود. به همین جهت ماهیت نقش بیمار به طرق مختلف محدود میشود. اول، از نوجوان انتظار میرود علیرغم وجود این واقعیت که بیماری او ممکن است در انجام تکالیف به صورت بهینه خللی وارد کند، توجه خود را به انجام تکالیف مدرسه معطوف دارد. برای نوجوانانی که به دلیل تجربه افسردگی از مدرسه غیبت میکنند تلاش و توجه قابل ملاحظهای باید صرف این موضوع گردد و رویکرد مبتنی بر تشریک مساعی به منظور حمایت از نوجوان برای بازگشت به مدرسه به شکل تدریجی استفاده شود. به طور مشابه، از بیمار انتظار میرود که در فرایند درمان از طریق کمک به درمانگر در دستیابی به راه حلهایی برای معماهای بین فردی، کشف احساسات و تمرین تکنیکهای جدید برای مدیریت بر آن موقعیتها و روابط بین فردی فعال باشد. علاوه بر این، بخش روانی- آموزشی IPT-A بیمار را ترغیب میکند که نقش یک یادگیرنده و مشارکت کننده فعال را در فرایند درمان ایفا کند. بیمار به منظور پذیرش نقشی فعال در خلال فرایند درمان تشویق میشود. با توجه به آنچه گفته شد بیمار و درمانگر یک گروه را تشکیل میدهند. مفهوم شریک مساعی نه تنها رابطه بیمار و درمانگر بلکه خانواده، کارکنان مدرسه و افراد دیگر را شامل میشود. اگر چه IPT-A عمدتاً یک درمان فردی است، اما نسبت به ملحق کردن افراد مهم دیگر به درون ابعاد درمانی، انعطاف قابل ملاحظهای نشان میدهد. علاوه بر این، رابطه با درمانگر به مثابه یک بافتی است که بیمار میتواندبه طور فعال راهبردهای مورد نظر را برای به کارگیری در ارتباط با افراد مهم زندگی به کار گیرد و تمرین کند. دوره درمان دستیابی به اهداف مزبور مستلزم رسیدن به چهار هدف در IPT-A است: شناسایی حوزه مشکل، نشانگان افسرده ساز مرتبط با حوزه مسئله ساز، تمرکز بر روابط فعلی و کمک به بیمار جهت تسلط بر بافت بین فردی افسردگی. این اهداف با درجات متفاوت در سه مرحله درمان IPT-A شامل مرحله اولیه، مرحله میانی و مرحله پایانی مورد توجه قرار میگیرد. مرحله اولیه مرحله اول درمان IPT-A شامل جلسات 1 تا 4 است. 8 تکلیف در این مرحله از درمان مورد توجه قرار میگیرد. جدول 1 تکالیف مربوط به هر مرحله از درمان IPT-A را نشان میدهد. یک نکته مهم و قابل توجه در جلسات اولیه درمان در نظر گرفتن مراحلی برای درمان و ایجاد قرارداد درمانی است. در IPT-A این موضوع مستلزم آشکاربودن فرایند ارزیابی و درمان شامل توصیف ماهیت کوتاه مدت و تعریف نقش درمانگر و بیمار از ابتدا است. با توجه به آنچه گفته شد طول مدت درمان IPT-A، دوازده جلسه و هفتهای 1 جلسه است. ممکن است درمانگر به ویژه در هفتههای اول درمان در خلال جلسات هفتگی به صورت تلفنی با بیمار و خانواده او در تماس باشد، که این مسئله درتسهیل رابطه درمانی و ایجاد اعتماد نسبت به درمان کمک میکند. این بُعد درمان و همچنین دیگر ابعاد باید برای نوجوان و خانواده او توضیح داده شود تا اینکه دوره درمان برای آنها قابل پیشبینی باشد. توصیه میشود که والد (یا والدین) بیمار حداقل در اولین جلسه درمان مشارکت کنند. اگر برای والدین حضور در جلسه درمان ممکن نیست، درمانگر باید یک جلسه جداگانه برای والدین در نظر گیرد و در آن جلسه درمانگر میتواند اطلاعات ارزشمندی را که در فرایند تشخیص بیماری و تعیین سطح عملکرد بین فردی بیمار موثر است بهدست آورد. علاوه بر این، والدین میتوانند اطلاعات مهمی را درباره رویکرد درمانی و دوره درمانی بهدست آورند. در این مرحله هدف این است که والدین از نقش موثرخود به عنوان یک درمانگر حمایت کننده به دلیل تماس فراوان خود با نوجوان آگاه شوند. در طول مرحله اولیه IPT-A یکی از تکالیف اولیه، ارزیابی است. درمانگر یک ارزیابی تشخیصی بالینی و یک ارزیابی بین فردی اجرا میکند. غالب اوقات ارزیابی تشخیصی در طول جلسه اولیه انجام میگیرد. در طول جلسات آتی نیز درمانگر از ارزیابیهای مختصرتر به منظور ارزیابی هرگونه تغییر در نشانگان استفاده میکند. با استفاده از منابع مختلف که ترجیحاً شامل والد و بیمار است، نشانگان فعلی بیمار و تاریخچه نشانگان افسرده ساز با انجام مصاحبه بالینی ارزیابی میشود. در این زمان باید نشانگان دیگری از قبیل مانیا، سایکوز، سوء مصرف مواد، افکار خودکشی که ممکن است IPT-A را یک درمان نامناسب برای بیمار جلوه دهد نیز بررسی شود. کارکرد روانی اجتماعی کلی نوجوان بااستفاده از اطلاعات چندگانه نیز ارزیابی میشود. گسترهای از ابزارهای ارزیابی شامل مصاحبهها و مقیاسهای خودگزارشی یا مقیاسهای درجهبندی متخصص بالینی ممکن است مورد استفاده قرار گیرد. مولفه مهم دیگر ارزیابی، آموزش است. هم نوجوان و هم والدین باید درباره شرایط افسرده ساز آموزش ببینند. به عبارت دیگر، درمانگر باید علائم را بررسی کند، درباره اینکه آنها درباره بیماری چه میدانند و درباره گزینههای درمان و تبیین واقعی از پیامدهای بالقوه درمان با آنان بحث کند. تمرکز بعدی IPT-A بر تشخیصهای بین فردی مبتنی است. درمانگر یک ارزیابی بین فردی از مهمترین روابط بیمار به عمل میآورد. ارزیابی بین فردی که تمرکز اولیه جلسات دوم تا چهارم را به خود اختصاص میدهد با استفاده از پرسشنامه بین فردی انجام میگیرد. هدف اجرای پرسشنامه بین فردی شناسایی آن دسته از موضوعات بین فردی است که با شروع و تداوم افسردگی بیمار رابطه نشان میدهند. به عبارت دیگر، مجموعهای از مباحثات با هدف جمعآوری اطلاعاتی درباره روابط نوجوان با دیگران انجام میشود. اگر چه منبع آگاه کننده اولیه در پرسشنامه، خود نوجوان است، اما افراد دیگری از قبیل والدین و معلمان نیز میتوانند اطلاعات مفیدی را فراهم نمایند. اطلاعات جمعآوری شده درباره روابط مهم شامل فراوانی، محتوا، بافت روابط بین بیمار و دیگران، مدت و یا انتظارات رابطه، ابعاد مثبت و منفی رابطه، تغییراتی که بیمار تمایل دارد در روابط خود با دیگران ببیند و ایدههای او درباره شروع و اجرای این تغییرات دارد، و نقش افسردگی در روابط و بالعکس است. تاثیری که این موارد بر دیگر روابط او دارد نیز مورد توجه قرار میگیرد. درمانگر همچنین باید از هر رخداد مهم زندگی نوجوان که به افسردگی او مربوط میشود، آگاهی حاصل کند. این رخدادها میتواند شامل تغییر در ساختار خانواده، فوت، بیماری، تصادف یا ضربه، تغییرات در مدرسه، تغییر در موقعیت زندگی و شروع روابط جنسی باشد. به دنبال ارزیابی روابط بین فردی، درمانگر درباره رابطه میان موضوعات بین فردی تعیین کنند، شروع، تداوم یا تشدید افسردگی بحث میکند. با استفاده از این اطلاعات درمانگر به نوجوان کمک میکند که توجه خود را به یک حوزه مسئلهساز بین فردی که کانون توجه فرایند درمان را تشکیل میدهد، معطوف کند. درمانگر برای بیمار و خانواده او توضیح میدهد که درمان بر نشانههای افسردهساز بیمار و این حوزه مسئله ساز متمرکز است. 5 حوزه مساله ساز احتمالی شامل سوگ مربوط به مرگ یا جدایی، بیماری، مجادله بین فردی، تغییرات نقش، نقایص بین فردی، خانواده تک والدی است (حوزههای مسالهساز مربوط به آزمودنی پژوهش حاضر در بخش بحث ویژه به طور دقیق ارائه شده است). زمانی که حوزه مسئله ساز تعریف میشود بیمار و درمانگر یک قرارداد درمانی مکتوب را به وجود میآورند که در آن حوزه مسئله و همچنین انتظارات و نقش هر یک در خلال درمان مفید است، بلکه به مثابه یک الگو برای روابط بین فردی عمل میکند. مطالعات نشان دادهاند که فقدان شفافیت در ارتباط بزرگسالان و نوجوانان افسرده مشاهده میشود (موفسون و دورتا، 2000، سلسنیک و والدرون،1997).
بحث ویژه حوزههای مساله ساز بین فردی همانطور که پیش از این اشاره شد، IPT-A اهداف دوگانه کاهش نشانگان افسردگی و بهبود کارکرد روابط بین فردی را دنبال میکند. حوزه اولیه کارکرد روابط بین فردی هدف واقع شده برای یک نوجوان، از طریق حوزه مسالهساز روابط بین فردی شناخته شده تعریف میگردد. در IPT-A پنج حوزه مساله ساز بین فردی وجود دارد که هر یک از آنها اهدافی را به منظور بهبود کارکرد بین فردی ردیابی میکنند. علاوه بر این، برای هر حوزه مسالهساز مجموعهای از راهبردها وجود دارد که میتواند به منظور تحقق بخشیدن به اهداف مرتبط با حوزه مسله ساز خاص و همچنین اهداف کلیتر درمان IPT-A به کار گرفته شود. هر یک از حوزههای مسالهساز، براساس مطالعات تجربی و همچنین آن دسته از مشاهدات بالینی که رابطهای را بین حوزه بین فردی ویژه و افسردگی نوجوان نشان داده است، انتخاب شده است. IPT-A فرضهایی را درباره روابط احتمالی بین حوزههای مسالهساز بین فردی و افسردگی ارائه نمیدهد. حوزه مساله ساز بین فردی ممکن است قبل از افسردگی به وقوع پیوندد و یا در پاسخ به افسردگی مشاهده شود. لازم به ذکر است که در غالب سناریوها حوزه مسالهساز بین فردی و افسردگی اثرات تشدید کننده متقابلی بر یکدیگر دارند. در ادامه دو حوزه مساله ساز بین فردی شامل مجادلهها و نارساییهای بین فردی با محوریت اهداف خرد و راهبردهای مرتبط با هر یک و رابطه خاص بین حوزه مساله و افسردگی به طور مختصر مورد توجه قرار میگیرد. برای دستیابی به اطلاعات بیشتر درباره هر یک از حوزهها میتوانید به راهنمای IPT-A مافسون، ماریو، ویســــمن و کلرمن (1993) مراجعه کنید. حوزه مساله ساز1: مجادلههای بین فردی در این حوزه، هدف کمک به نوجوان در شناسایی مجادله، رشد یک طرح عملی برای مورد توجه قرار دادن مجادله، و بهبود بخشیدن ارتباطات و انتظارات به منظور یافتن راه حلهایی برای مجادلات است. مجادله دربردارنده نقشهای بین فردی موجود در موقعیتهایی است که یک فرد و «دیگران مهم» انتظاراتی یک سویه در روابط خود دارند. چنین مجادلاتی به طور فراوان بین نوجوانان و والدین یا سرپرست آنان و به طور متعارف با محوریت موضوعات جنسی، قدرت، پول و ارزشهای زندگی اتفاق میافتد (میلر، 1974، نقل از مافسون و دورتا، 2000). چنین مجادلاتی همیشه منجر به افسردگی نوجوان نمیشوند. در واقع، مجادلات بخش اساسی بسیاری از تلاشهای نوجوانان برای دستیابی به خودمختاری و واکنش به فرایند تفرد است. وقتی این مجادلات مزمن میشوند و نوجوانان و والدین دیگر قادر به مدیریت آنها نیستند، میتوانند برای طرفین رابطه به صورت یک عامل تنیدگیزا تجربه شوند. علاوه بر این، برخی از نوجوانانی که افسردگی یا علائم افسردگی را تجربه کردهاند ممکن است از مهارت خاصی برای مدیریت این مجادلات برخوردار نباشند. در چنین مواردی مجادلات میتوانند افسردگی نوجوان را تشدید کنند. در برخورد با این حوزه از مساله، مهم این است که ابتدا مجادله شناسایی و تعریف شود. مجادله میتواند موضوعات مختلفی را در بر گیرد. اغلب، مجادله به دلیل حفظ ارزشهای سنتی از جانب والدین میباشد، در صورتی که نوجوانان با نفوذ قابل توجه همسالان- فشار همسالان- مواجه میشوند. این موضوع به وفور در میان خانوادههای مهاجر، مشاهده میشود. والدین دارای ارزشهای متفاوت با نوجوانان بیشتر به بحث و مشاجره میپردازند. مجادله ممکن است به صورت یکی از سه مرحله زیر باشد: گفتگوی مجدد، بنبست، فروپاشی (مافسون و دورتا، 2000). در طول گفتگوی مجدد، نوجوان و دیگرانی که برای او مهم هستند در ارتباط بوده و تلاش میکنند که مجادله را حل کنند. در طول مرحله دوم، بنبست، طرفین تلاش برای بحث یا حل تعارف را متوقف میکنند. در طول مرحله سوم، فروپاشی، هر دو طرف به این نتیجه میرسند که مجادله نمیتواند حل شود و تصمیم میگیرند که به رابطه خاتمه دهند. بعد از شناسایی و تعریف مجادله، درمانگر با نوجوان و هر زمان که امکانپذیر باشد با والدین کار میکند تا یک طرح عملی برای پرداختن به مجادله را گسترش دهد. این کار باعث روشن شدن انتظارات نوجوان و والدین از خودشان، از یکدیگر و روشن شدن انتظارات در ارتباط با یکدیگر میشود. در عین حال که هدف کلی رسیدن به راه حل مجادله است، درمانگر همچنین باید در زمینه بهبود ارتباطات و انتظارات آنها نسبت به یکدیگر و نسبت به ارتباطشان با نوجوان و والدین او کار کند. چنانچه یک راه حل غیرممکن به نظر رسید، درمانگر برای گسترش راهبردهایی برای مواجهه با انتظارات والدین- انتظاراتی که نمیتوان تغییر داد- با نوجوان کار میکند. اگر چه ایدهآل آن است که در اکثر موارد والدین در جلسات درمانی شرکت کنند، این مرحله از مساله میتواند با حضور نوجوان به تنهایی و در مواقع ضروری مورد توجه قرار گیرد. در طول مرحله میانی درمانی، درمانگر به درک بهتر نوجوان از رابطه بین مجادلههای علائم افسردهساز ادامه میدهد. بهبود در چنین نوجوانانی ممکن است به شکل تغییرات در رفتار یا انتظارات و نیز کاهش علائم افسردگی مشاهده شود. حوزه مسالهساز 2: نارساییهای بین فردی هدف بین فردی دیگر، کمک به نوجوان در کاهش احساس انزوای اجتماعی از طریق بهبود مهارتهای اجتماعی او از جمله مهارتهای ارتباطی، افزایش اعتماد به خود، استحکام روابط فعلی و ایجاد روابط جدید است. زمانی که یک نوجوان فاقد مهارتهای اجتماعی لازم برای ایجاد و حفظ روابط مناسب با خانواده، همسالان یا افراد مهم دیگر باشد، نارساییهای بین فردی به مثابه یک حوزه مسالهساز مورد توجه قرار میگیرد. اگر چه چنین نارساییهایی میتواند در کودکان و نوجوانان با مشکلات سلامت روانی هم مشاهده شود، IPT-A و این حوزه از مشکل فقط مربوط به درمان نوجوانانی میشود که افسرده بوده و نارساییهای بین فردیشان کمتر فراگیر یا نتیجه افسردگی یا منابع استرس خاصی است. نارساییهای بین فردی میتواند مانع موفقیت نوجوان در تکالیف رشدی او به ویژه در حوزههای اجتماعی شود. این تکالیف رشدی شامل دوستیابی از میان همسالان، شرکت در فعالیتهای غیردرسی، رشد همانندسازی با گروه همسالان، شروع قرار ملاقات و یادگیری تصمیمگیری در خصوص روابط منحصر به فرد، شغل و ... است (موفسون و دورتا، 2000). این مشکلات سبب میشوند که نوجوانان ضمن تجربه انزوای اجتماعی، کاهش اعتماد به خود و عزتنفس علائم افسردگی شدیدتری را نشان دهند. افسردگی اغلب با کنارهگیری و انزوای اجتماعی بیشتر همراه بوده، که این خود تجربه عقبماندگی در مهارتهای بین فردی را حتی بعد از درمان افسردگی برای نوجوانان نوید میدهد. الگوی IPT-A تعدادی از راهبردها را برای این حوزه از مشکل به کار میگیرد که شامل بررسی روابط مهم در گذشته، تجارب بین فردی و کشف مشکلات بین فردی میشود. در طول درمان، درمانگر میکوشد که نوجوان رابطه بین اثر نارسایی بر روابط و علائم افسردگی را بفهمد. اگر چه نام این حوزه از مشکل نارساییهای بین فردی است، درمان بیشتر بر تواناییها متمرکز میشود. برای مثال، درمانگر به نوجوان کمک میکند که دریابد که چگونه مهارتهای به کار برده شده در گذشته یا در بافت بین فردی دیگر میتواند مفید باشد. علاوه بر این، راهبردهای جدید برای رسیدن به موقعیتها از طریق ایفای نقش، شناسایی و تمرین میشوند. نوجوانان تشویق میشوند که این راهبردها را برای حفظ روابط موجود و ایجاد روابط جدید به کار گیرند. اعضای خانواده بهویژه زمانی که نارساییهای بین فردی نوجوان تحت تاثیر روابط خانوادگی قرار داد میتوانند در درمان مشارکت کرده و به رشد مهارتهای او کمک کنند. مرحله میانی تمرکز اولیه مرحله میانی IPT-A که شامل جلسات 5 تا 8 است، بر کشف پیوسته حوزه مسئلهساز بین فردی شناخته شده و اینکه چگونه این حوزه با تجارب بین فردی فعلی، تعاملات و سببشناسی رابطه مییابد مبتنی است. تکالیف ویژه مرتبط با این مرحله در جدول 1 فهرست شده است. در این مرحله تمرکز بر شناسایی مسئله، رشد راهبردهای جدید مدیریت برای موضوعات مرتبط با مسئله و اجرای این راهبردهاست. اگر چه تکنیکهای به کار گرفته شده و راهبردهای توصیه شده در هر حوزه، خاص میباشد، لکن راهبردهای کلی شامل اکتشاف، تشویق برای بیان عواطف، رابطه بین عاطفه و رویدادهای بین فردی، روشن کردن تعارضها، تحلیل روابط و تکنیکهای تغییر رفتار مانند ایفای نقش است. نقشی که خانواده و کارکنان مدرسه در این مرحله از درمان ایفا میکنند، خاص هر فرد است.با این وجود، به عنوان یک قاعده هر چه میزان همکاری بیشتر باشد احتمال اینکه نوجوان پیشرفتهای درمان را به موقعیتهای خارج از درمان منتقل کند، بیشتر است.
مرحله
تکالیف درمانی
اولیه
1. تشخیص افسردگی 2. ارزیابی مناسب بودن بیمار برای IPT-A 3. اجرای پرسشنامه بین فردی/ رابطه افسردگی با بافت بین فردی 4. شناسایی حوزه(های) مسئله بین فردی 5. تبیین نظریه و اهداف IPT-A 6. ایجاد یک قرارداد میانی با بیمار و والدین 7. توضیح نقش بیمار و والدین در فرایند درمان
میانی
1. نظارت بر نشانههای افسردگی 2. توجه به درمان جنبی (پزشکی) 3. کمک به بیمار در بحث درباره موضوعات مربوط به حوزه(های) مسئله شناسایی شده 4. رابطه احساسات بیمار با رویدادهای بین فردی و روابط 5. اجرای تحلیل رابطه 6. رشد و گسترش راهبردهای حل مسئله بین فردی 7. ملاقات با والدین برای مشاوره و آموزش/ تشویق آنها در نقش خود به عنوان درمانگر مشترک
پایان
1. بررسی علائم هشدار دهنده افسردگی 2. بررسی حوزه(های) مسئله شناسایی شده 3. بررسی راهبردها به منظور بهبود روابط 4. بررسی تغییرات در نوجوان و خانواده 5. پیشبینی موقعیتهای احتمالی آتی و بررسی راهبردها برای مدیریت موقعیتها 6. بحث درباره احساسات بیمار نسبت به پایان درمان و رابطه با درمانگر 7. بحث درباره احتمال عود افسردگی و راهبردهایی برای مدیریت چنین بازگشتهایی
جدول 1: تکالیف درمان در هر مرحله از رواندرمانی بین فردی برای نوجوانان افسرده (IPT-A) برگرفته از مافسون و دورتا (2000)
مرحله پایانی در بسیاری از جهات مرحله پایانی IPT-A که شامل جلسات 9 تا 12 است به فرایند پایانی درمانهای دیگر شباهت دارد. تکالیف مرتبط با این مرحله در جدول 1 قابل مشاهده است. مهم است که درمانگر پاسخهای بیمار و اعضای خانواده را نسبت به مرحله پایان درمان مورد توجه قرار دهد. همچنین باید دوره علائم افسردهساز و علائم فعلی، رابطه بین علائم افسردهساز و حوزههای مسئله ساز بین فردی شناسایی کرده و راهبردهایی که برای بیمار مفید به نظر میرسد را بررسی کند. عود احتمالی افسردگی و نشانههای هشداردهنده و مدیریت آنها باید مورد توجه قرار گیرد. اگر چه درمانگر نقش فعالی در فرایند درمان ایفا میکند، اما مشارکت نوجوان، اعتماد به خود درباره مدیریت دشواریهای بین فردی یا هیجانی آتی را به همراه خود داشت. درمانگر باید ملاقات مشابهی با والدین بیمار به منظور بررسی فرایند حرکت به سوی اهداف درمان، علامتهای هشداردهنده برای عود علائم و طراحی به منظور مدیریت استرسهای آتی داشته باشد. سرانجام، درمانگر میتواند با نوجوان و والدین او درباره ارجاعات و گزینههای درمانی بیشتر بحث و گفتگو کند. گفتنی است که در فرایند درمان، طی جلسههای رواندرمانی بین فردی از راهبردهای زیر به منظور افزایش کفایت بین فردی نوجوان استفاده شد:
• آموزش مهارتهای اجتماعی- رفتاری • آموزش مهارتهای ادراک اجتماعی • آموزش استفاده از خودآموزی به منظور هدایت رفتار • آموزش مهارتهای حل مسئله اجتماعی • جایگزینی افکار موثر و مثبت به جای افکار ناکارآمد و منفی • مهارتهای آرمیدگی و مواجهه به منظور مدیریت بر اضطراب اجتماعی
در اکثر برنامههای چند بعدی ارتقاء کفایت اجتماعی، جلسات شامل آموزش مهارتهای رفتاری با هدف دسترسی به ریز مهارتهایی مانند تماس چشمی، تظاهرات چهرهای، بلندی صدا و ژست است. مراحل اولیه آموزش همچنین شامل بخشهایی درباره مهارتهای ادراک اجتماعی و آرمیدگی است. زمانی که مهارتهای پیش نیاز کسب گردید آموزش تکالیف اجتماعی پیچیدهتر از قبیل مکالمات، درخواست برای مشارکت، پیشنهاد و درخواست کمک، مواجهه با انتقاد، دعوت کردن، مواجهه با شوخی و آزار دیگران شروع میشود. آموزش مهارتهای رفتاری اجتماعی طیفی از روشهای مختلف ممکن است به منظور آموزش مهارتهای رفتاری-اجتماعی به نوجوان مورد استفاده قرار گرفت. این روشها شامل آموزشهای کلامی، مباحثه، نمایش پاسخ دهی مناسب (الگوبرداری)، تمرین رفتار، تشویق و بازخورد بود. الگوبرداری مشاهده رفتار افراد دیگر یک منبع مهم یادگیری محسوب میگردد. الگوبرداری به نمایش مهارت هدف واقع شده از سوی دیگران اشاره میکند. تهیه نوارهای ویدیویی برای درمانگر آسان به نظر میرسد. راه حل جانشین دیگر این است که از کودکان یا نوجوانان دیگر به عنوان الگو استفاده شود. برخی شواهد نشان میدهند که برخی از کودکان در مقایسه با دیگران بیشتر سرمشق میگیرند (بندورا، 1977، نقل از اسپنس و دونوان، 1999). پیشنهاد شده است که الگو باید با کودکان تشابه سنی داشته باشد. علاوه بر این، به نظر میرسد که کودکان از الگوهای کارآمد بهتر یاد میگیرند. تمرین رفتار منظور از تمرین رفتار ایجاد فرصتهایی است که در طی آن کودکان و نوجوانان مهارتهای مشاهده شده را تمرین میکنند. ایفای نقش فرصتی را فراهم میکند که طی آن کودکان و نوجوانان مهارتهای یادگرفته شده را قبل از اینکه در موقعیتهای واقعی زندگی استفاده نمایند، به کار گیرند. هدف ایفای نقش، نمایش مهارتهایی است که در دنیای واقعی مورد استفاده قرار خواهند گرفت. بنابراین تلاش در جهت ایجاد سرنخها و محتوای ایفای نقش به صورت واقعی ضروری میباشد. بازخورد درباره عملکرد بازخورد درباره کیفیت عملکرد و پیشنهاداتی درباره بهبود فرایند رشد مهارتها ضروری به نظر میرسد. در یادگیری مهارتهای اجتماعی، تقسیم آنها به گامهای متناوب و تدریجی برای دستیابی به مهارتهای هدف مهم است. بهتر است بازخورد بلافاصله بعد از یک عملکرد ارائه شود و همچنین کاملاً روشن و خاص باشد. علاوه بر این، بازخورد باید مثبت و سازنده باشد و با تشویق برای تلاش و عمل همراه شود. اگر همسالان در فراهم کردن بازخورد دخالت دارند تمرکز بر ابعاد مثبت عملکرد کودک و نوجوان مهم میباشد. بارخورد میتواند از طریق خودارزیابی در طول فرایند درمان ارائه شود. تکالیف خانگی یکی از ویژگیهای آموزش مهارتهای رفتاری، اجتماعی تاکید بر استفاده از تکالیف خانگی است که رشد مهارتها را در خلال جلسات درمانی ترغیب و تشویق میکند. علاوه بر افزایش مقدار زمان تمرین، تکالیف خانگی این امکان را فراهم میکند که کودکان و نوجوانان مهارتهای جدید را در موقعیتهای واقعی زندگی تجربه کنند. به نظر میرسد که اجرای موفقیتآمیز مهارتها به درون موقعیتهای طبیعی امکان تعمیم مهارتهای به درون موقعیتهای زندگی زندگی روزمره را افزایش میدهد. دستورالعملهای مربوط به تکالیف خانگی باید کاملاً روشن و خاص بوده و بر روی کارت نوشته شده تا در خانه نیز قابل استفاده باشند. آموزش مهارتهای ادراک اجتماعی تلاشهای کمی به منظور ارزیابی اثربخشی آموزش مهارتهای ادراک اجتماعی انجام شده است. این رویکرد در مقایسه با رویکردهای دیگر در مداخلاتی که به منظور افزایش صلاحیت اجتماعی طراحی میشوند کمتر مورد توجه قرار گرفته است (اسپنس و دونوان، 1999). با این وجود، لاین و اسپنس عناصر برنامه آموزش مهارتهای ادراک اجتماعی را به شرح ذیل فهرست کردهاند:
توانایی بازشناسی و تفکیک هیجانات و احساسات خود
توانایی بازشناسی و تفکیک هیجانات و احساسات دیگران از طریق سرنخهای کلامی و غیرکلامی آنها
توانایی تشخیص ویژگیهای موقعیتهای اجتماعی از قبیل قوانین اجتماعی و اهداف آن
توانایی درک اینکه چگونه دیگران موقعیتهای اجتماعی را میبینند یا تفسیر میکنند و آگاهی از اینکه یک مسئله اجتماعی وجود دارد.
از تصاویر، نوارهای ویدیویی، نوارهای شنیداری وایفای نقش که شامل طیفی از سرنخهای غیرکلامی ابراز هیجانات و مسائل اجتماعی هستند به مثابه محرکهایی برای آموزش مهارتهای فوق استفاده میشود. آموزش خودآموزی مفهوم آموزش خودآموزی در کارویگوتسکی (1962، نقل از اسپنس و دونوان، 1999) و لوریا (1961، نقل از اسپنس و دونوان، 1999) ریشه دارد. ویگوتسکی و لوریا بر این باور بودند که غالب رفتارهای فرد تحت کنترل افکار یا گفتار درونی او قرار دارد. وقتی که کودکان توانایی کنترل بر رفتار خود را میآموزند این توانایی در وهله اول نتیجه تاثیرات بیرونی از قبیل تنبیه و پاداش والدین است. وقتی که کودکان بزرگتر میشوند از طریق آموزشهای کلامی خود به کنترل رفتار خود مبادرت میکنند. به تدریج این کنترل از طریق گفتار درونی و خاموش رخ داده تا اینکه این پاسخ به طور خودآیند نمایش داده میشود. مایکنبام و گودمن (1971، نقل از اسپنس و دونوان، 1999) جزء اولین درمانگرانی بودند که از این رویکرد برای آموزش کودکان در جهت کنترل بهتر رفتارشان استفاده کردند. در اولین گام الگوی بزرگسالی، تکلیف هدف را در حالی که با صدای بلند صحبت میکند، انجام میدهد. در گام دوم کودک همان تکلیف را در حالی که آموزشهای بزرگسالان را میشنود انجام میدهد. در گام سوم کودک تکلیف را در حالی که مراحل انجام آن را با صدای بلند تکرار میکند، اجرا میکند. در گام چهارم، از کودک خواسته میشود هنگام انجام تکلیف آموزشها را به طور آهسته برای خود بگوید. در پایان کودک تکلیف را در حالی که از گفتار درونی و خاموش استفاده میکند، انجام میدهد. از این شیوه به منظور آموزش کودکان در کنترل رفتار و یادگیری مهارتهای جدید استفاده میگردد. حل مسئله اجتماعی بسیاری از محققان، آموزش حل مسئله اجتماعی به کودکان و نوجوانان را پیشنهاد کردند (اسپنس و دونوان، 1999). این رویکردها به کودکان کمک میکنند که در فرایند تفکر خود گامهایی به منظور پاسخدهی مناسب نسبت به مسائل اجتماعی بردارند. این گامها شامل:
• تشخیص وجود و ماهیت یک مسئله اجتماعی • تاکید بر تفکر قبل از عمل و اجتناب از تکانش وری • تفکر درباره راههای جانشین محتمل برای حل مسئله • پیشبینی پیامدهای احتمالی راه حلهای جایگزین • انتخاب و انجام بهترین راهحل
آموزش مهارتهای حل مسئله اجتماعی شامل آموزش و مباحثه درباره گامهای حل مسئله است که طیفی از مسائل اجتماعی را نیز در بر میگیرد. زمانی که گامها در سطح علمی گرفته شدند، روشهای خود جهتدهی به منظور راهنمایی کودکان و نوجوانان از طریق این گامها ضرورت مییابد. در ابتدا، کودک هر گام را که توسط مربی آموزش داده میشود فرا میگیرد. سپس از او خواسته میشود که در انجام هر یک از گامهای حل مسئله با صدای بلند آن را تکرار کنند. در مرحله بعد، از فرد خواسته میشود در حالی که توالی حل مسئله را مرور میکنند با خود به طور بیصدا صحبت کنند. در ابتدا تکالیف غیراجتماعی از قبیل حل مازها ممکن است به دنبال طیفی از تکالیف بین فردی مورد استفاده قرار گیرد. برای مثال، برنامه تفکر باصدای بلند (اسپنس و دونوان، 1999) به کودکان آموزش میدهد که در مواجهه با یک مسئله چهار سوال را مطرح کنند:
1. مساله چیست؟ 2. من چه کاری میتوانم انجام دهم؟ 3. آیا کارساز خواهد بود؟ 4. چطور عمل کردم؟
آموزش تفکر مثبت و سودمند برخی از اشکال تفکر از انجام رفتارهای اجتماعی پخته جلوگیری میکند. برای مثال، افکاری که پیامد منفی را پیشبینی میکنند به شدت خود انتقاد کننده هستند. آگاه کردن نوجوانان از این افکار غیرموثر و جایگزین کردن افکار مثبت و موثر به جای آنها امکانپذیر میباشد. این حوزه پژوهشی بازسازی- شناختی نامیده میشود. بازسازی-شناختی شامل سه عنصر است. اول، یک فرایند آموزشی است که در طی آن کودکان و نوجوانان متوجه میشوند افکارمنفی و غیرموثر چه هستند و چرا مسئله ساز تلقی میگردند. دوم، کودکان و نوجوانان تشخیص دهند که این افکار کی و کجا بروز میکنند. سوم، کودکان و نوجوانان یاد میگیرند که افکار منفی و غیرموثر را با روشهای تفکر مثبت و موثر جابجا کنند. در گام اول کودکان با نمونههایی از افکار منفی و غیرموثر مواجه شده و به دنبال آن دلایلی درباره اینکه چرا چنین افکاری غیرموثر هستند، ارائه میگردد. با بیان مثالهایی کودکان و نوجوانان میآموزند، چگونه افکار ممکن است احساس و رفتار افراد را تحت تاثیر قرار دهد. در گام دوم بر توانایی تشخیص اینکه کی و کجا افکار غیرموثر بروز میکند، تاکید میشود. دراین مرحله از کودکان خواسته میشود که به شرح وقایع و رخدادهایی بپردازند که روابط آنها یا تعاملشان با دیگران را تحت تاثیر قرار میدهد. سپس از آنها خواسته میشود که بگویند در آن لحظه به چه چیزهایی فکر میکردند و این افکار چگونه رفتار آنها را تحت تاثیر قرار داده است. همچنین از تکالیف خانگی به منظور تشخیص نیز استفاده میشود. گام سوم شامل یک چالش شناختی ساده است که کودکان یاد میگیرند که تفکر غیرمنطقی و غیرانطباقی خود را با تفکر واقعبینانه و مثبت جایگزین نمایند. آموزش آرمیدگی هیجاناتی از قبیل خشم، احساس گناه و ترس اغلب باعث میشوند که کودکان و نوجوانان نتوانند از مهارتهای اجتماعی خود استفاده کنند. آرمیدگی حالتی است که با این هیجانات ناهمساز است. بنابراین، اگر به کودکان و نوجوانان آموزش دهیم که در مواجهه با مسائل اجتماعی آرمیده باشند به احتمال زیاد هیجانات منفی کاهش یافته و احتمال اینکه آنها بتوانند به شیوهای موثر پاسخ دهند افزایش مییابد. انواع متفاوتی از تمرینهای آرمیدگی را میتوان به کودکان و نوجوانان آموزش داد که برخی از آنها عبارتند از مراقبه، خودهیپنوتیزمی، تصویرسازی ذهنی، آرمیدگی ماهیچهای پیشرونده، آرمیدگی کنترل شده از طریق علامت. اسپنس (1995، نقل از اسپنس و دونوان، 1999) مجموعههایی از دست نوشتههای مربوط به آرمیدگی را که برای مراجعین جوان مناسب است تدارک دیده است. شیوه جمعآوری دادهها مراجع دختری است 16 ساله که در کلاس دوم دبیرستان درس میخواند. طول درمان آزمودنی 12 جلسه بوده است. در اولین جلسه درمان و در پاسخ به سوالات درمانگر اظهار داشت «یک سال است که احساس خوبی ندارم، احساس تنهایی و نومیدی میکنم، از اینکه بخواهم در جمع حضور یابم یا در جمع صحبت کنم دچار اضطراب میشوم، در برخورد با جنس مخالف خجالت میکشم و فکر میکنم که میخواهند مسخرهام کنند، برایم سخت است که نظراتم را بگویم، در مقابل انتقادات یا صحبتهای دیگران سریع عصبانی شده، پرخاش یا قهر میکنم، نسبت به رفتار و کردار دیگران بدبین هستم، فکر میکنم دیگران قصد آزار و ناراحتی مرا دارند از این رو تمایلی ندارم که با کسی رابطه داشته باشم، در مقابل هم فکر میکنم هیچ کس علاقه و تمایلی به برقراری ارتباط با من ندارد، هیچ کس مرا دوست ندارد، از هیچ تفریحی لذت نمیبرم، هر کاری مرا خیلی زود خسته میکند، انجام تکالیف مدرسه انرژی و وقت زیادی از من میگیرد و برایم آماده کردن تکالیف دشوار است». تدابیر تشخیصی ملاک تشخیصی برای اختلال افسردهخوئی مطابق با DSM-IV-TR (بیخوابی، کمبود انرژی یا احساس خستگی، پایین بودن احترام به نفس، عدم تمرکز یا اشکال در تصمیمگیری، احساس درماندگی) وجود خلق افسرده را در مراجع تایید کرد. ملاکهای تشخیصی مربوط به بیماریهای جسمانی مزمن، اختلال دوقطبی (نوع اول و دوم)، روانپریشی، عقب ماندگی ذهنی، افکار خودکشی، اختلال سلوک، سوء مصرف مواد، اختلال خوردن، اختلال وسواس فکری- عملی در بیمار مشاهده نشد. پرسشنامه دشواریهای بین فردی برای نوجوانان (QIDA)، سطح دشواری بین فردی ادراک شده به وسیله نوجوان در دامنه وسیعی از روابط و موقعیتهای اجتماعی نسبت به افراد با سن، جنس و سطح اقتدار و صمیمیت متفاوت، در بافتهای مختلف شامل خانواده، مدرسه، دوستان، روابط با جنس مخالف و حتی موقعیتهایی شامل خیابان، فروشگاهها و ساختمانهای عمومی را اندازهگیری میکند. این پرسشنامه از 5 خرده مقیاس تشکیل شده است: جرات ورزی، روابط با غیرهمجنس، صحبت کردن در جمع، روابط خانوادگی و دوستی نزدیک. افزایش نمرات افراد در این پرسشنامه نشان دهنده افزایش سطح دشواریهای بین فردی آنان میباشد. مراجع در اکثر خرده مقیاسهای این پرسشنامه نمره بالایی را کسب کرد. همچنین، پرسشنامه افسردگی بک نیز توسط مراجع تکمیل شد که حاکی از افسردگی قابل توجه وی بود (نمره وی در پرسشنامه بک 23 بهدست آمد). تدابیر درمانی در جلسههای درمانی نتایج آزمونهای انجام شده برای آزمودنی مورد نظر تفسیر شد. در ادامه درباره مهمترین روابط بیمار که بیشترین تنش را برای او به همراه داشت بحث شد. این روابط شامل ارتباط او با برادر، پدر و خالهاش است. مراجع برادری کوچکتر از خود دارد (2 سال کوچکتر) که روابط آنها با هم خصمانه است. مراجع آشکارا بیان میکند که از او متنفر است و دیگر نمیتواند وجود او را تحمل کند. وی اظهار میکند که پدر رفتار تبعیض آمیزی نسبت به او و برادرش دارد. برادرش زورگو است و با زرنگی شرایط بهتری را برای خود فراهم کرده است. برادر از نظر درسی نمرات خوبی دارد و پسر شاد و سرزندهای است، با دوستان، فامیل، پدر و مادر رابطه خوبی دارد و از این بابت والدین همیشه رفتار و عملکرد تحصیلی او را با مراجع مقایسه و به نحوی او را تحسین میکنند. از طرفی مراجع خالهای دارد که تقریباً همسن و سال او (2 سال بزرگتر از او)، درس خوان و خوش برخورد و با نشاط است. مراجع در سالهای گذشته ارتباط خوبی با خاله همسن و سال خود داشته اما در یک سال گذشته روابطش با او رو به سردی گذاشته، به طوری که مراجع میگوید دوست ندارم او را ببینم، دیدن و صحبت کردن با او آزارم میدهد. بخصوص از وقتی که کنکور داده است و گفته قبول میشود دیگه دوست ندارم ببینمش. همه فامیل، مادر و پدر من به نحوی مستقیم و غیرمستقیم رفتار و کردار و تواناییهای او را به رخ من میکشند. در مجموع میتوان گفت حوزههای مسئله ساز در روابط بین فردی این مراجع، نارساییهای بین فردی و مجادلههای بین فردی است که باید در فرایند درمان کانون توجه قرار گیرد. درباره حوزههای مسئلهساز به مراجع و والدین بیمار توضیحات لازم داده شد تا آنها نیز توجه خود را به حوزههای مذکور جلب کنند. از بیمار و والدین وی درباره علائم افسردگی و میزان آگاهی آنان درباره این اختلال سوال شد. سپس درمانگر اطلاعات کاملی درباره اختلال و پیامدهای شناختی رفتاری و عاطفی و تاثیر منفی که میتواند بر کارکرد روانی اجتماعی بیمار داشته باشد، در اختیار آنان قرار داد. درباره گزینههایی که میتوانند وضعیت فعلی را بهبود بخشند با بیمار و والدین بحث شد. نقطه نظرات و انتظارات بیمار و والدین به طور جداگانه درباره شرایط فعلی و گزینههای احتمالی برای حل مسائل کنونی پرسیده شد. در ادامه به مراجع و والدین او درباره ماهیت درمان IPT-A توضیح داده شد، اینکه این درمان کوتاه مدت بوده (12 جلسه) و هفتهای 1 بار ملاقات با بیمار ضروری است. درمانگر اطمینان خاطر داد که در هفتههای اول درمان در حد فاصل جلسات هفتگی، بیمار میتواند در مواقع ضروری به صورت تلفنی با او در تماس باشد. با بیمار درباره قرارداد درمانی مبنی بر همکاری و حضور فعال وی در فرایند درمان (جلسات تعیین شده هفتگی) و به کارگیری تکالیف درمانی در حد فاصل جلسات درمانی بحث شد. در نهایت، پس از ارزیابیها و آموزش درباره شرایط افسردهساز و پس از اینکه حوزه مسئله تعریف شد، بیمار و درمانگر یک قرارداد درمانی مکتوب تنظیم کردند که در آن حوزه مسئلهساز و همچنین انتظارات و نقش هر یک در خلال درمان مشخص شد. درمانگر برای بیمار و خانواده او توضیح داد که درمان بر علائم افسردهساز بیمار و حوزههای مسئلهساز نارساییهای بین فردی و مجادلههای بین فردی مبتنی است. در طی یک جلسه درمانی با پدر مراجع به طور جداگانه معلوم شد که والدین بیمار توجه بیشتری به فرزند کوچکتر پسر خود دارند، که البته دلایل آنها برای توجه بیشتر، عملکرد تحصیلی بهتر وی و خوش خلقتر بودن فرزند پسر بود. آنها همچنین بیان کردند که مراجع از بچگی ساکت و کمرو بوده است که این امر برای آنها مشکلی ایجاد نمیکرده است، اما در 2-3 سال اخیر ساکت بودن و پرخاشگری او با فرزند کوچکتر مشکلساز شده است. آنها حسادت دختر خود را نیز ویژگی ناپسند دیگر او شمردند که سبب انزوای او شده است و باعث شده که دیگران نیز رغبت و تمایلی به ارتباط با او نشان ندهند. درمانگر به مراجع توضیح داد که حضور فعال و مرتب وی در فرایند درمان لازم و ضروری است. اهمیت و ضرورت انجام تکالیف داده شده از سوی درمانگر در خلال جلسات درمانی به مراجع گوشزد شد. از طرفی به والدین مراجع بر نقش موثر و تعیین کننده آنها به عنوان درمانگر حمایت کننده (درمانگر مشترک) در فرایند درمان تاکید شد. از جلسات پنجم درمان به بعد درمانگر به شناسایی دقیقتر مسائل بین فردی و مجادلههای موجود در روابط مهم مراجع با طرفین رابطه پرداخت. از مراجع خواسته شد موارد مهمی از تبادلات کلامی و غیرکلامی خود را با برادر، پدر و خاله بیان کند. برای مثال (1)، یک روز در منزل بودیم که زنگ درب منزل به صدا درآمد، طبق معمول برادرم مشتاقانه رفت ببیند که کیست. بعد از لحظاتی دیدم خالهام وارد منزل شد، در حالی که پچپچ کنان با برادرم حرف میزد و میخندید به سمت آشپزخانه و به سراغ مادرم رفت و دقایقی هر سه آنجا بودند بدون اینکه به من توجهی داشته باشند، بعد از مدتی خالهام به سمت من آمد و گفت چه خبر؟ من هم با سردی گفتم هیچی و رفتم توی اتاقم و در را بستم. او دیگر تا شب که خانه ما بود به سراغ من نیامد و خداحافظی هم نکرد. در مرحله میانی، درمانگر در طی جلسات با دقت علائم افسرده ساز بیمار را از طریق تکالیف هفتگی دنبال کرد. از جلسه پنجم درمان به بعد یک جلسه در میان و در ابتدای هر جلسه پرسشنامه افسردگی بک برای بررسی علائم افسردگی (تشدید یا تخفیف) توسط مراجع تکمیل شد. در خلال مرحله اولیه درمان بیمار اظهار کرد که گاهی اضطراب زیادی را تجربه میکند، به طوری که صدای ضربان قلبش را میشنود (بخصوص در مواردی که مورد ارزیابی قرار میگیرد). در ادامه از مراجع خواسته شد که نمونهای از مجادلههای خود با برادرش را مطرح کند (مثال 2). وی گفت: ما معمولاً ماهیانه از پدر پول میگیریم. اما برادرم غیر از ماهیانه باز هم از پدرم پول میگیرد و مادر هم گاهی به اصطلاح خودش تحت عنوان جایزه به او پول میدهد. این بیعدالتی و بدجنسی برادرم برای پول بیشتر گرفتن باعث میشود که من احساس کنم والدینم، برادرم را بیشتر از من دوست دارند و بین ما تبعیض قائل میشوند. او هم از شرایطی که برایش فراهم میکنند خوب استفاده میکند. البته باید بگویم آنها پیشنهادهای مختلفی هم برای کلاسهای درسی و ورزشی به من میکنند، اما از آنجا که این کلاسها برای من جاذبهای ندارد و علاقه ندارم، آن را نمیپذیرم. یک روز برادرم گفت: مامان، من پول ماهیانهام را تمام کردم و دلم بستنی میخواهد. مادرم بهش پول داد و گفت که برود و 2 تا بستنی برای خودش و من بخرد. برادرم برگشت و لبخند زنان گفت من 2 تا بستنی را خوردم، فلانی که بستنی دوست نداره، اصلا کسانی که خوب درس نمیخوانند حق ندارند بستنی بخورند! مادرم لبخندی زد و گفت برای چی بستنی او را خوردی؟، همین و دیگر هیچ. من هم از کوره در رفتم و گفتم ... در حین این اوضاع پدرم از راه رسید و وقتی هیاهوی ما را برای بستنی دید به من گفت تو خجالت نمیکشی برای یک بستنی اینطور میکنی؟ گریهام گرفته بود که پدرم بدون اینکه از مکالمه ما آگاه باشه از برادرم پشتیبانی میکرد، قهر کردم و رفتم توی اتاقم و تا چند روز با هیچکس حرف نمیزدم. درباره مثال ذکر شده در صفحه قبل (1) از بیمار خواسته شد که احساس خود را درباره تعاملی که با برادر و خالهاش داشته، بیان کند. وی گفت احساس بدی داشتم، فکر میکردم که آنها دارند درباره من حرف میزنند و مرا مسخره میکنند، چون اگر میخواستند مرا هم در جریان گفتگو و آنچه که بینشان میگذشت، میگذاشتند. در این مواقع احساس تنهایی زیادی میکنم و اینکه چرا دیگران مرا به حساب نمیآورند. از همه بدم میآید، همینطور از خودم که چرا باید اینطور باشد. در این بخش روابط معیوب بین مراجع و تک تک افرادی که با موضوع مجادله و نارسایی در رابطه هستند بررسی شد. در زمینه مجادله مراجع با برادر کوچکترش، ازاو خواسته شد که انتظارات خود را از معقول یا غیرمعقول بودن آنها بحث شد. نکته مهم دیگر درباره شفاف سازی روابط کلامی و غیرکلامی بود، درباره اینکه زمانی که موقعیت دارای ابهام یا از نظر وی تهدید کننده است با طرفین رابطه درباره فهم درست موقعیت بحث و تبادل نظر شود تا اگر سوء تفاهمی هست بر طرف شود. به مراجع گفته شد که وی به دلیل عدم برخورداری از مهارتهای شناختی اجتماعی و رفتاری لازم بسیاری از روابط را تنشزا و تحقیرآمیز تفسیر میکند. نکته دیگری که به مراجع یادآوری شد، بیان احساسات مثبت و یا منفی خود به شیوهای محترمانه در موقعیتهای مختلف است و دعوت مراجع از طرفین رابطه با بیان چنین احساساتی است. ضمن بررسی روابط معیوب، از بیمار خواسته شد در نقش افراد مختلف (برادر، پدر و مادر، خاله و خود) در موقعیتهای مختلفی که وی در طول جلسات به عنوان موضوع درگیری یا بحث و جدل مطرح کرده بود، به ایفای نقش بپردازد و بعد از هر ایفای نقش احساس و نظر او درباره فرایند ارتباط و راه حلی که به نظر وی میتواند روابط نارسا را بهبود بخشد، پرسیده شد. همچنین تعارضهای مراجع درباره مسائل مختلف فردی و بین فردی و اینکه وی از راهبردهای انفعالی به جای راهبردهای فعال و مبتنی برمساله استفاده میکند، بحث شد. درباره احساسات منفی درباره خود به دلیل تجربههای شکست وی صحبت شد، اینکه وی با تعمیم شکست به موارد دیگر، خود را به ناتوانی و عدم شایستگی محکوم میکند. اینکه از نظر وی عملی صحیح و شایسته است که به طور کامل و بینقص انجام شود در حالی که هر فردی میتواند به موفقیت دست پیدا کند. توجه مراجع به این نکته جلب شد که افسردگی پیامدهای مختلفی به بار میآورد که مراجع باید به آنها توجه داشته و معیارهای خود را در مقایسه با گذشته از خود کاهش دهد و کمکم بعد از کسب مهارتهای لازم که در طول جلسات درمانی به وی آموزش داده میشود، انتظاراتش از خود را افزایش دهد. همان طور که پیشتر اشاره شد، یکی از حوزههای مسئلهساز، مجادله بین فردی بین مراجع و برادر وی بود. هدف درمانگر کمک به نوجوان در شناسایی مجادله، رشد یک طرح عملی برای مورد توجه قرار دادن مجادله و بهبود بخشیدن ارتباطات و انتظارات به منظور یافتن راه حلهایی برای مجادلات است. باید برای مراجع و حتی والدین توضیح داده شود که مجادله دربردارنده نقشهای بین فردی موجود در مواقعی است که یکفرد و دیگران مهم او انتظارات یک سویهای در روابط خود دارند. اینکه مجادلات به طور فراوان بین نوجوانان ووالدین آنان و به طور متعارف با محوریت موضوعات مختلف اتفاق میافتد. چنین مجادلاتی به تنهایی منجربه افسردگی نوجوان نمیشوند. در واقع، مجادلات بخش اساسی بسیاری از تلاشهای نوجوانان برای دستیابی به خودمختاری و واکنش به فرایند تفرد است. وقتی این مجادلات مزمن میشوند و نوجوانان و والدین دیگر قادر به مدیریت آنها نیستند، میتوانند مشکل سازتر شده و به صورت یک استرس قابل توجه، نزد آنان شوند. علاوه بر این، برخی از نوجوانانی که افسردگی یا علائم افسردگی را تجربه کردهاند، ممکن است از مهارت خاصی برای مدیریت این مجادلات برخوردار نباشند. در چنین مواردی مجادلات میتوانند افسردگی نوجوان را تشدید کنند. در برخورد با مجادلات بین فردی، مهم است که ابتدا مجادله شناسایی و تعریف شود. یعنی از مراجع بخواهیم مجادله را تعریف کند و اگر برداشت نادرستی از آن دارد، تصحیح شود. تعریف مجادله مرحله مجادله را مشخص میکند. مجادله ممکن است در یکی از سه مرحله احتمالی قرار داشته باشد: گفتگوی مجدد، بنبست، فروپاشی. در طول گفتگوی مجدد، نوجوان و دیگران مهم او با یکدیگر در ارتباط هستند و تلاش میکنند که مجادله را حل کنند. در طول مرحله دوم، بنبست، نوجوان و دیگران مهم او ارتباط و تلاش برای بحث یا حل تعارض را متوقف کردهاند. در طول مرحله سوم، فروپاشی، نوجوان و دیگران مهم او مصمم هستند که مجادله نمیتواند حل شود و تصمیم میگیرند که به رابطه خاتمه دهند. با توضیح مراحل مجادله نوجوان و یا خانواده وی آگاهی پیدا میکنند که مجادلات آنان در کدام مرحله قرارداد (مرحله بنبست). پس از این با همفکری نوجوان ووالدین او طرحی عملی برای پرداختن به مجادله پیریزی میشود. برای مثال، یک گفتگوی ساده بین دو فرزند به مداخله سوگیرانه والدین منجر نشود و اگر قرار بر دخالت والدین است بهتر است مسئله موجود بین دو طرف به طور شفاف از جانب طرفین گفته شود و والدین به عنوان مداخله کنندگان بیطرف نظرات خود را بگویند و راهکارهای عملی برای حل مسئله را بیان کنند و از فرزندان خود بخواهند که به دیدگاه طرف مقابل توجه داشته و به جای برخورد یک طرفه و سوگیرانه راه حلی منصفانه و منطقی با حفظ احترام و حقوق دیگری، به حل مسئله بپردازند. درباره حوزه مسئله ساز دیگر، نارساییهای بین فردی، به نوجوان توضیح داده شد که هدف کمک به نوجوان در کاهش احساس انزوای اجتماعی از طریق بهبود مهارتهای اجتماعی از جمله مهارتهای ارتباطی، افزایش اعتماد به خود، استحکام روابط فعلی و ایجاد روابط جدید است. به مراجع توضیح داده شد که نارساییهای بین فردی میتوانند مانع موفقیت نوجوان در تکالیف رشدی او به ویژه در حوزههای اجتماعی شود. این تکالیف رشدی شامل دوستیابی از میان همسالان، شرکت در فعالیتهای غیردرسی، رشد همانندسازی یا گروه همسال، شروع قرار ملاقات و یادیگری تصمیمگیری درخصوص روابط منحصر به فرد، شغل و ... است. اینکه این مشکلات سبب میشود نوجوان انزوای اجتماعی و کاهش اعتماد به خود و کاهش عزتنفس را تجربه کند که این به نوبه خود میتواند به تشدید احساس افسردگی کمک کند. افسردگی نیز به کنارهگیری و انزوای اجتماعی بیشتر منجر شده که این نیز به یک عقبماندگی و تاخیر در مهارت بین فردی حتی بعد از حل افسردگی در نوجوان میشود. از مراجع درباره روابط گذشته دور خود با پدر و مادر سوال شد (مثال 3). وی بیان کرد از زمانی که یادم میآید من دختر آرامی بودم و از این بابت پدر و مادرم خیلی خوشحال بودند، آنها عقیده داشتند که دختر باید آرام و صبور باشد. اما برادرم پرجنب و جوش و پرهیاهو بود، ولی با همه شیطنتها باز هم دوستش داشتند. وضع درسیام تا قبل ازدبیرستان (دوم راهنمایی) تقریباً خوب بود و فامیل همیشه با افتخار از من به عنوان یک دختر دوستداشتنی و درسخوان نام میبردند. اما بعد از آن وقتی درباره موضوعی اظهار نظر میکردم ونظر مخالف نظر والدین و یا یکی از بزرگترهایم داشتنند آن را حمل بر گستاخی من میکردند و به شدت با من مقابله میکردند. در مدرسه دوستانی داشتم که شیطان و جسور بودند و از این بابت از داشتن آنها احساس خوبی داشتم که آنها هم مثل من سعی میکنند نظرات خودشان را ابراز کنند. ابتدای دوره دبیرستان من با شور و حرارت بر سر مسائل مختلف با والدینم به بحث میپرداختم. اما رفته رفته احساس کردم که آنان از این بابت ناراحت و نگران من هستند و دیگر مثل گذشته به من توجه و محبت نشان نمیدهند. در مقابل، برادر کوچکترم روز به روز بیشتر مورد توجه آنان قرار میگرفت، که این موضوع احساسات مرا جریحهدار میکرد. در این زمان خانواده مادربزرگم (و خاله کوچکم) به تهران آمدند و من مصاحبت با خاله کوچکم را دلنشین یافتم. کسی بود که حرفهای مرا بفهمد. مدتی سعی داشت که به بهتر شدن روابط من و والدینم کمک کند، اما بعد از مدتی نمیدانم به چه دلیل، دیگه اهمیتی نمیداد و من فقط از حضور دائم او در خانه احساس آرامش میکردم. وارد دبیرستان شدم و دوستان قبلیام به شهر دیگری رفتند. دبیرستان از من انتظارهایی مثل خانواده داشتند. در ابتدا به دلیل گستاخی (البته از نظر آنان) چند باری مرا تنبیه کردند و مرا به خانه فرستاده و اولیاء مرا خواستند. والدینم نیز همنوا با اولیاء مدرسه گستاخی مرا نکوهش میکردند. همکلاسیهایم به فکر درس خواندن بودند و بس! و من از این بابت احساس بدی داشتم. یادم است سر یک کلاس من حرف بدی به معلم نزدم، ولی به قول خودش به دلیل حاضر جوابی، مورد توهین قرار گرفتم. از درس نفرت پیدا کردم. من که تا به آن روز درسهایم را به موقع آماده میکردم و با علاقه به مدرسه میرفتم دیگه دلم نمیخواست به مدرسه بروم. روز به روز وضعیت درسیام بدتر شد و نمراتم افت کرد و آخر سال کارنامهای با 5 تجدیدی را به خانه بردم. والدینم به شدت از من انتقاد کردند و گفتند تو خیلی بد شدی. قبلاً خیلی دوستت داشتیم ولی 3-2 سال است که سر به هوا و گستاخ شدی، خالهات را نگاه کن کسی بهش نمیگوید که چه بکن و چه نکن، خودش درسش را میخواند و مثل تو سر به هوا نیست. از مقایسه من با برادر و خالهام دیگر خسته و منزجر شدم. این جارو جنجالها دیگه مرا خسته کرده بود. گاهی اصلا بیتوجه به حرفها و کارهایشان با آنها حرف نمیزدم و گاهی که خیلی عصبانیام میکردند با آنها میجنگیدم. این وضع هر روز بدتر میشد به طوری که فکر میکنم غیرقابل تحمل شده و از اینکه مجبورم با خانوادهام زندگی کنم خیلی ناراحتم، چون احساس میکنم آنها مرا این گونه دوست ندارند و من هم آن گونه که آنها دوست دارند نمیتوانم باشم. از زمانی که وارد دبیرستان شدهام، دوست خوبی نداشتهام و با یکی دو نفری که اظهار تمایل میکردند، نتوانستم ارتباط خوبی برقرار کنم. اصلاً فکر میکنم هرگز نمیتوانم دوستی داشته باشم. درمانگر با مراجع و والدین به طور جداگانه درباره تغییرات رشدی در دوران بلوغ، تلاش نوجوان برای دستیابی به خودمختاری صحبت کرد. اینکه مجادلات و اختلاف نظرها در این دوران طبیعی هستند و اینها ذاتا منجر به افسردگی او نمیشوند. آنچه که سبب بروز افسردگی میشود عدم مهارت در مدیریت این مجادلات و مباحثات از جانب نوجوان و والدین است. اینکه برخی والدین به این تغییرات رشدی به شدت واکنش نشان میدهند و نسبت به استقلال نوجوان پذیرنده نیستند. لذا این برخوردها در دراز مدت باعث میشود که اعتماد نوجوان به خود، به دلیل تضاد و تعارضی که در ارتباط با والدین تجربه میکند، کاهش یابد. از طرفی چنین تجاربی سبب بروز افسردگی میشود که خود پیامدهای متعدد رفتاری، شناختی، انگیزشی، جسمی و عاطفی در بردارد که بر عملکرد و روابط با افراد در محیط اجتماعی اثر گذاشته، عزتنفس فرد را کاهش داده و باعث انزوای اجتماعی فرد میشود، که در نهایت این انزوا منجر به عقب ماندگی در کسب مهارتهای اجتماعی در موقعیتهای اجتماعی میشود. بعد از بررسی تکالیف خانگی و مذاکره با والدین مشخص شد که از میان راهبردهای آموزش داده شده، راهبرد حل مسئله اجتماعی و مهارتهای ادراک اجتماعی و تفکر مثبت و سودمند موثرترین شیوههایی بودند که در برخورد مراجع با مجادلهها و نارساییهایی بین فردی و کاهش علائم افسردهساز کارآمد نشان داده شد. لذا درمانگر با مراجع به بررسی فرایند مشکلات و استفاده موثر از راهبردها برای بهبود حوزههای مذکور پرداخت. برای مثال، قبل از یادگیری مهارتهای ادراک اجتماعی (مثال 1) مطرح شد که پچپچ آرام برادر با خاله، عامل قهر و عصبانیت مراجع از خاله و برادر شد. در این مورد مسئله با مراجع بررسی شد: تشخیص وجود و ماهیت یک مسئله اجتماعی. آیا با توجه به اینکه شما نمیدانستید آنها درباره چه حرف میزنند، آیا شما میتوانید قضاوت کنید که آنها درباره شما حرف میزنند؟ پس اینجا شما باید به طور مستقیم و شفاف از آنها درباره مکالمهشان میپرسیدند و بعد قضاوت میکردید، در غیر این صورت نمیتواند یک مسئله باشد و توجه شما را به خود جلب کند. همچنین اگر آنان قصد مسخره و آزار شما را داشتند شما در مرحله 2 میتوانید قبل از اینکه واکنش نشان دهید، درباره عمل آنها و نیت آنها درباره مسخره کردن و آزار شما، کمی فکر کنید و واکنشی سریع نشان ندهید و به جای آن به راه حل و واکنش مناسب به رفتار آنها فکر کنید. در مرحله 3، علاوه بر این، بهتر است به راهحلهای مختلف و نه یک راه حل در برابر رفتار آنها فکر کنید. برای مثال، بپرسید که به چه چیزی میخندید من هم دوست دارم بدانم. در مرحله 4 خود را در هر یک از موقعیتهای راه حلهای مختلف قرار داده و پیامدهای آن را بررسی کنید، 5- بعد از بررسی پیامدهای مختلف بهترین راه حل که به نحوی موثر به حل مسئله میانجامد را انتخاب و دست به عمل بزنید. برای مثال (و در صورت حدس درست درباره آزار و مسخره کردن آنها) فکر میکنم رفتار دیروز من باعث شده که شما درصدد جبران برآیید، اینطور نیست؟ بهتر نیست درباره رفتار دیروز من بیشتر بدانید چون ... بدین ترتیب، مرور و بررسی حل مسئله با مراجع با طریق این مراحل، میتواند سبب روشن شدن و کشف احتمالی مسئله و حل موفقیتآمیز مسئله بدون به وجود آمدن مجادله جدی و یا مخدوش شدن رابطه شود. یافتههای پژوهش پس از آموزش راهبردهای مذکور به مراجع و آگاه سازی والدین از اختلال و پیامدهای آن و شیوه مواجهه صحیح و سازنده با مراجع، در پایان هر جلسه تکالیفی مبنی بر به کارگیری راهبردها در زندگی روزمره به مراجع داده میشود (خودیاری) و در آغاز هر جلسه این تکالیف بررسی میشود. اهمیت جدی گرفتن تکالیف برای نوجوان توضیح داده میشود. مهمترین ویژگی این تکالیف تقویت احساس استقلال مراجع از درمانگر و کمک به حل مسائل خود است. بررسی تکالیف در هر جلسه به درمانگر کمک میکند که مشکلات را به طور دقیق تشخیص دهد و سوء تعبیرهایی را که ممکن است از راه دیگری قابل کشف نباشند، متوجه شود و از طرفی استفاده از راهبردها در موقعیتهای واقعی روزمره مورد بحث و بررسی قرار میگیرد. در نتیجه این بررسیها، امتیازاتی که به هر موضوع داده میشود، بیانگر بهبود در وضعیت بیمار است. از طرف دیگر اظهارات و بازخوردهای والدین درباره نشانههای مربوط به افسردگی و مواجهه نوجوان با مسائل و رویدادهای روزمره تعیین میکند که آیا تغییراتی در مناسبات مراجع و طرفین ارتباط به وجود آمده است یا نه. نکته مهم دیگر اینکه درمانگر، مراجع و والدین با شناسایی راهبردهای به کار گرفته شده را به عنوان الگوی رفتاری مورد استفاده قرار دهند. توجه به پاسخهای بیمار و اعضای خانواده نسبت به مرحله پایان درمان مهم است. در جلسه 11 از مراجع پرسیده شد که آیا از فرایند درمان رضایت دارد و آیا از اینکه خود باید به تنهایی با مسائل مقابله کند، احساس نگرانی میکند؟ مراجع اظهار کرد که کمی نگران است. علت نگرانی پرسیده شد. وی بیان کرد که ممکن است من به تنهایی نتوانم. با وی درباره اعتبار این گفته و شواهدی که این گفته را تایید میکنند بحث شد و در نهایت گفت: نه من نگران نیستم، براساس آنچه در طول این مدت یاد گرفتهام و کمکهای پدر و مادر، سعی میکنم که از عهده مسائل خود برآیم. درباره نگرانیهای احتمالی به وی گفته شد که تکالیفی به تو در این جلسه داده خواهد شد که در آن گفته میشود به سوالهایی پاسخ دهی و هر زمان که احساس نگرانی و یاس به سراغت آمد به آن سوالها و جوابهایی که خواهی داد فکر کنی. تا جلسه دیگری داشته باشیم و درباره این نگرانیها و تکلیف این جلسه صحبت کنیم. سوالهای تکلیف جلسه بعد عبارتند از: از جلسههای درمانی چه چیزی یاد گرفتید؟، چگونه میتوانید براساس آنچه این جا فرا گرفتهاید تا پایان درمان، به فردی هر چه مستقل و مطمئن تبدیل شوید؟، با پذیرش اینکه باز هم ممکن است مسائلی پیدا کنید فکر میکنید چه چیزهایی شما را از پیشرفت باز خواهد داشت؟، چطور با آنها برخورد میکنید؟، چه کسی از افراد در صورت لزوم به شما کمک خواهد کرد؟، اگر با وجود تلاشهای زیاد نتوانید به خود کمک کنید، درباره تماس با درمانگر چه تصمیمهایی گرفتهاید؟ به نوجوان توضیح داده شد که هر چه مشارکت بیشتری در طول فرایند درمان بر عهده داشته باشد، بیشتر و بهتر میتواند درباره مدیریت دشواریهای بین فردی یا هیجانی آتی خود اعتماد کند. برمبنای جلسات درمانی که درمانگر و مراجع داشته و براساس شناخت نقاط قوت و ضعف مراجع در زمینههای خاص، درمانگر به مراجع توصیه کرد که در زمینه مجادلات و نارساییهای بین فردی خود را به داشتن مهارتهای خاص و ویژه نسبت به این دو حوزه مجهزتر کند. همچنین به وی توضیح داده شد با شناختی که نسبت به علائم افسردهساز پیدا کرده، چنانچه بعد از اتمام جلسات درمانی با تعدادی از علائم برخورد کرد، استفاده از راهبردهای خاصی که قبلا اهمیت آنها نسبت به موارد دیگر ذکر گردید را در خود تقویت کند، و در این باره با والدین نیز گفتگو کرده و از آنان برای جلوگیری از بازگشت افسردگی کمک بگیرد. به نوجوان گفته شد در صورتی که راهکارهای ذکر شده موثر واقع نشد، میتواند به درمانگر مراجعه کرده و برای گزینههای درمانی دیگر اقدام کند. از مراجع خواسته شد درباره رویدادهایی که ممکن است در آینده منجر به عود افسردگی وی شود صحبت کند، تا بتواند به کمک درمانگر برنامهای برای برخورد با این موقعیتها را تدوین کنند. مراجع بیان کرد با توجه به اینکه فرصت زیادی تا پایان سال ندارد، اگر مردود شود احتمال اینکه دوباره علائم افسردگی بروز پیدا کنند، وجود دارد. در این مورد درمانگر پیشنهاد کرد که مراجع از راهبرد تفکر مثبت و سودمند استفاده کند. سپس بررسی این موضوع از طریق این راهبرد با مراجع تمرین شد: اول اینکه، مردود شدن یک فکر منفی و غیرموثر است و از این جهت میتواند مسئلهساز شود چون مراجع نسبت به خود و تواناییهای خود تردید پیدا میکند. از طرفی مراجع باید به این واقعیت توجه داشته باشد که او در طول سال موفقیت زیادی در کسب نمره قبولی نداشته است و نتوانسته به اندازه کافی مطالب درسیاش را مرور کند. دوم، کی و کجا این افکار بروز میکنند؟ مراجع گفت هر چه به امتحانات نزدیکتر میشوم و مواقعی که سر کلاس آمادگی لازم برای پاسخگویی به سوال معلمان را ندارم. سوم، با کمک مراجع تصمیم گرفته شد که مراجع این فکر، یعنی من تلاش خودم برای جبران زمان از دست رفته را خواهم کرد تا بتوانم قبول شوم را جایگزین فکر مردود شدن کند. چنانچه تجدیدآوردم تلاش میکنم که در فرصت بعدی (شهریور) به این موفقیت دست پیدا کنم.
بحث و نتیجهگیری مطالعه حاضر بیانگر تاثیر روش روان درمانی بین فردی در درمان افسردگی نوجوان مزبور میباشد. در پژوهش حاضر نشانههای اختلال قبل و بعد از فرایند درمان با استفاده از مصاحبه بالینی و آزمونهای روان شناختی ارزیابی شدند. در جلسات درمانی بر شناسایی حوزههای مسالهساز بین فردی، نشانگان افسرده ساز مرتبط با حوزه مسئلهساز، بر روابط فعلی و کمک به بیمار جهت تسلط بر بافت بین فردی افسردگی تاکید شد. بر این اساس، از راهبردهای آموزش مهارتهای اجتماعی، آموزش استفاده از خودآموزی یه منظور هدایت رفتار، آموزش مهارتهای ادراک اجتماعی، آموزش استفاده از مهارتهای حل مسئله اجتماعی، جایگزینی افکار موثر و مثبت به جای افکار ناکارآمد و منفی و مهارتهای آرمیدگی و مواجهه به منظور مدیریت بر اضطراب اجتماعی به منظور افزایش کفایت بین فردی نوجوان استفاده شد. در فرایند درمان نشانههای اختلال و در نتیجه، کارکردهای اجتماعی و تحصیلی مراجع بهبود یافتند. یافتههای پژوهش حاضر با نتایج پژوهشهای انجام شده درباره جایگزینی افکار موثر و مثبت به جای افکار ناکارآمد و منفی و مهارتهای آرمیدگی و مواجهه به منظور مدیریت بر اضطراب اجتماعی به منظور افزایش کفایت بین فردی نوجوان استفاده شد. در فرایند درمان نشانههای اختلال و در نتیجه، کارکردهای اجتماعی و تحصیلی مراجع بهبود یافتند. یافتههای پژوهش حاضر با نتایج پژوهشهای انجام شده درباره بررسی اثربخشی رویکرد رواندرمانی بین فردی در درمان افسردگی نوجوانان (IPT-A) همسو میباشد. نتایج پژوهش مافسون و همکاران (1994) با استفاده از روان درمانی بین فردی در بین 14 نوجوان 18-12 ساله کاهش معناداری در نشانهشناسی علائم روانشناختی و آشفتگی جسمانی نشان داد. نوجوانان همچنین بهبود چشمگیری در کارکردهای روانی اجتماعی خود نشان دادند. در نهایت، هیچیک از نوجوانان در پایان درمان واجد ملاک تشخیصی افسردگی نبودند (مافسون و همکاران، 1994). نتایج مطالعه مافسون و همکاران (1994) نیز در مقایسه رویکرد رواندرمانی بین فردی با بازنگری بالینی (گروه کنترل) نشان داد که درباره نشانگان افسردهساز برای هر دو گروه فوق، بیماران IPT-A نشانگان افسردگی کمتری را گزارش کردند. با استفاده از معیارهای بهبود که به وسیله مطالعه مشارکتی ملی برای درمان افسردگی بهدست آمد به طور معناداری بیماران IPT-A در مقایسه با بیماران گروه کنترل، ملاکهای بهبود بیشتری در خصوص افسردگی شدید نشان دادند. نتایج این مطالعه نشان داد که بیماران IPT-A در مقایسه با گروه کنترل کارکرد اجتماعی بهبود یافتهتری دارند. به ویژه بیماران IPT-A عملکرد بهتری در رابطه با دوستان و در روابط قرار ملاقات نشان دادند. در نهایت، اگر چه این یافتهها تا حدی به دلیل برخی اطلاعات از دست رفته احتمالی به نظر میرسند IPT-A در مقایسه با بیماران گروه کنترل در حوزههای مشخصی از مهارتهای حل مسئله اجتماعی جهت گیری حل مسئله و مثبت و حل مسئله منطقی نشان دادند. علاوه بر این، بیماران IPT-A در مقایسه با بیماران گروه کنترل عملکرد بهتری در ایجاد جایگزینها و اجرا و تایید راه حل عملکرد بهتری نشان دادند. اگر چه مطالعات بیشتری به منظور مقایسه گروههای متفاوت در میان جمعیتهای نوجوان متفاوت مورد نیاز است، نتایج این آزمایش کنترل تصادفی نشان میدهد که IPT-A یک درمان کارآمد در زمینه افسردگی نوجوان قلمداد میشود. در پایان میتوان اذعان داشت که به نظر میرسد در آیندهای نزدیک IPT-A به شکل یک الگوی گروهی درآمد و کارآمدی آن در گسترهای از جمعیتهای نوجوان مورد ارزیابی قرار گیرد. تلاش اولیه در این حوزه در حال شکلگیری است و شواهد مبتنی بر گزارشهای نوجوانان و شواهد بالینی نشان میدهد که یک الگوی گروهی وجود دارد که نوجوانان آن را جالب و کمک کننده ارزیابی کرده و اینکه نتایج، بهبود در نشانهشناسی گزارش شده و اعتماد نسبت به فرایند درمان را افزایش داده است. این الگو در آیندهای نه چندان دور از حیث تجربی نیز مورد بررسی قرار خواهد گرفت. کاربرد بالینی دیگر IPT-A این است که یک درمان پایدار است و در حال حاضر تقاضای فزاینده متوجه کاربرد درمانهایی است که الگوهای درمانی کوتاه مدت و با پیامدهای ماندگار را به کار میگیرند. همچنین امید است که در آینده نزدیک مطالعاتی درباره یک آزمایش کنترل شده به منظور مقایسه IPT-A با درمان دارویی و یا شکل ترکیبی آنها صورت گیرد. در نهایت، مطالعات پیگیرانه بلندمدتی مورد نیاز است که اثر بلند مدت IPT-A به ویژه درباره الگوهای شناخته شده عودکننده و پایدار افسردگی در نوجوانان را بررسی کند. همچنین، شواهد بالینی نشان میدهد که به دنبال یک دوره IPT-A نوجوانان توانایی فزایندهای به منظور نظارت بر علائم افسردهساز و کارکرد بین فردی خود بهدست میآورند. به نظر میرسد رویکرد ساختار یافته روانی- آموزشی و مستقیم IPT-A به نوجوانان در جهت سازماندهی تجارب جسمانی و ذهنی آنان که ممکن است به صورت مغشوش یا طاقتفرسا تجربه شدهاند، کمک کند. برای مثال، شواهدی داستان گونه داریم که نوجوانان بهتر قادرند که برخی از نشانههای جسمی نظیر خستگی، اختلال خواب، سردردها، دردهای بدنی مرتبط با افسردگی خود را در مقایسه با نشانههایی که به مسئله یا اختلال پزشکی دیگری مربوط است، شناسایی کنند. در بسیاری موارد افسردگی تمایل به بازگشت دارد و مطالعات نشان دادهاند که یک دوره افسردگی در کودکی یا نوجوانی یک عامل خطر برای دورههای افسردهساز آتی و همچنین مشکلات روانی اجتماعی محسوب میشوند (مافسون و دورتا، 2000، مکوالی و دیگران، 1993). بنابراین، توانایی نظارت بر علائم و کارکرد بین فردی در کاهش حالت بیمارگونه افسردگی نوجوان مهم است. اگر نوجوان قادر به بازشناسی علائم هشدار دهنده یک دوره افسردگی قریبالوقوع باشد و به دنبال آن خدماتی را دریافت کند، او قادر خواهد بود که از تشدید افسردگی جلوگیری کند. علاوه بر این، آنها ممکن است درمان مناسبی را نیز جستجو کنند. بیتردید آنچه گفته شد در کاهش هزینه فردی و اجتماعی ملاقاتهای غیرضروری به درمانگاهای درمانی موثر است. در مطالعه اخیر، در خصوص اثربخشی IPT-A ، طرح تحلیلهای هزینه- اثربخشی به منظور ارزیابی وجوه احتمالی در نظر گرفته شده و کاهش آنها به دلیل کنترل نشانههای جسمانی مربوط به افسردگی قابل توجه است. به عبارت دیگر، تلاش در جهت کنترل افسردگی، نوجوان را از تجربه عوارض جسمی ناشی از افسردگی بر حذر داشته و ازهزینههای مربوط به آن بینیاز میکند. البته مطالعه حاضر دارای محدودیتهایی نیز میباشد. یکی از مهمترین محدویتهای پژوهش حاضر، نداشتن گروه کنترل است. با استفاده از گروه کنترل میتوان تاثیر سایر متغیرها را کنترل کرد و روایی پژوهش را افزایش داد. هنگامی که متغیرهای گروه آزمایشی و کنترل تحت کنترل قرار گیرند، با اطمینان بیشتری میتوان تغییرات ایجاد شده در آزمودنی را به متغیر مستقل (روش درمان) نسبت داد. محدویت دیگر، کم بودن گروه نمونه بود. به دلیل همبودی بین تجربه افسردگی با تجربه اختلالاتی نظیر سوء مصرف مواد، افسردگی دو قطبی و ... با توجه به آنکه در استفاده از رویکرد رواندرمانی بین فردی عدم تشخیص برخی از اختلالات نظیر آنچه به آن اشاره شد، ضروری به نظر میرسد، لذا محققان در انتخاب نمونه با محدودیت مواجه شدند. بیتردید با افزایش گروه نمونه میتوان اعتبار پژوهش را افزایش داد. لذا به درمانگران و پژوهشگران پیشنهاد میشود با انتخاب چند گروه کارآیی روشهای درمانی را با یکدیگر مقایسه کنند و از طریق استفاده از نمونهای بزرگتر بستر تعمیم نتایج به جامعه را فراهم کنند.
به نقل از: پژوهش در سلامت روانشناختی، دانشگاه تربیت معلم تهران ـ قطب علمی روانشناسی استرس، دوره اول ـ شماره سوم ـ پاییز 1386.
آیا شما خود را آدمی همنوا (همرنگ با جماعت) میدانید یا ناهمنوا؟ اگر شما مثل اغلب مردم باشید احتمالاً عقیده دارید که به قدر کافی ناهمنوا هستید که هنگامی که بدانید حق با شماست در مقابل جماعت بایستید و در عین حال به قدر کافی همنوا هستید که با بقیه همسالان و همتایان خود بیامیزید. خود را در این وضعیت در نظر بگیرید: در یک آزمایش روانشناسی شرکت کردهاید که درآن از شما خواسته شده است به یک آزمون (تست) تصویری پاسخ دهید. در یک اتاق همراه با دیگر شرکت کنندگان در این آزمایش نشستهاید. به شما یک تکه خط نشان داده میشود و شما باید در بین سه تکه خط با طولهای متفاوت، خطی را که هم طول با آن تکه خط اولی است انتخاب کنید.
آزمونگر از تک تک شرکتکنندگان به طور جداگانه جواب را میپرسد. بعضی وقتها همه شرکتکنندگان خط درست را انتخاب میکنند امّا گاهی اوقات همه آنها متفقاً خط دیگری، بجز پاسخ درست، را برمیگزینند. خوب، هنگامی که نوبت به شما میرسد و آزمونگر از شما میپرسد پاسخ درست کدام است شما چه جوابی میدهید؟ آیا همان پاسخ اولیه خودتان را میدهید یا آنکه با بقیه شرکتکنندگان همنوا میشوید؟
آزمونهای همنوایی اَش چه بودند؟ در اصطلاح روانشناسی، «همنوایی» به تمایل و گرایش فرد به پیروی از رفتارهای گروه اجتماعی که به آن تعلّق دارد، گفته میشود. پژوهشگران از دیرباز به میزان پیروی یا مقاومت افراد در مقابل هنجارهای اجتماعی علاقهمند بودهاند. در خلال دهه 1950، سالومون اَش، روانشناس، دنبالهای از آزمایشهایی را که برای نشان دادن قدرت همنوایی در گروه طراحی شده بودند، انجام داد. در آزمایشهای اَش، به دانشجویان گفته میشد که باید تکتک در یک «آزمون تصویری» شرکت کنند. بقیه شرکتکنندگان در آزمایش، بدون آن که آن دانشجو بداند، همگی همدست یا دستیار آزمونگر بودند. در ابتدا، همدستان به پرسشها پاسخ درست میدادند امّا پس از مدتی شروع به گفتن پاسخهای نادرست میکردند.
نتایج آزمایشهای همنوایی اَش تقریباً 75درصد شرکت کنندگان در آزمایشهای همنوایی، حداقل یکبار، با بقیه گروه همنوا شدند. پس از ترکیب آزمایشها، نتایج نشان داد که شرکتکنندگان تقریباً در یک سوم مواقع با پاسخ نادرست گروه، همنوا شدهاند. به منظور اطمینان از این که شرکتکنندگان قادر به اندازهگیری دقیق طول خط هستند، از آنان خواسته شد که پاسخهای خود را به جای آن که زبانی اعلام کنند روی کاغذ بنویسند. نتایج نشان داد که 98 درصد شرکتکنندگان پاسخ درست را انتخاب میکنند. آزمایشهای اَش همچنین به موضوع چگونگی تأثیر تعداد اعضای گروه بر همنوایی پرداخت. هنگامی که آزمونگر تنها یک همدست داشت، تقریباً پاسخهای او هیچ تأثیری بر پاسخهای شرکتکنندگان در آزمایش نداشت. حضور دو همدست نیز تأثیر کمی داشت. امّا هنگامی که تعداد همدستان آزمونگر سه نفر یا بیشتر بود، قدرت همنوایی به تدریج خود را نشان میداد. اَش همچنین دریافت که اگر تنها یکی از همدستانش پاسخ درست و بقیه پاسخ نادرست بدهند، میزان همنوایی شرکتکنندگان در آزمایش به نحو چشمگیری کاهش مییابد. در این وضعیت، تنها 5 تا 10 درصد شرکت کنندگان با بقیه گروه همنوا شدند. مطالعات بعدی نیز این یافتهها را تأیید کرد (موریس و میلر، 1975).
نتایج آزمایشهای اَش چه چیزی را نشان میدهد؟ در پایان آزمایشها، از شرکتکنندگان پرسیده میشد چرا با بقیه گروه همنوا شدند؟ در اغلب موارد، دانشجویان ابراز کردند که با وجودی که میدانستند بقیه گروه اشتباه میکنند امّا نمیخواستند با خطر تمسخر آنان روبرو شوند. چند شرکت کننده نیز گفتند که آنها واقعاً عقیده داشتند که بقیه اعضای گروه پاسخشان درست بوده است. این نتایج نشان میدهد که هم نیاز به تطبیق با دیگران و هم اعتقاد به این که دیگران با هوشتر یا آگاهتر از ما هستند میتواند بر همنوایی تأثیرگذار باشد. در شرایط واقعی زندگی، هنگامی که محرکها مبهمتر یا قضاوت درباره آنها مشکلتر باشد، میزان همنوایی ممکن است از آنچه در آزمایشهای اَش نشان داده شد، بیشتر باشد.
انتقادهایی بر آزمایشهای همنوایی اَش یکی از مهمترین انتقادها بر دلایل همنوایی شرکتکنندگان تمرکز دارد. به عقیده برخی پژوهشگران، شرکتکنندگان ممکن است تمایل واقعی برای همنوایی با بقیه گروه نداشته باشند بلکه با انگیزه اجتناب از تعارض و برخورد، به همنوایی بپردازند. انتقاد دیگر این است که نتایج تجربیات آزمایشگاهی ممکن است قابلیت تعمیم به شرایط دنیای واقعی را نداشته باشد. با وجود این، بسیاری از روانشناسان اجتماعی معتقدند که با وجودی که شرایط دنیای واقعی ممکن است به شفافی و وضوح شرایط آزمایشگاهی نباشد امّا فشارهای واقعی اجتماعی برای همنوایی احتمالاً بسیار بیشتر است و میتواند رفتارهای همنوا را به نحو چشمگیری افزایش دهد.
اهمیت آزمایشهای همنوایی در روانشناسی آزمایشهای همنوایی اَش در میان معروفترین آزمایشها در تاریخ روانشناسی است و الهامبخش پژوهشهای گسترده دیگری در زمینه همنوایی و رفتار گروهی شده است.
روانشناسی مدرسه چیست؟ روانشناسان مدرسه در داخل سیستم آموزشی کار میکنند و به دانشآموزان در زمینههای هیجانی، اجتماعی و تحصیلی کمک میکنند. هدف روانشناسی مدرسه، همکاری با اولیاء، معلمان و دانشآموزان در جهت ایجاد یک محیط آموزشی سالم با تمرکز بر نیازهای دانشآموزان است. روانشناسی مدرسه یک حرفه نسبتاً جدید است. انجمن ملی روانشناسی مدرسه (NASP) در آمریکا در سال 1968 تأسیس شد و این رشته به طور رسمی به عنوان یک تخصص دکتری توسط انجمن روانشناسی آمریکا (APA) شناخته شد. در سال 2002، روانشناسی مدرسه یکی از 10 «حرفه داغ» (یا پرمتقاضی) در آمریکا بوده و تقاضا برای روانشناسان مدرسه همچنان رو به افزایش است.
روانشناسان مدرسه چه میکنند؟ روانشناسان مدرسه با دانشآموزان، هم به صورت فردی و هم به صورت گروهی، کار میکنند و به آنها در برخورد با مشکلات رفتاری، مسائل آموزشی، ناتوانیها و سایر جنبهها کمک میکنند. آنها همچنین با اولیاء و معلمان برای ایجاد روشهایی جهت مقابله با رفتارهای دانشآموزان در خانه و سر کلاس کار میکنند. از دیگر وظایف روانشناسان مدرسه میتوان به آموزش دانشآموزان، اولیاء و معلمان درباره چگونگی مدیریت شرایط بحرانی و مشکلات سوء مصرف مواد اشاره کرد. براساس مستندات انجمن ملی روانشناسی مدرسه در آمریکا، روانشناسان مدرسه خدمات خود را در 5 حوزه زیر ارائه میکنند:
روانشناسان مدرسه همچنین به دیگران در درک بیشتر درباره رشد کودک، مشکلات رفتاری و روشهای مدیریت رفتار کمک میکنند. با وجودی که کار روانشناسان مدرسه عمدتاً در دبستانها و دبیرستان هاست امّا در برخی جاهای دیگر نیز ممکن است به استخدام درآیند. درمانگاههای خصوصی، بیمارستانها، ادارات دولتی و دانشگاهها از آن جمله هستند. برخی روانشناسان مدرسه که درجه دکتری داشته باشند نیز به عنوان مشاور در بخش خصوصی استخدام میشوند.
روانشناسان مدرسه به چه مدرکی نیاز دارند؟ روانشناسان مدرسه حداقل به درجه کارشناسی ارشد روانشناسی نیاز دارند. امّا هر کشور قوانین خاص خود را دارد. مثلاً در اکثر ایالتهای آمریکا، روانشناسان مدرسه باید پس از اخذ مدرک روانشناسی، دوره دستیاری در روانشناسی مدرسه را نیز بگذرانند.
مزایا و معایب روانشناسی مدرسه مزایا
روانشناسان مدرسه قادرند به موفقیت دانشآموزان کمک کنند.
از آنجا که اغلب روانشناسان مدرسه در دبستانها و دبیرستانها کار میکنند، از برنامه کاری قابل پیشبینی برخوردارند.
روانشناسان مدرسه با طبقات مختلف اجتماع، از جمله مشاوران، معلمان، اولیاء و دانشآموزان ارتباط دارند.
معایب
مشکلات کار با دانشآموزان و اولیاء، ممکن است به بالا رفتن سطح استرس در روانشناسان مدرسه بینجامد.
استرس مربوط به کار میتواند به ناتوانی جسمی و بیرمقی منجر شود.
روانشناسان مدرسه معمولاً برنامه کاری فشردهای دارند و با تعداد زیادی ارباب رجوع روبرو هستند.
از آنجا که علل اسکیزوفرنی هنوز به طور دقیق شناخته نشده است، روشهای درمانی فعلی هم بر پایه تجربه و هم پژوهشهای بالینی میباشند. این رویکردها براساس قابلیتشان در کاهش عوارض اسکیزوفرنی و کاهش احتمال بازگشت (عود) عوارض انتخاب میشوند. برخی از داروهای موجود برای اسکیزوفرنی عبارتند از:
داروهای ضدروانپریشی، نشانههای روانپریشی اسکیزوفرنی را کاهش میدهند و معمولاً باعث میشوند که بیمار با کارایی بیشتر و به نحو مناسبتری به فعالیت بپردازد. داروهای ضدروان پریشی در حال حاضر بهترین روش درمان برای اسکیزوفرنی هستند امّا آنها این بیماری را «درمان» نمیکنند و این اطمینان را به وجود نمیآورند که دیگر شرایط بیماری باز نگردد.اغلب کسانی که اسکیزوفرنی دارند، نشانههای قابل توجهی از بهبودی را پس از مصرف داروهای ضدروان پریشی نشان دادهاند. داروهای معروف به داروهای «غیرمتعارف» ضدروانپریشی از سال 1990 به بازار عرضه شدهاند.
اغلب این عوارض با کاهش میزان دارو قابل اصلاح و یا توسط داروهای دیگر قابل کنترل میباشند. بیماران مختلف، واکنشهای متفاوتی به درمان و اثرات جانبی داروهای مختلف ضدروانپریشی نشان میدهند.
اثرات بلند مدت مصرف داروهای ضدروان پریشی اثرات جانبی بلند مدّت داروهای ضدروانپریشی میتواند به شکل مشکلات نسبتاً جدّی خود را نشان دهد. حرکت پریشی دیررس (Tardive Dyskinesia(TD))، اختلالی است که مشخصهاش حرکتهای غیرارادی دهان، لبها، زبان و گاهی بالاتنه یا سایر بخشهای بدن مثل بازوها و پاها میباشد. این اختلال در 15 تا 20 درصد بیمارانی که داروهای ضدروانپریشی «متعارف» و قدیمیتر را برای چندین سال مصرف میکردند، دیده میشد. TD در بیمارانی که این گونه داروها را برای مدّت زمان کوتاهتری هم مصرف کرده باشند ممکن است بروز کند. در اغلب موارد، نشانگان و عوارض TD خفیف است و خود بیمار ممکن است از حرکتهای گفته شده ناآگاه باشد. داروهای «غیرمتعارف» که در سالهای اخیر تولید شدهاند همگی نسبت به داروهای سنتی ضدروانپریشی، خطر کمتری از نظر بروز TD دارند. البته این داروها نیز اثرات جانبی خاص خود، مانند اضافه وزن، را دارند. به علاوه، اگر میزان مصرف داروهای جدید زیاد باشد، ممکن است مشکلاتی چون کنارهگیری و انزوای اجتماعی و نشانگانی شبیه بیماری پارکینسون، به وجود آورد. با وجود این، داروهای جدید ضدروانپریشی، روش درمانی بسیار پیشرفتهتر و بهتری هستند و در حال حاضر، تحقیقات در مورد میزان مصرف بهینه آنها ادامه دارد.
توانبخشی برنامههای توان بخشی میتواند شامل مشاوره شغلی، آموزش حرفه، مهارتهای حل مساله و مدیریت مالی، استفاده از وسایل نقلیه عمومی و آموزش مهارتهای اجتماعی باشد. این رویکردها برای موفقیت روشهای درمانی اجتماع- محور برای اسکیزوفرنی اهمیت دارند زیرا مهارتهای لازم برای زندگی موثر و بارور در خارج از چتر حمایتی بیمارستان روانی را برای بیماران ناتوان فراهم میسازند.
رواندرمانی فردی روان درمانی فردی مستلزم صحبتهای مرتب و برنامهریزی شده بین بیمار و متخصص سلامت روان نظیر روانپزشک، روانشناس یا مددکار اجتماعی است. مطالعات اخیر نشان داده است که روان درمانی فردی و رویکردهای شناختی- رفتاری که به آموزش مهارتهای انطباقی و حل مساله میپردازد، برای بیماران اسکیزوفرنی میتواند موثر و مفید باشد. البته، روان درمانی نمیتواند جایگزین دارو درمانی گردد و غالباً هنگامی موثر است که ابتدا درمان دارویی باعث کاهش نشانگان روانپریشی بیمار شده باشد.
آموزش خانوادگی غالباً بیماران اسکیزوفرنی از بیمارستان مرخص شده و تحت مراقبت افراد خانواده قرار میگیرند. بنابراین، آموزش اعضای خانواده درباره کارهایی که میتوانند انجام دهند و نیز درک مشکلات و مسائل مرتبط با بیماری اسکیزوفرنی، بسیار اهمیت دارد.
اسکیزوفرنی یک بیماری مزمن است. عوارض اسکیزوفرنی بر بسیاری از افکار، احساسات و رفتارهای شما تأثیر میگذارد. شدّت این عوارض ممکن است نوسان داشته باشد و حتی شخصی که کاملاً بیمار است ممکن است حتی بدون دارودرمانی، گاهی احساس طبیعی بودن بکند و در ظاهر نیز عادی به نظر برسد. برطرف شدن نشانههای بیماری به معنی این نیست که خود بیماری هم برطرف شده است. داروهای تازه ضدروانپریشی، هم از شدّت عوارض و هم از شدّت فعال بودن آنها میکاهند. با وجود این، شما باید هم برای دوران کاهش علائم بیماری و هم دوران عود آنها برنامهریزی کنید. حتی در دوران کاهش علائم بیماری، نشانههای باقی مانده (نشانههایی که حتی در دوران بهبود نسبی هنوز وجود دارند) بر تمام جنبههای زندگی شما تاثیر میگذارند. بیماری شما احتمالاً به این معنی است که شما بیشتر از دیگران به پشتیبانی و حمایت نیاز خواهید داشت. شما باید به کمک پزشک، مددکار اجتماعی و دوستان و نزدیکان خود، نوع حمایت مورد نیازتان را مشخص کنید تا از آنها در زمان مناسب بهرهمند شوید. شما بر حسب شدّت بیماری ممکن است در انجام امور زیر با مشکل روبرو باشید:
• تمرکز و حفظ توجه • به یاد آوردن قرار ملاقات یا صحبتهای قبلی • داشتن انرژی و انگیزه برای فعالیتهای عادی • احساس امیدواری یا خوشبینی برای اقدام به کارهای تازه • درک و تفسیر دقیق حالتهای چهره و سرنخهای اجتماعی • انجام مکالمه به شیوهای که دیگران انتظار دارند • رفتاراجتماعی به شیوهای که دیگران انتظار دارند • غلبه بر کمرویی اجتماعی و ترس از طرد شدن
نکتهای که بسیار اهمیت دارد این است که شما باید از پیش، و هنگامی که حس میکنید حالتان نسبتاً خوب است، برای زمانی که بیماری شما دوباره عود میکند. برنامهریزی کنید. اسکیزوفرنی، شناسایی و تشخیص نشانههای بیماری توسط خودتان را مشکل میسازد. بنابراین، شما باید به بازخوردهایی که از دیگران در مورد آغاز تغییر رفتارتان میگیرید، اعتماد کنید. شما میتوانید از افراد زیر بخواهید که مراقب تغییر رفتارتان باشند:
• کسانی که با شما زندگی میکنند • پزشکان یا مددکاران اجتماعی که به طور مرتب آنها را میبینید • کسانی که همکار یا همکلاسی شما هستند • افراد خانواده
هنگامی که فرد مورد نظر را انتخاب کردید، شماره تلفن پزشک خود را به او بدهید و همچنین متقابلاً نام فرد یا افرادی که ممکن است درباره شما به پزشکتان تلفن کنند را در اختیار پزشک قرار دهید. پزشک و مددکار اجتماعی اطلاعات مربوط به شما را به هیچکس نخواهد داد امّا به حرفهای آنها درباره شما گوش خواهند کرد. به افرادی که برای مراقبت از خود انتخاب کردهاید بیاموزید که مواظب چه نوع تغییراتی در شما باشند. از آنجایی که شما، حتی هنگامی که حالتان نسبتاً خوب است، ممکن است در بعضی زمینهها مشکل داشته باشید آنها باید مراقب تغییرات در رفتار شما باشند. برای مثال، شما ممکن است حتی هنگامی که حالتان خوب است، همچنان صدایی را بشنوید امّا معمولاً میدانید که صداها واقعی نیستند. با وجود این از کمکرسان خود میخواهید که اگر متوجه شد که شما دارید به این صداها جواب میدهید و یا صداها شما را ناراحت میکنند به پزشکتان تلفن کند. تغییرات مهم شامل موارد زیر است:
• سختتر شدنِ برخاستن و بیرون آمدن از رختخواب در صبحها • دیر به سر کار یا مدرسه رسیدن • بیقراری یا مات و مبهوت به نظر رسیدن بیشتر از حد معمول • ناراحتتر یا کم هیجانتر از حد معمول به نظر رسیدن • تحریکپذیرتر یا نگرانتر از حد معمول به نظر رسیدن • حافظه بدتر از حد معمول یا مشکل داشتن در فعالیتهای ذهنی مثل محاسبات • نشان دادن واکنش بیشتر به توهّم • صحبت کردن وسواسی درباره موضوعی که عجیب یا هذیانی به نظر میرسد
اگر به محض آن که این گونه تغییرات در رفتار شما پیش آمد به پزشک یا مددکار اجتماعی مراجعه کنید، تغییرات موقت در داروهای مصرفی میتواند از عود کامل بیماری جلوگیری کند. غالباً پس از رفع بحران، میزان مصرف داروی شما به همان میزان سابق برگردانده خواهد شد و یا آن که پزشک داروی دیگری را که برای شما مناسبتر باشد تجویز خواهد کرد.
منبع
"Living With Schizophrenia: The Challenges", Reviewed by the Medical Review Board, Nov. 18, 2007, http://schizophrenia.about.com
یک علّت شناخته شده برای اسکیزوفرنی وجود ندارد. بسیاری از بیماریها، مثل بیماری قلبی، در نتیجه تداخل و ترکیبی از عوامل ژنتیکی، رفتاری و ... به وجود میآیند و شاید این امر در مورد اسکیزوفرنی نیز صادق باشد.
آیا اسکیزوفرنی ارثی است؟ از دیر باز، اسکیزوفرنی به عنوان یک بیماری خانوادگی شناخته شده است. کسانی که دارای وابسته نزدیکی هستند که اسکیزوفرنی دارد، بیشتر در معرض دچار شدن به این اختلال هستند تا کسانی که چنین وابستگانی ندارند. برای مثال، جفت دوقلوی فردی که اسکیزوفرنی دارد، 40 تا 50 درصد خطر ابتلاء به این بیماری دارد. این احتمال برای کودکی که والدینش اسکیزوفرنی دارند 10٪ است. به طور کلی، احتمال ابتلاء به اسکیزوفرنی در کلّ جمعیت در حدود یک درصد است. دانشمندان در حال مطالعه عوامل ژنتیکی در اسکیزوفرنی هستند. به نظر میرسد که احتمالاً چند ژن در ایجاد زمینه رشد این اختلال دخالت دارند. به علاوه، به نظر میرسد عواملی چون مشکلات پیش از زایمان نظیر عدم تغذیه مناسب جنین یا عفونت رحم، و بسیاری محرکهای تنشزای نامشخص دیگر در ایجاد اسکیزوفرنی نقش داشته باشند. با وجود این، هنوز مشخص نیست که چگونه این زمینههای ژنتیکی منتقل میشوند و هنوز به طور دقیق نمیتوان پیشبینی کرد که آیا یک فرد به این بیماری مبتلا میشود یا خیر. چند ناحیه از ژنوم انسان برای مشخص کردن ژنهایی که احتمال داده میشود در پیدایش اسکیزوفرنی دخالت داشته باشند، مورد بررسی قرار گرفتهاند. تا به امروز، بیشترین و قویترین احتمال به کروموزمهای 13 و 6 داده میشود امّا هنوز به اثبات نرسیده است. تعیین ژنهای مشخصی که در ایجاد اسکیزوفرنی دخالت دارند، سرنخهای مهمی را درباره این که چه اختلالاتی در مغز پیش میآید که به پیدایش این بیماری میانجامد، به دست خواهد داد و پژوهشگران را به تولید داروها و روشهای درمانی جدیدتر و بهتر رهنمون خواهد ساخت.
آیا اسکیزوفرنی با یک عیب و نقص شیمیایی در مغز ارتباط دارد؟ دانش اولیه درباره شیمی مغز و ارتباط آن با اسکیزوفرنی به سرعت در حال گسترش است. از دیرباز چنین تصور میشده است که انتقال دهندههای عصبی (موادی که ارتباط بین سلولهای عصبی را ممکن میسازند) در ایجاد اسکیزوفرنی دخالت دارند. به احتمال زیاد، هر چند هنوز به طور قطعی مشخص نشده است، اسکیزوفرنی با عدم تعادل در سیستمهای شیمیایی پیچیده و همپیوند (دارای ارتباط متقابل) مغز ارتباط دارد. پژوهشها در این زمینه ادامه دارد.
آیا اسکیزوفرنی به دلیل ناهنجاری فیزیکی در مغز به وجود میآید؟ پیشرفتهای عمدهای در فناوری تصویربرداری عصبی به عمل آمده که به دانشمندان اجازه میدهد تا به مطالعه ساختار و کارکرد مغز موجودات زنده بپردازند. مطالعات زیادی که بر روی افرادی که دارای اسکیزوفرنی هستند صورت گرفته، نشان دهنده ناهنجاریهایی در ساختار (برای مثال، بزرگشدگی بطن داخل مغز و اندازه کوچک برخی ناحیههای مغز) و کارکرد (برای مثال، کاهش درفعالیت سوخت و ساز در برخی ناحیههای مشخص) مغز بودهاند. باید تاکید کرد که این ناهنجاریها بسیار جزئی هستند و ویژگی همه کسانی که اسکیزوفرنی دارند نمیباشند و تنها در کسانی که این بیماری را دارند نیز رخ نمیدهند. مطالعات میکروسکوپی بافت مغز پس از مرگ نیز نشانگر تغییرات اندک در توزیع یا تعداد سلولهای مغزی در افرادی که اسکیزوفرنی داشتهاند بوده است. به نظر میرسد که بسیاری از (امّا احتمالاً نه همه) این تغییرات، پیش از بیمار شدن فرد وجود داشته است و اسکیزوفرنی شاید تا حدی، اختلال در رشد مغز باشد. زیست عصبشناسان دریافتهاند که اسکیزوفرنی احتمالاً نوعی اختلال رشد است که حاصل تشکیل پیوندهای نامناسب توسط نورونها در خلال رشد جنینی میباشد. این خطاها احتمالاً تا دوره بلوغ به صورت نهفته و غیرفعال باقی میمانند و در این دوره حساس که تغییرات در مغز به صورت طبیعی اتفاق میافتد باعث میشوند که تعامل بین نورونها از طریق پیوندها و اتصالات نادرست و معیوب صورت گیرد. پژوهشها بر روی تعیین عوامل جنینی که باعث چنین اختلالاتی میشود تمرکز دارد. در یک مطالعه دیگر، پژوهشگران با استفاده از روشهای تصویربرداری از مغز به شواهدی دست یافتهاند مبنی بر این که برخی تغییرات اولیه زیست شیمیایی پیش از بروز نشانگان بیماری وجود دارد و سرگرم آزمایش مدارهای عصبی که به احتمال زیاد در تولید این نشانگان دخالت دارند میباشند. در همین حال، دانشمندانی که در سطح مولکولی کار میکنند، در حال کشف علل ژنتیک ناهنجاریها در رشد مغز و در سیستمهای انتقال دهندههای عصبی که کارکرد مغز را تنظیم میکنند میباشند.
چکیده پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی آموزش مهارتهای اجتماعی بر عزتنفس دانشآموزان پسر نابینا طراحی شده است. به همین منظور، 38 دانشآموز پسر نابینای دوره راهنمایی به صورت نمونهگیری هدفدار انتخاب شده و در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزار پژوهش شامل فهرست بررسی ارزیابی مهارتهای اجتماعی کودکان متسون و همکاران (1983) و پرسشنامه عزتنفس کوپر اسمیت (1967) بود. طرح پژوهش حاضر از نوع پیشآزمون- پسآزمون با گروه گواه است. برنامه آموزش مهارتهای اجتماعی در طول هشت جلسه 90 دقیقهای، هفتهای دو جلسه به مدت یک ماه بر روی گروه آزمایشی اجرا گردید. در حالی که در طی این مدت، گروه گواه برنامه عادی روزانه خود را دنبال میکرد. پس از اجرای برنامه آموزشی، مجدداً هر دو آزمون بر روی هر دو گروه اجرا گردید. فرضیههای این پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس، مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج حاصل، نشان داد که آموزش مهارتهای اجتماعی بر بهبود عزتنفس دانشآموزان پسر نابینا، در گروه آزمایشی به طور معناداری موثر بوده است. این یافتهها، بیانگر این است که اجرای برنامه آموزش مهارتهای اجتماعی به دانشآموزان نابینای گروه آزمایشی، کمک کرده است تا در تعامل با همسالان خود، با عزتنفس بالایی رفتار کنند. کلید واژهها: دانشآموزان نابینا، مهارتهای اجتماعی، عزتنفس
مقدمه اجتماعی شدن فرایندی است که در آن هنجارها، مهارتها، انگیزهها، نگرشها و رفتارهای فرد شکل میگیرد تا ایفای نقش کنونی یا آتی او در جامعه مناسب و مطلوب شناخته شود. در این فرایند، اکتساب و به کارگیری مهارتهای اجتماعی و چگونگی برقراری ارتباط و تعامل با دیگران، یکی از مولفههای اصلی رشد اجتماعی بخصوص در بین کودکان و نوجوانان محسوب میشود. بنا به تعریف، مهارتهای اجتماعی به رفتارهای آموخته شده و مقبول جامعه اطلاق میشود، رفتارهایی که شخص میتواند با دیگران به نحوی ارتباط متقابل برقرار کند که به بروز پاسخهای مثبت و پرهیز از پاسخهای منفی بینجامد (کارتلج و میلبرن، 1985، ترجمه نظرینژاد، 1369). در این راستا، رفتار اجتماعی بر تمامی جنبههای زندگی کودکان و نوجوانان سایه میافکند و بر سلامت روانی، سازگاری و شادکامی بعدی آنها تاثیر میگذارد. توانایی فرد از نظر کنار آمدن با دیگران و انجام رفتارهای اجتماعی مطلوب، میزان محبوبیت او را میان همسالان و نزد معلمان، والدین و دیگر بزرگسالان مشخص میکند. میزان توانایی فرد در مهارتهای اجتماعی به طور مستقیم به رشد اجتماعی فرد و کمیت و کیفیت رفتارهای اجتماعی مطلوبی که از خود نشان میدهد، مربوط میشود (متسون و اولندیک، 1988، ترجمه بهپژوه، 1384). اهمیت مهارتهای اجتماعی به عنوان مهمترین عامل اجتماعی شدن و سازگاری اجتماعی را هیچگاه نمیتوان از نظر دور داشت و بیشک توجه به هوش اجتماعی، رشد اجتماعی و تربیت اجتماعی در کنار دیگر ابعاد رشد و حیطههای تعلیم و تربیت، از جایگاه ویژهای برخوردار است. در چشمانداز کنونی، در حوزه آموزش مهارتهای اجتماعی، رویدادهای فراوانی رخ داده، پژوهشهای بیشماری صورت گرفته، روشهای آموزشی و درمانی جدیدی مطرح گردیده و افقهای روشنتری آشکار شده است. تمامی این حرکتها و شناختهای روز افزون به انسان کمک میکند تا به کمیت و کیفیت زندگی اجتماعی خود و دیگران غنای بیشتری ببخشد و بخصوص، به کودکان با نیازهای ویژه و سازگاری اجتماعی آنان نگاه انسان دوستانهتر و پویاتری داشته باشد (متسون و اولندیک، 1988، ترجمه بهپژوه، 1384). دانشآموزی که مهارتهای اجتماعی لازم را کسب کرده است، دانشآموزی است که میتواند به خوبی با محیطش سازش کند و یا اینکه میتواند از طریق برقرار کردن ارتباط با دیگران از موقعیتهای تعارضآمیز کلامی و فیزیکی اجتناب کند. این گونه دانشآموزان، رفتارهایی از خود نشان میدهند که منجر به پیامدهای مثبت روانی-اجتماعی، نظیر پذیرش توسط همسالان و رابطه موثر با دیگران میشود. از سوی دیگر، کسانی که مهارتهای اجتماعی لازم را کسب نکردهاند، اغلب به اختلالهای رفتاری مبتلا میشوند، از طرف همسالان پذیرفته نمیشوند، در میان همسالان و بزرگسالان محبوب نیستند و با معلم و یا سایر افراد حرفهای بهخوبی کنار نمیآیند. بدون تردید دانشآموزان استثنایی نیز، کم و بیش دارای نارساییهایی در زمینه مهارتهای اجتماعی هستند و این گونه نارساییها، پیشبینی کننده انواع مختلفی از مشکلات عاطفی، شخصیتی، سازگاری و تحصیلی کوتاه مدت و دراز مدت میباشد (گرشام و همکاران، 2001). از این رو، متسون و اولندیک(1988، ترجمه بهپژوه، 1384) گزارش کردهاند که 90 تا 98 درصد ازدانشآموزان شاغل به تحصیل در کلاسهای ویژه، مشکلات بین شخصی دارند و این حقیقتی است که به دلیل وجود مشکلات عاطفی و تحصیلی بر وخامت بیشتر موقعیت میافزاید. دانشآموزان نابینا نیز به عنوان بخشی از جامعه افراد استثنایی از این قاعده مستثنی نیستند و گاهی در اکتساب و به کارگیری مهارتهای اجتماعی دچار مشکل هستند. از آنجایی که دانشآموزان نابینا در اکتساب رفتارهای اجتماعی از طریق نشانههای بینایی، سرمشقگیری، حالتهای چهرهای، ارتباط از طریق نگاه، دریافت بازخورد و همچنین توانایی در تعیین محل افراد، مشکل دارند، ممکن است مهارتهای اجتماعی را به خوبی کسب نکرده باشند و به طور کامل در آنان رشد نیافته باشد (مک کاسپی، 1996). پژوهشهای انجام شده توسط بایرشات (1991)، ولف وساکس (1997)، واگنر (2004) و نورا و ساندرا (2005) نشان داده است که افراد نابینا از نظر مهارتهای اجتماعی با کاستیها و نارساییهایی روبه رو هستند. از این رو، اکثر پژوهشگران بر اهمیت آموزش، اکتساب و به کارگیری مهارتهای اجتماعی به منظور رشد و سازگاری اجتماعی افراد نابینا تاکید کردهاند. یکی از مولفههایی که ارتباط مستقیم و دوسویهای با رشد مهارتهای اجتماعی دارد، عزتنفس میباشد. عزتنفس از نگاه کوپراسمیت، (1967) عبارت است از ارزشیابی فرد درباره خود و یا قضاوتهای شخص در مورد ارزش خود. برای یک فرد آسیب دیده بینایی، کفایت اجتماعی و مهارتهای اجتماعی مناسب، یک عامل کلیدی برای مفهوم خود مثبت، عزتنفس بالاتر، رفتارهای مثبت و ابراز خود بیشتر و توانایی در پذیرش ناتوانی به عنوان بخشی از وجود خود است. انزوای اجتماعی و فقدان حمایت اجتماعی کافی میان نوجوانان با آسیب بینایی ممکن است موجب عزتنفس پایین آنان شود (ککلیس و ساکس، 1992، ولف و ساکس، 1997، روزنبلام2000، واگنر، 2004). کف (1997) دادههای جمعآوری شده از 316 نوجوان با آسیببینایی (نابینا، آسیب بینایی شدید و آسیب بینایی نیمه شدید) 14 تا 24 ساله هلندی را مورد بررسی قرار داد. پژوهش وی بر توانایی نوجوانان در برقراری و حفظ روابط، ایجاد شبکههای اجتماعی و منابع حمایت اجتماعی و عاطفی تمرکز داشت. نتایج پژوهش وی نشان داد که نوجوانان آسیب دیده بینایی شبکههای اجتماعی کوچکتری نسبت به همسالان بینای خود تشکیل داده بودند. مکگاها و فاران (2001) با اجرای یک تحقیق کیفی روی تعامل اجتماعی 112 کودک با آسیببینایی (کودکان نابینا و کمبینا) نشان دادند که این کودکان مشکلات فراوانی در روابط متقابل با دیگران، به ویژه با همسالان خود دارند. همچنین آنان وجود نقایصی در رشد مهارتهای اجتماعی این گونه کودکان را نیز گزارش کردهاند. هاره و آرو (2000) در پژوهشی با عنوان بررسی وضعیت بهزیستی روانشناختی نوجوانان که بر روی 115 نوجوان دختر و پسر با آسیب بینایی و 44 نوجوان با شرایط مزمن و 607 نوجوان عادی که با استفاده از پرسشنامه عزت نفس روزنبرگ و مقیاس افسردگی بک در کشور فنلاند انجام شده بود، نشان دادند، نوجوانان با آسیب بینایی، به ویژه آنهایی که نابینا بودند نسبت به هر دو گروه مشکلات بیشتری در روابط فردی و تعاملات اجتماعی با دوستان خود داشتند. ولی در زمینه بهزیستی روانشناختی، مشکلات کمتری از نوجوانان با شرایط مزمن نشان دادند. کف( 2002) در بررسی سازگاری روانی- اجتماعی نوجوانان نابینا گزارش کرده است که مشکلات رفتاری، به ویژه مشکلات اجتماعی نوجوانان نابینا، به عزتنفس پایین، مفهوم خود منفی و مهارتهای اجتماعی ضعیف درآنان مربوط است و این که آموزش مهارتهای اجتماعی منجر به افزایش بهداشت روانی و اعتلای سطح عزتنفس در این افراد میشود. در مورد دانشآموزان نابینا ویا دانشآموزانی که نیازمند آموزشهای ویژهاند، وجود عزتنفس بالا، از اهمیت زیادی برخوردار است. در مقابل، وجود عزت نفس پایین، موجب میشود این گونه دانشآموزان هم سن و سال عادی و نابینای خود احساس ضعف و حقارت کنند و منجر به این شود که آنان روز به روز منزویتر شوند و مشکلات سازگاری و عاطفی آنان بیشتر شود (ساکس و ولف، 2006) واگنر (2004) بر این اعتقاداست که با آموزش مهارتهای اجتماعی به دانشآموزان نابینا، کاهش وسیعی در رفتارهای پرخاشگرانه و ناسازگارانه آنان ایجاد میشود. همچنین با افزایش بازخوردها و تقویت کنندهها و ارائه فرصتهای تعاملی بیشتر به این افراد، نه فقط منجر به افزایش کفایت اجتماعی، مفهوم خود مثبت و عزتنفس در آنان میشود، بلکه به پیشرفت تحصیلی در آنان نیز منجر خواهد شد. ساکس و ولف(2006) هدف از آموزش مهارتهای اجتماعی را فراهم کردن اطلاعات و مهارتهای مورد نیاز برای نوجوانان نابینا و آسیبدیده بینایی به طریقی که آنها در موقعیتهای اجتماعی احساس دلگرمی و راحتی داشته باشند، میدانند. در سالهای اخیر در برخی از پژوهشها، به طور کل به تاثیر برنامههای آموزش مهارتهای اجتماعی در دانشآموزان با ناتوانی و معلول اشاره شده است (گرشام و همکاران، 2001، مککاسپی، 1996). بررسی پژوهشهای موجود نشان میدهد که تا کنون در ایران پژوهشهای اندکی درباره تاثیر آموزش مهارتهای اجتماعی بر عزتنفس دانشآموزان نابینا صورت گرفته و این حوزه مورد غفلت واقع شده است. شایان ذکر است که اجرای این گونه تحقیقات از اهمیت خاصی برخوردار است و نتایج به دست آمده میتواند راهکارها و شیوههای آموزش درست را به روانشناسان، مشاوران، و دستاندرکاران آموزش و پرورش ارائه کند. از این رو، با توجه به وجود تعداد بسیار زیادی از کودکان ونوجوانانی که از عزتنفس پایین رنج میبرند و با توجه به اهمیت بسیار زیاد مهارتهای اجتماعی در ارتباطات و تعاملات بین فردی و ارتقای عزتنفس دانشآموزان نابینا، پژوهش حاضر به منظور پاسخ گویی به سوال زیر طراحی شد: آیا اجرای برنامه آموزش مهارتهای اجتماعی بر میزان عزتنفس دانشآموزان نابینا موثر است؟
روش جامعه آماری: نمونه روش نمونهگیری طرح پژوهش حاضر به علت اینکه در آن انتساب آزمودنیها به دو گروه آزمایشی و گواه به صورت تصادفی صورت نپذیرفته است، طرحی شبهآزمایشی به صورت پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه است. به منظور انتخاب افراد مورد مطالعه، و با استفاده از روش نمونهگیری هدفدار، در هر گروه آزمایشی و گواه تعداد 19 دانشآموز، انتخاب شدند. این دانشآموزان در دو آموزشگاه راهنمایی ویژه دانشآموزان نابینای شهید محبی (گروه آزمایشی) و آموزشگاه دخترانه خزائلی (گروه گواه) در سال تحصیلی 86-85 مشغول به تحصیل بودند.
ابزار پژوهش در پژوهش حاضر از دو ابزار به شرح زیر استفاده شده است. الف)فهرست بررسی ارزیابی مهارتهای اجتماعی متسون به منظور ارزیابی مهارتهای اجتماعی دانشآموزان نابینا از فهرست بررسی ارزیابی مهارتهای اجتماعی متسون و همکاران (1983) استفاده شد. اطلاعات مورد نظر از طریق اجرای فرم خود گزارش دهی به دست آمد. این فهرست شامل 62 سوال براساس مقیاس پنج درجهای لیکرت است که هر آزمودنــــی، وضعیت خود را در هر گویه از هیچ وقت (1) تا همیشه (5) درجهبندی میکند. این فهرست به منظور استفاده برای دانشآموزان نابینا از اعتبار بالایی برخوردار است. شارما و جف (2000)، با استفاده از فرم خود گزارشدهی، فهرست مهارتهای اجتماعی متسون، را روی تعداد 200 دانشآموز با آسیببینایی مورد بررسی قرار دادند. ضریب اعتبار آزمون، با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، 87٪ برآورده شده است. در پژوهش حاضر، میزان اعتبار آزمون، با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، 78٪ به دست آمد. ب) پرسشنامه عزتنفس کوپراسمیت جهت ارزیابی میزان عزتنفس افراد مورد مطالعه، از پرسشنامه عزتنفس کوپراسمیت (1967) استفاده شد. این پرسشنامه در سالهای اخیر به طور گستردهای در پژوهشهای روانشناسی به کار رفته است و فرم الف آن، دارای 58 ماده است که 8 ماده آن دروغ سنج است. شیوه نمرهگذاری این آزمون به صورت صفر و یک است. بدیهی است حداقل نمرهای که یک فرد میتواند بگیرد صفر و حداکثر آن 50 است. افرادی که در این آزمون نمره بیشتری کسب کنند، عزتنفس بالاتری دارند. به این صورت که فردی که در این آزمون نمره بالاتر از 25 کسب کند دارای عزتنفس بالا و فردی که پایینتر از این مقداربه دست آورد، دارای عزتنفس پایین میباشد.
در پژوهشهای متعددی به روایی و اعتبار بالای پرسشنامه عزتنفس کوپراسمیت اشاره شده است (واتکینز و استیلا، 1980، احمد و همکاران، 1985، چی، 1985، برینکمن و همکاران، 1989). در پژوهش حاضر، میزان اعتبار این آزمون با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 79٪ برآورد شد.
به نقل از: پژوهش در سلامت روانشناختی، دانشگاه تربیت معلم تهران- قطب علمی روانشناسی استرس، دوره اول، شماره سوم، پاییز 1386
اسکیزوفرنی یک بیماری مزمن، حاد و ناتوانساز است. در حدود یک درصد جمعیت در طول حیاتشان دچار این بیماری میشوند. الگوی سنی و جنسیتی
اسکیزوفرنی در مردان و زنان به یک نسبت وجود دارد.
اسکیزوفرنی غالباً در مردان در سنین پایینتر، معمولاً در اواخر نوجوانی یا اوایل بیست سالگی، بروز میکند.
اسکیزوفرنی عموماً در زنان در سنین بیست یا اوایل سیسالگی بروز میکند.
کودکان بعد از 5 سالگی ممکن است دچار اسکیزوفرنی شوند امّا بروز آن قبل از دوران بلوغ بسیار نادر است.
جای امیدواری هست
پژوهشها به تدریج به تولید داروهای جدیدتر و مطمئنتر و نیز کشف علل پیچیده این بیماری میانجامد.
دانشمندان برای درک بهتر اسکیزوفرنی، رویکردهای مختلفی را از مطالعه ژنتیک مولکولی تا مطالعه جمعیت، در پیش گرفتهاند.
روشهای تصویربرداری از ساختار و کارکرد مغز، نوید دستیابی به بینش جدیدی را نسبت به این اختلال میدهند.
اسکیزوفرنی به عنوان یک بیماری اسکیزوفرنی در سراسر جهان یافت میشود. شدّت عوارض و الگوی مزمن و دیرپای اسکیزوفرنی غالباً باعث ناتوانسازی و از کار افتادگی میگردد. دارودرمانی و درمانهای دیگری که برای اسکیزوفرنی وجود دارند در صورتی که به طور مرتب و همان گونه که تجویز شدهاند انجام شوند، میتوانند به کاهش و کنترل عوارض ناراحت کننده بیماری کمک کنند. با وجود این، درمانهای موجود به برخی افراد کمک چندانی نمیکند و یا آنها ممکن است به دلیل اثرات جانبی ناخوشایند یا دلایل دیگر، درمان را نیمه کاره رها کنند. حتی هنگامی که درمان، موثر باشد پیامدهای ماندگار بیماری- فرصتهای از دست رفته، انگ بیماری، عوارض باقی مانده و اثرات جانبی دارودرمانی- میتوانند بسیار مشکلساز باشند.
روانپریشی (مرحلهای از اختلال ذهنی با علامت توهّم و / یا هذیان)
انزوا یا کنارهگیری اجتماعی
گفتار، تفکر یا رفتار غیرمعمول و غیرعادی
برخی افراد تنها یکی از چنین نشانههای روانپریشی و برخی دیگر چند نشانه را در طول زندگی خود دارند امّا در فاصلههای شدّت گرفتن بیماری، زندگی عادی و طبیعی میکنند. با وجود این، افرادی که دارای اسکیزوفرنی مزمن یا الگوی پایدار یا عودکننده بیماری هستند، غالباً به طور کامل به کارکرد عادی باز نمیگردند و نوعاً به درمان بلند مدّت، معمولاً شامل دارو درمانی، برای کنترل نشانگان بیماری نیاز دارند.
تشخیص اسکیزوفرنی متخصصان سلامت روان احتمالاً ابتدا با روشهای زیر به رد کردن علل دیگری که میتوانند باعث نشانگان مشابه شوند میپردازند:
تشکیل پرونده کامل پزشکی
معاینه فیزیکی (جسمی)
آزمایشهای پزشکی
بررسی داروهای مصرفی
رد کردن سایر اختلالات ذهنی(افسردگی بالینی، اختلال دوقطبی، اختلال اسکیزوفرنی عاطفی)
نگاه اسکیزوفرنیایی به جهان
• درک تحریف شده واقعیت زندگی در دنیایی تحریف شده توسط توهّم و هذیان. فردی که اسکیزوفرنی دارد احساس ترس، اضطراب و گیجی میکند. • توهّم و خطای حسی توهّم و خطای حسی که در افرادی که دچار اسکیزوفرنی هستند شایع میباشند، باعث اختلال درک میگردند. بیمار ممکن است صداهایی بشنود که فعالیتهای او را توصیف میکنند، با آن صداها به مکالمه بپردازد، صداها او را از یک خطر پیش رو آگاه سازند و یا حتی برای انجام کاری به او فرمان دهند. • هذیان هذیان ممکن است زمینههای مختلفی داشته باشد. برای مثال، بیمارانی که نشانههای پارانویایی دارند – تقریباً یک سوم افرادی که دچار اسکیزوفرنی هستند- غالباً هذیان گزند و آسیب دارند. به عبارت دیگر، دارای این باورهای نادرست و غیرعقلانی هستند که دیگران در حال خیانت، حمله، مسموم کردن یا توطئه علیه آنها هستند. این بیماران ممکن است اعتقاد داشته باشند که خودشان و یا عضوی از خانواده یا یکی از نزدیکانشان در کانون این گزند و آسیب قرار دارند. به علاوه، هذیان عظمت، که باعث میشود فرد عقیده پیدا کند که آدم مهم یا معروفی است، نیز ممکن است در اسکیزوفرنی پدید آید.
رفتارهای اسکیزوفرنیایی شایع
سوء مصرف مواد
وابستگی به نیکوتین
تفکر دارای اختلال
شخصیت بیاحساس
رفتارهای متغیر (تغییر در رفتار ممکن است براثر انطباق دارویی باشد)
برداشتهای نادرست درباره اسکیزوفرنی
اسکیزوفرنی، شخصیت دوگانه نیست.
اسکیزوفرنی، عموماً برای دیگران خطرناک و خشن نیست.
اسکیزوفرنی و خودکشی خودکشی یک خطر جدّی برای افرادی است که دچار اسکیزوفرنی هستند. اگر فردی اقدام یا تهدید به خودکشی کرد باید فوراً در صدد کمکهای تخصصی برآمد. افرادی که اسکیزوفرنی دارند نسبت به مردم عادی، در معرض خطر بیشتری برای خودکشی قرار دارند. تقریباً 10 درصد افرادی که دچار اسکیزوفرنی هستند (و به ویژه مردان جوان) اقدام به خودکشی میکنند. متأسفانه پیشبینی خودکشی در افرادی که دچار اسکیزوفرنی هستند میتواند بسیار دشوار باشد.
پدر و پسري مشغول قدم زدن در كوه بودند که ناگهان پای پسر به سنگی گیر کرد، به زمین افتاد و ناخودآگاه فرياد کشید: آآآی ی ی !! صدایی از دوردست آمد: آآآی ی ی!! پسرک با کنجکاوی فریاد زد: کی هستی؟ پاسخ شنید: کی هستی؟ پسرک خشمگین شد و فریاد زد: ترسو! باز پاسخ شنید: ترسو! پسرک با تعجب از پدرش پرسید: چه خبر است؟ پدر لبخندی زد و گفت: پسرم، توجه کن و بعد با صدای بلند فریاد زد: تو یک قهرمان هستی! صدا پاسخ داد: تو یک قهرمان هستی! پسرک باز بیشتر تعجب کرد. پدر توضیح داد: مردم می گویند این انعکاس کوه است ولی این در حقیقت انعکاس زندگی است. هر چیزی که بگویی یا انجام دهی، زندگی عیناً به تو جواب میدهد. اگر عشق را بخواهی، عشق بیشتری در قلبت به وجود می آید و اگر به دنبال موفقیت باشی، آن را حتماً به دست خواهی آورد. هر چیزی را که بخواهی، زندگی همان را به تو خواهد داد.
بله ! خواستن تمام چيزهايي كه ما انتظارش را داريم به يك تصوير ذهني ايده آل بستگي دارد. این تصویر ذهنی شماست كه به شما شادی یا غم، موفقیت، یا شكست، خوشبختی و یا درد و رنج را هديه میدهد. تصویر ذهنی شما میتواند به شما كمك كند تا آنچه را برای رسیدن به شادی و رضایت لازم دارید انجام دهید، میتواند به شما كمك كند تا از زندگی خود لذت ببرید، میتواند اسباب اعتماد به نفس و اطمینان به كار و فعالیت هایی باشد كه شما برای زمان فراغت خود انتخاب میكنید، مصمم بر شاد زیستن شوید، از روی خیرخواهی به ارزیابی خودتان بپردازید، بهترین و طلاییترین لحظات زندگی را در ذهن مجسم كنید و با توجه به واقعیتها، نه خیالات واهی، بلكه براساس تصویر مثبت كه از واقعیات زندگی دارید، این تصویر خوشایند از خویش را تقویت كنید. مراقب باشيد تا تصویر ذهنی خود را جایی گم نكنيد تا بهمراه آن انگیزه خوشبخت شدن را از دست دهيد. مواظب خودتان و روحتان و اندیشههای قشنگتان باشید. نگذارید كه هیچ باد مخالفی ابرهای سیاه را روبهروی پنجرهٔ رو به اقبال ذهنتان بیاورد تا موفقيت و خوشبختي در زندگي را آنطور كه مي پسنديد تجربه كنيد !
پیرمرد تنهايي در مزرعه اش زندگی می کرد. او می خواست مزرعه سیب زمینی اش را شخم بزند اما این کار خیلی سختی بود. تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود ولي چاره اي ديگر نبود تا از او كمك بگيرد. پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد : پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال با اين وضعيت نخواهم توانست سیب زمینی بکارم. ولي در صورتي هم من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد. من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی. دوستدار تو پدر.
زمان زيادي نگذشت تا اينكه پیرمرد تلگرافي را با اين مضمون دریافت کرد : پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن، من آنجا اسلحه پنهان کرده ام ! 4 صبح فردا 12 نفر از مأموران Fbi و افسران پلیس محلی دیده شدند و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند. پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهي چه کني ؟ پسرش پاسخ داد : پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا میتوانستم برایت انجام بدهم !
هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد. اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به انجام کاری بگیرید مسلما می توانید از عهده ي آن بخوبي برآييد. مانع فقط ذهن است ! نه اینکه شما در کجا هستید و آيا انجام كاري حتي در دور دست ها امكان پذير هست يا نه ...!
روزی روزگاری تاجر ثروتمندی بود که 4 زن داشت . زن چهارم را از همه بیشتر دوست داشت و او را مدام با جواهرات گران قیمت و غذاهای خوشمزه پذیرایی می کرد. بسیار مراقبش بود و تنها بهترین چیزها را به او می داد.
زن سومش را هم خیلی دوست داشت و به او افتخار میکرد . پیش دوستهایش اورا برای جلوه گری می برد گرچه واهمه شدیدی داشت که روزی او با مردی دیگر برود و تنهایش بگذارد
واقعیت این است که او زن دومش را هم بسیار دوست می داشت . او زنی بسیار مهربان بود که دائما نگران و مراقب مرد بود . مرد در هر مشکلی به او پناه می برد و او نیز به تاجر کمک می کرد تا گره کارش را بگشاید و از مخمصه بیرون بیاید.
اما زن اول مرد ، زنی بسیار وفادار و توانا که در حقیقت عامل اصلی ثروتمند شدن او و موفق بودنش در زندگی بود ، اصلا مورد توجه مرد نبود . با اینکه از صمیم قلب عاشق شوهرش بود اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه ای که تمام کارهایش با او بود حس می کرد و تقریبا هیچ توجهی به او نداشت.
روزی مرد احساس مریضی کرد و قبل از آنکه دیر شود فهمید که به زودی خواهد مرد. به دارایی زیاد و زندگی مرفه خود اندیشید و با خود گفت :
" من اکنون 4 زن دارم ، اما اگر بمیرم دیگر هیچ کسی را نخواهم داشت ، چه تنها و بیچاره خواهم شد !"
بنابرین تصمیم گرفت با زنانش حرف بزند و برای تنهاییش فکری بکند . اول از همه سراغ زن چهارم رفت و گفت :
" من تورا از همه بیشتر دوست دارم و از همه بیشتر به تو توجه کرده ام و انواع راحتی ها را برایت فراهم آورده ام ، حالا در برابر این همه محبت من آیا در مرگ با من همراه می شوی تا تنها نمانم؟"
زن به سرعت گفت :" هرگز" همین یک کلمه و مرد را رها کرد.
ناچاربا قلبی که به شدت شکسته بود نزد زن سوم رفت و گفت :
" من در زندگی ترا بسیار دوست داشتم آیا در این سفر همراه من خواهی آمد؟"
زن گفت :" البته که نه! زندگی در اینجا بسیار خوب است . تازه من بعد از تو می خواهم دوباره ازدواج کنم و بیشتر خوش باشم " قلب مرد یخ کرد.
مرد تاجر به زن دوم رو آورد و گفت :
" تو همیشه به من کمک کرده ای . این بار هم به کمکت نیاز شدیدی دارم شاید از همیشه بیشتر ، می توانی در مرگ همراه من باشی؟"
زن گفت :" این بار با دفعات دیگر فرق دارد . من نهایتا می توانم تا گورستان همراه جسم بی جان تو بیایم اما در مرگ ،...متاسفم!" گویی صاعقه ای به قلب مرد آتش زد.
در همین حین صدایی او را به خود آورد :
" من با تو می مانم ، هرجا که بروی" تاجر نگاهش کرد ، زن اول بود که پوست و استخوان شده بود ، انگار سوء تغذیه بیمارش کرده باشد .غم سراسر وجودش را تیره و ناخوش کرده بود و هیچ زیبایی و نشاطی برایش باقی نمانده بود . تاجر سرش را به زیر انداخت و آرام گفت :" باید آن روزهایی که می توانستم به تو توجه میکردم و مراقبت بودم ..."
در حقیقت همه ما چهار زن داریم !
الف : زن چهارم که بدن ماست . مهم نیست چقدر زمان و پول صرف زیبا کردن او بکنی وقت مرگ ، اول از همه او ترا ترک می کند.
ب: زن سوم که دارایی های ماست . هرچقدر هم برایت عزیز باشند وقتی بمیری به دست دیگران خواهد افتاد.
ج : زن دوم که خانواده و دوستان ما هستند . هر چقدر هم صمیمی و عزیز باشند ، وقت مردن نهایتا تا سر مزارت کنارت خواهند ماند.
د: زن اول که روح ماست. غالبا به آن بی توجهیم و تمام وقت خود را صرف تن و پول و دوست می کنیم . او ضامن توانمندی های ماست اما ما ضعیف و درمانده رهایش کرده ایم تا روزی که قرار است همراه ما باشد اما دیگر هیچ قدرت و توانی برایش باقی نمانده است.
دو روز مانده به پایان جهان، تازه فهمید كه هیچ زندگی نكرده است. تقویمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقی مانده بود. پریشان شد و آشفته و عصبانی، نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد .
داد زد و بد و بیراه گفت. خدا سکوت کرد. جیغ کشید و جار و جنجال به راه انداخت. خدا سکوت کرد. آسمان و زمین را به هم ریخت. خدا سکوت کرد. به پرو پای فرشته ها و انسان پیچید. خدا سکوت کرد. کفر گفت و سجاده دور انداخت. خدا سکوت کرد. دلش گرفت و گریست و به سجاده افتاد. خدا سکوتش را شکست و گفت: "عزیزم اما یک روز دیگر هم رفت تمام روز را به بد و بیراه و جار و جنجال از دست دادی."
تنها یک روز دیگر باقی است. بیا و حداقل این یک روز را زندگی کن. لابه لای هق هقش گفت: اما با یک روز؟ چه کار می توان کرد؟ خدا گفت: آنکس که لذت یک روز زیستن را تجربه کند، گویی که هزار سال زیسته است و آنکه امروزش را در نمی یابد، هزارسال هم بکارش نمی آید.
و آنگاه سهم یک روز زندگی را در دستانش ریخت و گفت: حالا برو و زندگی کن. او مات و مبهوت به زندگی نگاه کرد که در گوی دستانش می درخشید. اما می ترسید حرکت کند، می ترسید راه برود، می ترسید زندگی از لای انگشتانش بریزد. قدری ایستاد. بعد با خودش گفت: وقتی فردایی ندارم، نگه داشتن این یک روز چه فایده ایی دارد؟
بگذار این مشت زندگی را مصرف کنم. آنوقت شروع به دویدن کرد. زندگی را به سرو رویش پاشید. زندگی را نوشید و زندگی را بویید و چنان به وجد آمد که دید می تواند تا ته دنیا برود. می تواند بال بزند. او در آن یک روز، آسمان خراشی بنا نکرد، زمینی را مالک نشد، مقامی هم بدست نیاورد، اما در همان یک روز دست بر پوست درخت کشید، روی چمن خوابید، کفش دوزکی را تماشا کرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را دید و به آن ها که او را نمی شناختند سلام کرد و برای آنها که دوستش نداشتند و بقولی چشم دیدن او را نداشتند از ته دل دعا کرد.
او در همان یک روز با دنیا و هر آنچه در آن است آشتی کرد و خندید و سبک شد. لذت برد و شرمسار شد و بخشید و عاشق شد و عبور کرد و تمام شد او در همان یک روز زندگی کرد و فرشته ها در تقویم خدا نوشتند : "امروز او درگذشت، کسی که هزار سال زیسته بود!"
در حال حاضر محصولات تقويتكننده ،تغذيهكننده، درخشانكننده، حجمدهنده، اكسيژن رساننده و... در بازار موجود است كه به منظور آشنا كردن شما با آنها براي داشتن انتخابي صحيح به بررسي هر يك خواهيم پرداخت:
ويژگيهاي يك شوينده خوب ۰ براي شستوشوي مكرر و روزانه مناسب باشند و در اثر تكرار مصرف، به موها يا پوست سر آسيب نرسانند. ۰با هر بار شستوشو يا استفاده، كيفيت موها را بهتر ساخته و شانه كردن و مرتب كردن آنها را آسانتر كند. ۰ موجب تقويت موها و ريشه آنها شده و ايرادهاي احتمالي پوستسر و موها را برطرف كنند.
محصولات تقويتكننده و تغذيه كننده ريزش موها گاهي ناشي از كاهش خونرساني و تغذيه نامناسب پياز مو است. شامپوهاي ضدريزش مو معمولا حاوي ويتامينهايي مانند 6B و 5B هستند كه پياز مو را تقويت ميكنند و در نتيجه ريزش موها كمتر ميشود.
گاهي ريزش مو مربوط به ناحيهاي از سر است كه علت آن ميتواند عوامل خارجي مثل آلودگي، استرس، خستگي و... باشد ولي ريزش مو اغلب تدريجي است و علت آن وجود بيش از حد چربي يا عوامل وارثتي است. سرمهاي ضدريزشمو حاوي ويتامينها و عناصر كميابي چون روي، پتاسيم و كلسيم هستند كه از ريزش مو جلوگيري ميكند و سبب تقويت رشد موها ميشود.
محصولات درخشانكننده موهاي رنگ شده اغلب شكننده و ضعيفاند و بعد از مدتي درخشش خود را از دست ميدهند و كدر ميشوند. شامپوهاي درخشان كننده موهاي رنگ شده و موهاي ضعيف را تغذيه كرده و براي مدتي طولاني درخشندگي رنگ آنها را حفظ ميكنند.
به علاوه اين نوع شامپوها با دارا بودن مواد آنتياكسيدان، از موها در برابر اشعه زيانآور خورشيد و آلودگي محافظت ميكنند. ماسكهاي درخشانكننده موهاي رنگ شده نيز داراي ويتامين E هستند و در زمان كوتاهي موهاي آسيب ديده را ترميم كرده و آنها را نرم و درخشان ميكنند.
ويتامين E با محافظت از موها به آنها استحكام بخشيده و شفافيت رنگ آنها را براي مدت طولاني حفظ ميكند. اگر ميخواهيد به موهاي رنگ شده خود به سرعت حالت داده و آنها را براق و درخشان كنيد، از اسپريهاي درخشان كننده مو استفاده كنيد.
اين اسپريها حاوي مواد آنتياكسيدان هستند كه موها را در برابر اشعه مضر آفتاب و آلودگي محافظت ميكنند.
محصولات اكسيژنرسان شامپوهاي اكسيژنرسان براي موهاي اشخاصي كه در معرض آلودگيهاي محيطي و استرسهاي روزانه قرار دارند، بسيار مناسب است. ژلهاي حالت دهنده و اكسيژن رساننده براي حفظ شادابي موها مناسباند. اين ژلها مخصوص موهاي كوتاهاند و بدون ايجاد حالت چسبندگي، به موها حالت ميدهند. علاوه بر اين به مدت طولاني موها را تميز و براق و سبك ميكنند.
يكي از مشكلات موهاي بلند نيز نداشتن حالتپذيري مناسب است. براي آنكه موهايي خوش حالت داشته باشيد ميتوانيد از اسپريهاي اكسيژنرسان استفاده كنيد.
اين نوع اسپريها به صورت طبيعي و بدون ايجاد چسبندگي به موها حالت ميدهند و در عين حال با اكسيژنرساني مناسب به موها و پوست سر موجب پاكيزگي طولانيتر و طراوت بيشتر آنها ميشوند.
محصولات حجم دهنده از جمله محصولات حجم دهنده ميتوان به شامپوهاي پرپشتكننده موهاي معمولي و موهاي رنگ شده اشاره كرد. در صورتي كه احساس ميكنيد موهاي شما كمپشت شده و يا دچار ريزش مو شدهايد، در هر بار استحمام يا به صورت روزانه ميتوانيد از اين شامپوها استفاده كنيد.
استفاده مكرر از رنگ مو سبب كاهش شفافيت و حجم و افزايش ريزش موها ميشود. اين محصولات نه تنها سبب افزايش استحكام مو ميشوند بلكه به موهاي رنگ شده قدرتي دوباره بخشيده و آنها را براق و پرپشت ميكنند.
استفاده روزانه از اين نوع شامپوها به ويژه با آبسرد، موجب افزايش تاثير آنها ميشود. ماسكهاي حجم دهنده مو در عرض دو دقيقه به موها حالت داده و بعد از پنج بار مصرف سبب افزايش قابل توجه ضخامت موها ميشود.
از كفهاي حجم دهنده نيز ميتوانيد در هنگامي استفاده كنيد كه ميخواهيد به موهاي خود حجم دهيد ولي فرصت استحمام نداريد. اين محصولات در عين حال كه موها را براقتر و حالتپذير ميكنند، تقريبا 20 تا 40 درصد حجم موها را افزايش ميدهند.
سرمهاي حجم دهنده
سرمهاي حجم دهنده نيز به مو حالت داده و تواني دوباره به آنها ميبخشند. بعد از شستوشوي سر با شامپو، يك بسته از سرم را روي مو پخش كرده و همه موها را به آن آغشته كنيد. سپس موها را به خوبي آبكشي كنيد.
محصولات ترميم كننده كرمهاي ترميم كننده مو سبب خنثي شدن الكتريسته ساكن موهاي آسيب ديده شده و در نتيجه موها راحتتر شانه ميشوند و درخشندگي طبيعي خود را به دست ميآورند. از سوي ديگر، اين كرمها يك لايه محافظ روي مو ايجاد ميكنند و نرمي و لطافت مو را افزايش ميدهند.
محصولات نرمكننده و حالتدهنده موهاي فر، وز و خشك به سختي شانه ميشوند و به دشواري حالت ميگيرند. همين مسأله موجب كشيدگي مو ميشود و در نهايت به ساختار مو آسيب ميرسانند.
شامپوهاي نرمكننده، موها را نرم، انعطافپذير و خوشحالت ميكنند. ماسكهاي جوان كننده مو نيز براي موهايي كه مجعد هستند و بعد از حمام نياز به يك حالت دهنده دارند، مناسب است.
اين ماسكها نه تنها سبب تقويت و درخشندگي موها ميشود بلكه گرههاي مو را باز كرده و به موها حالت ميدهند.
محصولات ضدشوره و برطرفكننده چربي سر داشتن موهاي چرب و شوره سر يكي از مشكلات عمده اغلب اشخاص است. براي حل اين مشكل ميتوانيد از شامپوهاي ضدشوره استفاده كنيد.
اين شامپوها موجب برطرف شدن شوره، تنظيم چربي و كاهش التهاب پوستسر ميشوند. افرادي كه موهايي بسيار چرب دارند و تمايل دارند هر روز حمام كنند ميتوانند از شامپوهاي مخصوص موهاي چرب استفاده كنند.
اين نوع شامپوها علاوه بر رفع چربي پوستسر، توليد چربي را نيز به تاخير مياندازند و موها را شفافتر و درخشندهتر ميكنند
1-تشکیلات مرکزی نوکیا در اصل و از ابتدا در شهر نوکیا و در کنار رودخانه ی نوکیانوریتا واقع شده است.
2-بر خلاف دیگر گوشی های مد روز زمان شمار تماسش از لحظه ای که صحبت دو طرف اغاز می شود شروع به کار می کند نه از لحظه ای که تماس گرفته می شود البته ان موضوع در سری 60 و سری N وجود ندارد!
3-نام نوکیا بر گرفته از نام رودخانه ی نوکیانوریتا است که از میان شهر نوکیا می گذرد.این نام واژه ای از زبان فنلاندی قدیمی به معنای سمور است!
4-بد نیست اشاره کنیم تلفظ صحیح ان به صورت نوکی ا است نه نوکیا!
5-نوکیا تون یا همان زنگ معروف نوکیا بر گرفته از یک توناژ ساده گیتار اسپانیایی مربوط به قرن نوزدهم به نام (گران والس) است که فرانچسکو تریگا نواخته است و ابتدای کار در گوشی ها به همان اهنگ (گران والس تون) معروف بود اما از سال 1998 که محبوب مردم شد به اهنگ مخصوص نوکیا شهرت یافت.
6-البته کمپانی یک نوع زنگ به نام (اسپشیال) نیز برای گوشی طراحی کرد که بر گرفته از مورس برای سیستم SMS گوشی است.
7-شرکت های توسعه نرم افزار موبایل و انها که از گوشی نوکیا استفاده نمی کنند به خاطر عدم حمایت از این مارک ان را AIKON می نامند که در واقع بر عکس شده واژه NOKIA است.
8-از سال 1999 تا سال 2005 این شرکت اسپانسر چندین بازی ویدئویی شده است که در ان بازی ها اخرین مدل های گوشی نوکیا هم تبلیغ می شد.
9-در لیست منتشره سال 2006 شرکت امار فورتون نوکیا مقام بیستم را در میان کمپانی های قابل تحسین جهان به دست اورد که در واقع در ان لیست چهارمین شرکت غیر امریکایی و اولین شرکت مربوط به فعالیت های ارتباط جمعی شبکه ای است.
10-نوکیا دارای بزرگ ترین شرکت ساخت و عرضه ی دوربین های دیجیتال هم هست.
11-رقیب جدی شرکت های موتورولا.سونی اریکسون.سامسونگ الکترونیک.ال جی. فیلیپس.کایوکرا و ساژم است.
12-ارم و لوگوی نوکیا را با فونت مخصوص اگفا مونو تایپ کرده اند و زحمت طراحی ان هم به عهده ی اریک اسپایکرمن بوده است.
13-در اولین قسمت از سه گانه ی ماتریکس کاراکتر اصلی داستان یعنی نئو با بازی کیانو ریوز از یک گوشی نوکیا مدل 8110 استفاده می کرد که طراحی ویژه ی بهار بود. نوکیا تا کنون در فیلم ها و ویدئو کلیپ های بسیاری به عنوان اسپانسر تبلیغاتی حضور داشته است.
ممکن است شما که این مطلب را می خوانید سایتی برای خود داشته باشید. این وب سایت یا حتی وبلاگ ممکن شخصی باشد و یا هر موضوع دیگری داشته باشد. احتمالا یا به صورت دستی و صفحات ایستا (Static) طراحی شده است و شاید هم از یک سیستم مدیریت محتوی تحت وب استفاده می کند. سایت یا وبلاگ ممکن است از چندین نفر یا حتی چند صد نفر و یا گاهی بیشتر ، هزاران بازدید کننده دارد. یکی از مهم ترین نکاتی که بازدید کنندگان به آن توجه بسیار ویژه ای دارند سرعت بارگزاری صفحات است. این یک سایت با چه سرعتی باز شود بسیار مهم است، بیشتر کاربران تنها چند ثانیه صبر می کنند و اگر ببینند که بارگزاری سایت بسیار کند انجام می شود در بیشتر مواقع از دیدن آن سایت منصرف شده و صفحه مرورگر خود را خواهند بست. یکی از راه هایی که به یک مدیر سایت کمک می کند تا بازدید کننده بیشتری را جذب کرده و با سرعت بارگذاری بالا وب سایت خود را پربیننده نماید بهینه سازی صفحات و تصاویر و به طور کلی وب سایت مورد نظر است. قصد دارم ۶ راه بسیار ساده که می تواند سرعت یک وب سایت را تا حد زیادی افزایش دهد را به مدیران و طراحان سایت معرفی کنم. انجام این کارها شاید به نظر بسیار مبتدیانه برسد اما مطمئنا در سرعت گشودن یک صفحه وب بسیار مفید خواهد بود.
۱- بهبنه سازی تصاویر :
اولین بخشی که در یک سایت اهمیت بسیار بالایی داشته و هم کاربران و هم مدیران به آن توجه زیادی دارند تصاویر آن سایت به شمار می رود. این که از چه نرم افزاری برای ویرایش و بهینه سازی تصاویر برای بارگزاری بهتر سایت استفاده شود اهمیت زیادی دارد. به جای این که یه عکس با کیفیتی فوق العاده و با حجم و اندازه ای بسیار بالا در همان صفحه اول قرار گیرد ، عکسی کوچکتر با حجمی کمتر و با کیفیتی مناسب قرار گرفته شده و تنها لینک آن عکس قرار گیرد. به این ترتیب هم لود شدن تصاویر سریعتر صورت می گیرد و همین که کاربر به دلخواه بر روی تصاویر مورد نظر کلیک خواهد کرد. طراحان و یا مدیران وب سایت ها اگر استفاده از نرم افزارهای بهینه سازی را مناسب نمی دانند این وب سایت می تواند به صورت آنلاین تصاویر را بهینه کرده و حتی فرمت آن ها را در صورت دلخواه تغییر دهد.
۲- فرمت تصاویر موجود در وب سایت :
این مشخصه هم مانند قسمت اول اهمیت زیادی دارد. معمولا در یک سایت و یا حتی در یک صفحه وب عکس هایی که به کار می روند فرمت های متعددی دارند. اکثر عکس ها در سه فرمت JPG ، GIF ، PNG در محاصره هستند. اگر بخواهیم نوع کارآیی این فرمت ها را مشخص کنیم به این ترتیب خواهند بود که JPG فرمتی است که برای تصاویر با کیفیت بالا با تعداد رنگ های زیاد مورد استفاده قرار می گیرد تقریبا بیشتر برای عکس هایی که با دوربین های دیجیتالی گرفته شده و یا این که طراح قصدش از انتخاب این فرمت و تصاویر به طور کلی نمایش تصاویر است تا وب سایت . فرمت GIF بیشتر در قالب لوگوها و یا دکمه هایی که به صورت عکس یافت می شوند ظاهر می شود. مطمئنا تعداد رنگ هایی که در این فرمت استفاده می شوند از فرمت JPG بسیار کمتر است و شفافیت تصاویر با فرمت JPG را هم ندارند . شاید به نظر برسد که این یک مشکل است اما بالعکس بسیار مناسب است زیرا تصاویری که در قالب لوگو قرار داده می شوند مطمئنا اندازه ای متوسط و در اکثر اوقات اندازه ای کوچک دارند. عاقلانه است که در چنین مواردی از GIF استفاده کنیم چون بینده نیازی به کیفیت بسیار بالا ندارد و اصلا این افت کیفیت به چشم نخواهد آمد.PNG هم بسیار شبیه به GIF است تنها تفاوتش را می توان در پشتیبانی از رنگ های بیشتر خلاصه نمود. زمانی از PNG استفاده می شود که قابلیت های GIF لازم باشد با تعداد رنگ های بیش از ۲۵۶ . زیرا GIF تنها ۲۵۶ رنگ را پشتیبانی خواهد کرد.
۳- بهینه سازی کدهای CSS:
امروزه تمامی فرمت های اصلی یه صفحه وب بر پایه کدهای CSS پیاده سازی می شود . شاید به نظرتون مسخره برسد اما با همین کار ساده یعنی پاکسازی فضاهای خالی درون یک صفحه نوشته شده با CSS سرعت بارگزاری را تا حد زیادی می توان افزایش داد. بهتر است این طور گفته شود که تعداد خطوط را کاهش دهیم . برای نمونه به مثال های زیر توجه کنید:
همین موارد ساده هم بسیار مهم است . چون تاثیرات زیادی خواهد داشت.
۴- استفاده از Slash در آخر آدرس ها :
حتما فکر کردید مگر این کار کوچک هم تاثیری دارد ؟ بله همین علامت ساده تاثیر بسیار زیادی دارد. زمانی که شما آدرسی شبیه به “http://www.domain.com/about” را در وب سایت خود قرار می دهید با درخواست کاربر از این آدرس سرور میزبان شما به دنبال این صفحه خواهد بود اما با جست و جوی این آدرس به دنبال محتویات همین آدرس هم می گردد و همین عامل باعث ساختن Temp های زیادی در سرور شده و به طبع باعث افت سرعت بارگزاری می شود. اما اگر در به جای آدرس بالا این آدرس ” /http://www.domain.com/about” را استفاده نمائید سرور مطمئن خواهد شد تنها به دنبال همین صفحه خواهید بود و در نتیجه سرعت تا حد زیادی افزایش پیدا خواهد کرد . اگر به سیستم های مدیریت محتوی و آدرس هایی که د آن ها تعریف می شوند دقت کنید حتما به این مورد اشاره شده و در آدرس ها هم نمایان است.
۵- گذاشتن مشخصات اولیه برای تصاویر :
این مورد باز هم در مورد تصاویر است اما با این تفاوت که کدهای موجود در رابطه با تصاویر را مورد بررسی قرار می دهد. زمانی که طراح یک تصویر را به صورت معمولی در سایتی تعریف کرده و کدآن را می نویسد در زمان اجرا و درخواست کاربر مرورگر به دنبال مشخصات تصویر و در خواست مشخصات از سرور خواهد بود و همین امر باعث کند شدن سرعت خواهد شد اما اگر برای مثال برای تصاویر کدی مانند مورد زیر نوشته شود دیگر مرورگر به دنبال مشخصات نبوده و به سادگی از داخل کدهای تعریف شده آن چه را در مورد یک تصویر لازم دارد خواهد یافت.
به همین سادگی مروگر منظور شما را خواهد دانست و ابعاد و کلیه مشخصاتی که باید برای کاربر نمایش دهد را پیدا خواهد کرد.
۶- کم کردن درخواست های پرتوکل HTTP :
مطمئنا زمانی که سایتی دیده می شود حاصل چرخه ای است که انجام می گیرد. ابتدا کاربر درخواست داده و طی انجام مراحلی سرور به درخواست پاسخ می دهد. این درخواست ها می توانند شامل تصاویر ، اسکریپ ها و یا هر مورد دیگری باشند. با انجام کارهایی ساده می توان این چرخه را سریعتر پاسخگویی کرد. به این صوت که تا جایی که می شود هرآنچه که به صورت Object ار قبیل تصاویر ، لینک ها ، و … وجود دارد و از آن استفاده نمی شود را کاهش داده و حتی تصاویر را هم تا جایی که می شود یکی کنیم . دو تصویر را در قالب یک تصویر ارائه دهیم. مرحله بعدی تا حدودی مربوط به کدهای CSS می شود در Header کد HTML به جای چند خط تعریف استایل های به کار رفته در قسمت های مختلف ازیک استایل استفاده کنیم که همه آن ها را در بر گیرد. برای نمونه به مثال زیر توجه کنید :
که بهتر این طورنوشته شود :
این ۶ مورد موارد بسیار ساده ای بود که تا حد زیادی می تواند به افزایش سرعت بارگزاری کمک نماید.
پسر چینی با اینکه تیرِ(کمان) چشم او را شکافته و تا پشت جمجه اش فرو رفته بود، زنده ماند
پسر ۱۱ ساله چینی با دوست خود مشغول تمرین تیراندازی با کمان بود که ناگهان تیر وارد چشمش شد و تا پشت جمجمه اش فرورفت.
پزشکان در شرق چین می گویند اگر نیزه با نیروی بیشتری وارد چشم میشد، از آن طرف پشت جمجمه را هم شکافته بود. پسر حادثه دیده بطور معجزه آسائی زنده ماند چون نیزه با مغز برخورد نکرد.
جراحانطی یک جراحی ۴ ساعته نیزه ۱۶ اینچی رو که بیش از ۴ اینچ آن وارد سر قربانی شده بود را بیرون کشیدند. آنها ابتدا قسمتی از نیزه را بریدند تا بتوانند از قربانی سی تی اسکن بگیرند. بعد از اسکن مغز و x-ray جراحان قسمتی از جمجمه را برداشتند تا خارج کردن نیزه آسیبی به عصب های بینائی و بافت های مغزی نرساند.
بهرهگيري از اين ترفند ميتوانيد تصاوير دلخواه خود را به راحتي تزئين كرده و با تهيه برچسب و چسباندن آن به يكي از قسمتهاي تصويرتان آن را تغيير دهيد. با اجراي اين ترفند با ابزار ديگري نيز آشنا خواهيد شد.
1- تصويري را انتخاب كنيد (در اينجا تصوير يك اتومبيل انتخاب شده است) سپس تصويري را كه ميخواهيد به عنوان برچسب از آن بهره گيريد، باز كنيد (در اينجا تصوير يك اژدها انتخاب شده است.)
2- با ابزار Magnetic Lasso Tool تصوير اژدها را انتخاب كرده (شكل 2)، با فشار دادن كليـــــد Ctrl+C آن را كپـــــي كرده و با فشار دادن كليد Ctrl+V در تصوير اتومبيل Paste كنيد.
3- حال كليد T را فشار دهيد تا ابزار Free Transform فعال شود. ميتوانيد اين گزينه را از طريق منوي Edit نيز فعال كنيد. با انجام اين كار، كادري اطراف تصوير شما ايجاد ميشود كه بدين وسيله ميتوانيد تصوير را به دلخواه تغيير داده و در جــــاي مورد نظرتان قرار دهيد. براي اين كار كليد Ctrl را نگهداشتـه و نشانگر ماوس را روي يكي از گوشههاي كادر كه قصد داريد حركت دهيد، قــــرار داده آن را درگ كنيد. براي تغيير سايز ميتوانيد از تمام گوشهها و نقاط مشخص شده، بهره گيريد. (شكل3)
4- بعد از اينكه تصوير را بهاندازه و قالب مورد نظر درآورديد، كليد Enter را فشار دهيد تا تغييرات شما اعمال شود.
5- حال وارد منوي Filter شده و از Blur گزينه Gaussian Blur را انتخاب كنيد. (شكل 4) وقتي كادر مورد نظر باز شد، عدد 005 را وارد كرده و OKكنيد.
6- سپس در پــالت Layer وارد Blend Mode شـــده و Multiply را انتخاب كنيد. (شكل 5) ميزان Opacity را به 75% برسانيد. اكنون كار شما آماده است و ميتوانيد اين ترفنــــد را در بخشهــــاي ديگر اتومبيل نيز براي تزئين آن انجام دهيد. (شكل 6)
باتری های معمولی لپ تاپ نیز همانند سایر وسایل الکترونیکی برای خود عمر مشخصی دارند. این باتری ها معمولأ پس از 1 تا 2 سال کار مداوم ، کارایی اصلی خودشان را از دست میدهند و در نهایت تنها میتوانند 10 تا 15 دقیقه شارژ خود را حفظ کنند. در صورتی که باتری لپ تاپ شما نیز به این بلا دچار شده است پیش از هر اقدام دیگری دست نگاه دارید و این ترفند واقعأ اعجاب انگیز با روشی اعجاب انگیزتر را بر روی باتری خود را اعمال کنید! چرا که با این کار میتوانید جان دوباره ای به باتری ببخشید و به نوعی آن را احیا کنید ، چرا که مجددأ باتری میتواند 1 الی 2 ساعت شارژ خود را نگه دارد و دیگر نیازی به پرداخت هزینه اضافی ندارید.
برای اینکار ، روش کار را بدون ترس و واهمه انجام دهید!
کافی است باتری را به مدت 14 الی 15 ساعت در داخل فریزر قرار دهید! تا باتری لپ تاپ شما کاملأ فریز شود! سپس باتری را 3 الی 4 بار شارژ و دشارژ نمایید. اکنون باتری لپتاپ شما پس از گذراندن یک خواب زمستانی جان تازه ای پیدا کرده است و میتوانید بیش از گذشته برای شما کار کند.
شاید از این عمل تعجب کنید و ارتباطی بین این دو کار نیابید. اما جالب است بدانید که این کار پایه و اساسی کاملأ علمی دارد ، چرا که همانطور میدانید به طور کلی در اجسام مختلف به دلیل لرزش طبیعی مولکولها جریان برق به راحتی از آنها عبور نمی کند. این مشکل در اجسام رسانا کمتر است ، زیرا مولکول ها به شکل منظم قرار می گیرند و جریان راحت تر عبور می کند ، اما برای ابر رسانا کردن باید جسم رو سرد نمود تا لرزش مولکولها کمتر شود (این لرزش هیچ گاه صفر نخواهد شد ، مگر در صفر مطلق یعنی 273- درجه سانتیگراد که البته تا امروز دست نیافتنی باقی مانده است) ، در نتیجه سرعت و کیفیت عبور جریان بهتر خواهد شود. دلیل بهتر کار کردن سی پی یو در درمای پایین نیز همین موضوع است. (ترفندستان)
این موضوع توسط وب سایت ترفندستان عملأ بر روی باتری یک لپ تاپ HP تست شد ، باتری که پس 1سال و نیم کارکرد ، تنها به مدت 10 دقیقه شارژ را نگه میداشت ، پس از اجرای این ترفند ، پس از اولین شارژ توانست 45 دقیقه و در دفعات بعدی تا 1.5 تا 2 ساعت شارژ را نگاه دارد.
از این موضوع و به نوعی نوآوری میتوان حتی در مورد هارد دیسک هم استفاده کرد ، هاردی که کار نمیکند را در صورتی که 10 تا 15 ساعت در فریزر فریز نمایید و سپس وصل نمایید را نیز میتوان با این روش بازیابی کرد.
همچنین برای تثبیت این موضوع ، ویدئویی نیز در سایت Metacafe منتشر شده است که کلیه عملیات به شکل تصویری قابل مشاهده است. این ویدئوی آنلاین در سیستم به اشتراک گذاری ویدئوی Metacafe به نشانی http://www.metacafe.com/watch/781300/revive_a_dead_laptop_battery در دسترس است.
لازم به ذکر است تا باتری شما دچار مشکل نشده است این ترفند را بر روی آن اجرا نکنید. همچنین این تنها بر روی باتری لپ تاپ تست شده است ، طبعأ امکان این کار بر روی همه باتری های لوازم الکترونیکی یا خود آنها وجود ندارد ، مگر دستگاه هایی که ساختاری همانند باتری های لپ تاپ داشته باشند.
ياهو پس از ماهها مبارزه با تلاش مايكروسافت به منظور خريد اين شركت اينترنتي و مبارزه حقوقي سهامدار مخالفش، فاش كرد كه 36 ميليون دلار براي دريافت مشاوره از وكلا و بانكداران هزينه كرده است. طبق اسنادي كه ياهو براي كميسيون بورس و اوراق بهادار فراهم كرده، اين شركت در نيمهي اول سال جاري ميلادي 36 ميليون دلار براي مشاوران خارجي كه براي مواجه با پيشنهاد مايكروسافت و مبارزه حقوقي كارل آيكان به ياهو كمك ميكردند، هزينه كرده است.
قسمت اعظم اين پول به موسسات مالي Goldman Sachs ،Lehman Brothers و شركت Moelis داده شده كه با ياهو به هنگام بررسي پيشنهاد مايكروسافت براي خريد كل اين شركت و بررسي گزينههاي استراتژيك ديگر همكاري ميكردند. رقم 36 ميليون دلار شامل هزينههاي ياهو براي ماه ژوئيه نميشود كه طي آن تلاش كرد سهامدارانش را متقاعد كند به كانديداهاي منتخب كارل آيكان براي عضويت در هيات مديره اين شركت راي ندهند. اين شركت اينترنتي همچنين قسمتي از مفاد قرارداد تبليغات جستوجو با گوگل را كه در بخشي از تلاش براي مقابله با مايكروسافت منعقد كرده را فاش كرد. اين قرارداد تفحص زيادي را متوجه خود ساخته زيرا برخي از مخالفان اين قرارداد از جمله مايكروسافت اعلام كردهاند اين توافق قدرت ياهو و گوگل در بازار جستوجوي اينترنت را تحكيم و امكان رقابت شركتهاي ديگر را سلب ميكند.
سلام دوستان الان می خوام طریقه ی افزایش سرعت دانلود رو بهتون بگم
براي افزايش سرعت دانلود در دسکتاپ کليک راست کرده و وارد گزينه Properties شويد و سپس در پنجره desktop وارد گزينه customize desktop شويد و سپس منوي web را انتخاب کنيد و به بخش properties برويد و گزينه limit hard-disk usage for this page to را روشن کرده و عدد آن را زياد کنيد. اين ترفند يک ترفند جالب و مخفي ويندوز ايکس پي است و واقعاً سرعت دانلود در اينترنت را افزايش مي دهد.
براي اين كار طبق معمول وارد بخش رجيستري شويد. حالا به ترتيب قسمت هاي زير را دنبال كنيد:
حالا در پنجره ي سمت راست ، دنبال عبارتهاي زير بگرديد :
1) MaxConnectionsPerServer
2) MaxConnectionPerl_Oserver
اگر اين گزينه را مشاهده نمي كنيد ، روي صفحه ي سمت راست و سپس New >> DWORD را انخاب كنيد . حال عبارت بالا را بنويسيد و حروف بزرگ را فراموش نكنيد . سپس روي عبارتهاي ساخته شده دو بار كليك كنيد و در قسمت Dtata Value براي گزينه ي اول مقدار 8 و براي گزينه ي دوم ، حرف a را وارد كنيد و سيستم را reset نماييد. حالا قطعاً شاهد سرعت چند درصدي در ارتباطات اينترنتي خود هستيد.
Limited کردن کاربران خود استفاده مي کنند را ياد بگيريد. با اين روش شما مي توانيد عمل راست کليک را در صفحه ي دسکتاپ خود غير فعال کنيد فقط کافي است مراحل زير را دنبال کنيد : 1-فرمان regedit را در قسمت RUN صادر نمائيد. 2-مسير زير را دنبال کنيد. 3-HKEY_Current_User\Software\Microsoft\Windows\CurentVersion\Policies\Explorer\ ?-در پنجره ي سمت راست يک New از نوع DWORD Value بسازيد و نام آن را (NoViewContextMenu) بگذاريد. توجه به بزرگ و کوچکي حروف داشته باشيد. روي آن دبل کليک کرده و مقدار 1 به آن بدهيد . الان کافي است F5 را يک بار فشار داده تا تغييرات اعمال گردند .توجه: براي برگرداندن به حالت قبل فقط کافي است همان مقدار را به 0 تغيير دهيد.
اپل مدل iPhone 3G گوشي همراه ديگري است که در نوع خودش انقلاب بزرگي به شمار ميرود. اين گوشي در ماه ژوئن 2008 ميلادي معرفي شد و از باندهاي GSM 850 / 900 / 1800 / 1900 وHSDPA 850 / 1900 / 2100 پشتيباني ميکند. مهمترين ويژگياي که در مورد اين گوشي ميتوان به آن اشاره کرد و نظر تمام کاربران را به خودش جلب کرده قيمت آن است که نسبت به ديگر مدلهاي آيفون بسيار عالي است.
گوشي همراه iPhone 3G در دو رنگ مشکي و سفيد ارايه شده و مدل 16 گيگابايتي آن تنها در رنگ سفيد طراحي و ساخته شده است. بدنهي اين گوشي ابعادي با اندازههاي 12.3×62.1×115.5 ميليمتر دارد. وزن آن نيز تنها 133 گرم است.
صفحه نمايش به کار رفته در اين گوشي يک نمايشگر کارآمد 3.5 اينچي 16 ميليون رنگي لمسي است که رزولوشني برابر با 480×320 پيکسل دارد. اين صفحه نمايش کيفيت خوبي را از خود نشان داده است و از کار با آن راضي خواهيد بود.
از دیگر مشخصههای این گوشی میتوان به پشتيباني از زنگهاي پليفونيک و MP3 با قابليت دانلود، پشتيباني از USB 2.0 پرسرعت، بلوتوث 2.0، پشتيباني از GPS داخلي براي مکانيابي روي سامانهي گوگل، WiFi، HSDPA، کارکرد A-GPS، خروجي تلويزيون، قابليت بازخواني نقشههاي گوگل، مرورگر و ويرايشگر تصوير، يادداشت صوتي و پشتيباني از Widgets اشاره کرد. سيستم عامل به کار رفته در اين گوشي سيستم عامل Mac OS X v10.4.10 ميباشد.
گوشي همراه iPhone 3G علاوه بر پشتيباني از باندهاي 850, 1900, 2100 و شبکههايUMTS وHSDPA ميتواند با سرعتي بسيار عالي و 36 درصد سريعتر از گوشيهايي مانند نوکيا N95 يا Treo750 صفحات وب را مرور کند. دوربين به کار رفته در آن نيز يک دوربين 2 مگاپيکسلي است که رزولوشني برابر با 1600×1200 پيکسل دارد.
اين گوشي در دو نسخهي 8 و 16 گيگابايتي ارايه شده و فاقد شيار مخصوص کارت حافظه ميباشد. باتري مصرفي آن نيز يک باتري يون ليتيوم است که براي حداکثر 300 ساعت در حالت استندباي و 10 ساعت مکالمهي مفيد عمر ميکند.
مشخصههاي اصلي گوشي همراه iPhone 3G:
• پشتيباني از باندهاي 850, 1900, 2100 • پشتيباني از شبکههايUMTS وHSDPA • نمايشگر کارآمد 3.5 اينچي 16 ميليون رنگي لمسي • طراحي شده در دو نسخهي 8 و 16 گيگابايتي • عدم پشتيباني از کارت حافظه • سرعت بسيار عالي • GPS • دوربين 2 مگاپيکسلي 1600×1200 پيکسلي • باتري يون ليتيوم • ابعاد: 12.3×62.1×115.5 ميليمتر • وزن: 133 گرم • مدت زمان مکالمه: 10 ساعت • مدت زمان استندباي: 300 ساعت
• صفحه نمایش 3.5 اینچی 16 میلیون رنگی TFT با 320×240 پیکسل رزولوشن • پشتیبانی از باندهای چهارگانهی GSM • پشتیبانی از باند سهگانهی UMTS به همراه HSDPA • گیرندهی داخلی GPS • حافظهی داخلی 16 ـ 8 گیگابایتی • شتابسنج • دوربین 2.0 مگاپیکسلی • رابط کاربری خوب و لمسی • جستجوی راحت و آسان در دنیای وب • Push Email با پشتیبانی از MS Exchange • دسترسی AppStore برای دانلود و نصب مستقیم نرمافزار • خروجی TV
• عدم امکان برقراری مکالمههای ویدیویی بر روی شبکهی 3G • ناپایداری و لغزش گوشی بر روی سطوح بسیار سخت و صاف • عدم تجهیز دوربین به فوکوس اتوماتیک یا ضبط ویدیو... هیچ تنظیماتی برای این کار وجود ندارد • عدم پشتیبانی مرورگر Safari از Flash و Java • عدم تجهیز به مرورگر اسناد Office • عدم امکان همزمانسازی Noteها و TO-DOها • نداشتن شیار مخصوص کارت حافظه
جدول مشخصات فني
مشخصات كلي گوشی موبايل
نام گوشی موبايل
Apple iPhone 3G اپل آيفون3جی
نوع گوشی موبايل
ساده
تاريخ معرفي
01/06/2008
ساخت
قيمت
- اين مدل به تازگي از سوي شركت سازنده معرفي شده و هنوز به صورت عمده به بازار عرضه نشده است.
دالبي استريو فرمتي چند كاناله براي پخش صدا است كه در سال 1976 توسط آزمايشگاه دالبي براي استفاده در سينماها ساخته شد كه بر پايه صداي استريوي اورجينال آنالوگ(ابداع شده در 1930) است كه در اين تكنولوژي دو كانل اضافي صوتي بصورت مخفي اضافه شده كه در بر گيرنده اطلاعات صوتي است جهت بكار انداختن يك بلندگوي مركزي و همچنين بلندگوهاي چندگانه اي كه روي ديوار عقب سينما قرار ميگرفت.
اين كار توسط يك پردازنده جهت ايجاد فضاي واقعيتر انجام ميشد و همچنين اين توانايي را نيز داشت كه صداي ضبط شده بر لبه فيلم هاي سلولزي كه بصورت اپتيكال و مونو بود را بصورت فضاي واقعي فيلم شبيه سازي كند.
DOLBY SURROUND
دالبي سوراند در سال 1982 توسط آزمايشگاه دالبي به شكل يك فرمت سه كاناله جهت سينماي خانگي ابداع شد
اين فرمت از دو كانال جلو چپ و راست و يك بلندگوي مونو جهت عقب تشكيل ميشد كه صداي آن تركيب خاصي از صداي دو كانال جلو بود و براي وسايلي از قبيل ويدئو كاست بكار ميرفت كه بعد دالبي پرولوجيك جايگزين آن شد.
DOLBY PRO-LOGIC
دالبي پرولوجيك نام فرمت خاصي از صدا نيست ولي جهت معرفي يك تكنولوژي خاص بكار ميرود كه روي خيلي از وسايل صوتي در كنار ساير اسامي درج ميشود و بيان كننده اين مسئله است كه دستگاه مذكور توان بهبود كيفيت صدا هنگام پخش تراك هاي صوتي حاوي اطلاعات دالبي سوراند(استاندارد قديميتر) را داراست و همچنين داراي اين قابليت است كه صداي استريوي آنالوگ معمولي را بصورت چند كانالي شبيه سازي كند.
DOLBY DIGITAL-AC3
صداي سينما با ابداع فرمت دالبي ديجيتال توسط آزمايشگاه دالبي در 1980 وارد دنياي ديجيتال شد .نخستين فيلمي كه به اين طرق نمايش داده شد بتمن در سال 1992 بود.
دالبي ديجيتال داراي 6 كانال صوتي واقعي و كاملا مجزا است كه هريك داراي اطلاعات صوتي خاص خود و بصورت كاملا ديجيتال است كه داراي 5 كانال اصلي و 1 كانال داراي اطلاعات فركانس باس است كه يك ساب ووفر اكتيو را تغذيه ميكند (5.1)و 1. به معناي استفاده از ساب ووفر است.
گاهي اوقات اين فرمت بصورت AC-3 نمايش داده ميشود كه به معناي نسل سوم کدگذاری ديجيتال صوت ميباشد.
اين فرمت در 1993 توسط اكثر كشورها بعنوان استاندارد جهت استفاده در تلويزيون هاي ديجيتال انتخاب شد و به دنبال ساخته شدن فيلمهايي نظير دروغ هاي حقيقي سرانجام در 1995 بعنوان فرمت صوت فيلمهاي دي وي دي انتخاب شد.
DOLBY DIGITAL SURROUND-EX
نسل بعدي صداي ديجيتال است كه بر پايه فرمت دالبي ديجيتال 5.1 ميباشد كه مشتركا توسط آزمايشگاه دالبي و كمپاني لوكاس فيلم توسعه داده شد و عبارت است از اضافه شدن يك كانال صوتي كه بصورت تركيب ماتريسي سوراندهاي چپ و راست عقب عمل ميكند و در عقب و در بين آنها قرار ميگيرد و بصورت 6.1 ميشود كه ورژن خانگي آن بصورت اختياري روي آمپليفايرهاي بسيار حرفهاي داراي استاندارد تي اچ ايكس موجود است.
THX
اين علامت كه روي تعداد كمي از دستگاهها و يا فيلمها قرار داده شده و خيليها به اشتباه آنرا يك فرمت جديد صوت ميدانند توسط كمپاني لوكاس فيلم ابداع شد و در واقع استانداردي است كه در مورد كيفيت صدا بحث ميكند.
THX means Tomlinson Holman's eXperiment
آقاي هولمن پي برد در سينماهاي مختلف و نيز در استوديو هاي توليد از وسايل مختلفي استفاده ميشود كه موجب تغيير صدا ميشود و با صداي اورجينال تفاوت دارد بنابراين اين استاندارد كيفيت را پايه گذاري نمود. اين استاندارد تضمين ميكند كليه وسايل و يا نرمافزار هايي كه داراي اين نشان هستند داراي بالاترين كيفيت و مطابق صداي اصلي ميباشند. در اين استاندارد بطور مستقيم نحوه ساخت و سازماندهي محصولات بيان شده.
DTS Sound
ديجيتال تئاتر سيستم نيز يك فرمت ديجيتال جديدتر است كه از سال 1995 شروع شد و بعنوان رقيبي براي دالبي 5.1 مطرح ميباشد و تنها تفاوت آن در ضريب فشرده كردن صداست كه در اين فرمت بر خلاف دالبي كه بصورت ثابت نرخ آن 12:1 است بصورت متغير بين 1:1 تا 40:1 است و اولين بار در سينماي خانگي درسال 1996 و در فيلم پارك ژوراسيك بكار رفت.
DTS-ES
آخرين نسخه ديجيتال تئاتر سيستم است كه تحت ليسانس دالبي ساخته شد و دقيقا مانند دالبي سوراند- اي ايكس يك كانال سوراند عقب به آن اضافه شد و بصورت 6.1 درآمد.
SDDS :Sony Dynamic Digital Sound
اين نيز يك فرمت صوت است كه توسط سوني ابداع شد و تنها در سينماهاي بسيار پيشرفته يافت ميشود و بعيد است نسخه خانگي آن بتواند مانند دالبي فراگير شود.
در اين يك سيستم توسط هشت كانال صوتي (7.1) صدايي بي اندازه صاف شفاف و بسيار دلنشين توليد ميشود. كانالهاي آن عبارتند از چپ -مركز/چپ – مركز – مركز/راست – راست – سوراند عقب/چپ – سوراند عقب/راست و ساب ووفر !!!
یكم فروردین/ اورمزد روز روز جشن بزرگ «نوروز» در اعتدال بهاری و آغاز فصل بهار. نوروز و آغاز سال نو، مناسبتهای جداگانهای هستند كه با یكدیگر همزمان شدهاند. نمونههای دیگری از آغاز سال نو در ادامه گاهنما خواهد آمد.
در سُـغـد باستان (و امروزه در میان ارمنیان) از نوروز با نام «نوسَـرْد/ نَـوَسَـرد/ نوسَـرِد» یاد میشده است كه معنای «سال نو» را میدهد. (در اوستایی «سَـرِذَه» به معنای سال خورشیدی). در بدخشان با نام «شگونبهار»، در «شُـغنان» (در تاجیكستان در كرانه رود «پنج») بنام «خِـدِر ایام» (بزرگترین روزها) و در بابِل باستان و در نخستین روز ماه «نیسان» بنام جشن «اَكـیتو» (سومری «زَگْموك») شناخته میشده است.
با شكوهترین مراسم نوروزی، امروزه با نامهای «سِـیرلاله (جشن گل لاله)/ جَـندَه بالا (بالا كردن درفش)» در شهر مزارشریف افغانستان (آریـانـای باستان) و در نزدیكی بلخ كهن، همراه با برافراشتن درفشی برگرفته از درفش كاویانی ایران، برگزار میشود. این آیین با انبوهی از ترانهخوانیها، بازیها و مراسم دیگر همراه است. آیینهای پیش از فرا رسیدن نوروز نیز فراوان و پر اهمیت هستند ( ← اسفندماه).
ششم فروردین/ خرداد روز روز «امید»، روز «اسپیدا نوشت» یا روز «نوروز بزرگ» (این نام جدیدتر است). از روزهای خجسته ایرانیان، همراه با شادی و آبپاشی، و آغاز سال نو در تقویم سُـغدی و خوارزمی.
در متن پـهلوی «ماهِ فـروردین، روزِ خـرداد» رویدادهای بسیاری به این روز منسوب شده است؛ از جـمله: پیـدایی كیومـرث و هـوشنگ، روییدن مشی و مشیانه، تیـرانـدازی آرش شیواتیر، غلبه سام نریمان بر اژدهاك، پیدایی دوباره شاهكیخسرو (از جاودانان در باورهای ایرانی) و همپُرسگی زرتشت با اهورامزدا. در برخی منابع، زادروز زرتشت نیز به این هنگام منسوب است. نام «روز امید» بخاطر انتظار پیدایی دوباره كیخسرو و دیگر جاودانان و نجاتبخشان (سوشیانتها)، به این روز داده شده است.
نام «اسپیدا نوشت»، از آیین نامهنویسی در این روز گرفته شده است كه آگاهی بیشتری از آن در دست نیست. گمان میرود با پیامهای شادباش نوروزی در پیوند باشد.
دهم فروردین/ آبان روز جشن «آبانگاه»، نخستین آبانروز سال و به روایت «برهان قاطع» (جلد 1، ص3) انجام جشنی به همین نام، همراه با آبپاشی و انتظار بارش باران.
سیزدهم فروردین/ تیر روز جشن «سیزدهبدر»، نخستین تیرروز سال و آغاز كشاورزی در سال نو. آیین نخستین روز كشتوكار با گردآمدن در زمین زراعی و آرزوی بارش باران و فرارسیدن سالی خوب و خرم.
در سیستان در این روز به زیارت نیایشگاه بسیار کهن و پر رمز و راز «خواجه غلطان» در بالای كوه «خواجه» و در میانه دریاچه «هامون» میروند. (← آخرین روز سال)
هفدهم فروردین/ سروش روز هنگام جشن «سروشگان» یا جشن «هفدهروز» در ستایش «سْـرَئوشَـه/ سروش»، ایزد پیامآور خداوند و نگاهبان «بیداری»؛ روز گرامیداشت «خروس» و به ویژه خروس سپید كه از گرامیترین جانوران در نزد ایرانیان بشمار میرفته و به سبب بانگ بامدادی، نماد سروش دانسته میشده است.
هنوز به یاد داریم که تا چند سال پیش یک کارت گرافیک با حافظه ۱۲۸ چقدر سروصدا به پا می کرد. تقریبا همه بازی ها با یک کارت ۱۲۸ بسیار عالی اجرا می شد و البته همه از آن لذت می برند ، کاربران به خود می بالیدند که کارت ما ۱۲۸ است . اما سروصدای این کارت گرافیک ها مدت زیادی طول نکشید ، با سرعتی که رایانه ها پیشرفت کردند کارت های گرافیک هم شروع به تغییرات سریع خود نمودند ؛ به طوری که شاید هیچ کس باور نمی کرد که یک حافظه ۱۲۸ اینقدر سریع به پائین کشیده شود. آنقدر سریع که قیمت ها با کاهش نجومی رو به رو شد. در نظر بگیرید برای مثال ۲ سال پیش یک کارت گرافیک با حافظه ۱۲۸ چه قیمتی داشت و حالا چه قیمتی دارد؟ حالا با یک کارت گرافیک ۱ گیگابایتی از بهترین برند کارت گرافیک را می توان با قیمتی معادل همان کارت ۱۲۸ دو سال پیش خریداری کرد. دلیل این همه پیشرفت را باید در هنر سازنده های این کارت ها دانست ، البته پیشرفت سریع رایانه ها هم تاثیر زیادی داشت و البته هنوز هم دارد.
امروزه خرید یک کارت گرافیک با حافظه ی ۵۱۲ مگابایت یا ۱ گیگابایت امری بسیار عادی است. کاربرانی که قصد خریداری سیستم جدیدی دارند ، غالبا سعی می کنند تا کارت گرافیکی خریداری کنند که هم از لحاظ حافظه و هم از لحاظ استفاده از تکنولوژی های جدید جز بهترین ها باشد .همیشه مطرح می شود که چه کارت گرافیکی یا حتی چه برندی بهترین نوع کارت گرافیک ها هستند؟ کدام را خریداری کنیم؟ آیا این کارت گرافیکی که می تواند خواسته های ما را برآورده سازد؟ این ها سوالاتی است که غالبا در موقع خرید یک کارت گرافیکی مخصوص رایانه ها از خود می پرسیم . البته مواردی بسیار مهم است که باید توجه زیادی به آن ها داشته باشیم . این موارد را می توان در ۶ مورد اصلی خلاصه نمود :
۱- حتما پش خود فکر کرده اید که اولین مورد مهم در مورد خرید کارت گرافیک RAM کارت گرافیک است ، تا حدودی درست است . کارآیی یک کارت گرافیک تا حدودی به حافظه مورد استفاده در آن بستگی دارد اما اصلا این طور نیست که تمامی قابلیت های یک کارت گرافیک در RAM آن پنهان شده باشد. Performance یک کارت گرافیک به موارد دیگری هم بستگی دارد ، مهمتر از همه GPU به کار رفته در کارت گرافیک است. فردی در خرید یک کارت گرافیک موفق است که ابتدا به GPU Chip Set کارت گرافیک توجه کند و نه به RAM آن .
فرکانس کاری میان GPU و RAM اهمیت فوق العاده ای دارد ، پهنای باند RAM مورد دیگر است که باید به آن توجه شود. البته موارد دیگری هم هستند که باید به آن ها توجه شود اما یادمان باشد که همیشه اول به RAM کارت توجه نکنیم . برای نمونه یک کارت گرافیک محصول nVidia که در بازارها بیشترین فروش را داشته ۸۶۰۰ GT است البته با حافظه ۵۱۲ مگابایت. تقریبا تمامی افراد فکر می کنند که این کارت گرافیک با این مشخصات از یک کارت با مشخصات ۸۶۰۰ GT ۲۵۶ MB حتما کارآیی بسیار بهتری دارد. اما حقیقت آن است که موارد دیگری هستند که در کارآیی یک کارت گرافیک نقش دارند.
خشونت و پرخاشگري در جامعه كه عموما از جانب افراد ابراز مي شود پديده جديدي نمي باشد و هر يك از شهروندان به نوعي آنرا تجربه كرده اند. داشتن دانش لازم در برخورد با افراد « پرخاشگر » و « مهاجم » و دانستن علل ايجاد خشونت سبب اطلاع از علل و منابع ايجاد خشونت مي شود و اين خود موجب مي گردد در مقابل فرد پرخاشگر جبهه گرفته نشود و با درك صحيح موقعيت پيش آمده از بروز حوادث احتمالي كه مي تواند آسيب هاي جدي به بيمار و پرسنل پرستاري وارد كند جلوگيري شود. « خشونت » يعني تندي و درشتي از روي خشم . خشم يك هيجان طبيعي قدرتمند و اوليه مي باشد كه سبب برانگيختگي و آمادگي سيستم عصبي مي شود. خشم احساسي است كه در واكنش به ناكامي و بدرفتاري ايجاد مي شود.
افراد نرمال و باهوش به گونه اي رفتار مي كنند كه به خود و ديگران آسيب نرسانند و از تضييع حقشان نيز جلوگيري مي كنند و مانع از تبديل خشمشان به پرخاشگري مي شود و اگر خشم بر آنها چيره شد هرگز به زور متوسل نمي شوند
در چه افرادي خشونت احتمال بروز بيشتري دارد : در اوايل كودكي خشونت ديده اند يا خشونت را تجربه كرده اند .
كودكان آزارديده . كودكاني كه پدر و مادر نامطلوب داشته اند . كودكاني كه در زندگي افراد مهم و الگوهاي خوب نداشته اند . به مدت طولاني تنها بوده اند . احساس ياس داشته اند . اعتماد به نفس خوبي نداشته اند .
پيشگيري و كنترل خشونت
برخي افراد در موقعيتهاي خشم برانگيز عصبانيت و خشم را به درون مي ريزند و هيچ واكنشي نشان نمي دهند اين روش سبب افسردگي ضعف سيستم ايمني و... مي شود. افراد نرمال و باهوش به گونه اي رفتار مي كنند كه به خود و ديگران آسيب نرسانند و از تضييع حقشان نيز جلوگيري مي كنند و مانع از تبديل خشمشان به پرخاشگري مي شود و اگر خشم بر آنها چيره شد هرگز به زور متوسل نمي شوند و فرد مقابل را متهم نمي كنند و سعي مي كنند زمان ابتلا به خشم كوتاه شود و با فرد مقابل به گفت وگو مي نشينند و سعي دارند صحبت هائي كنند كه پس از رفع عصبانيت از آنها شرمنده و پشيمان نشوند.
مراحل مهارتهاي كنترل خشم و عصبانيت
1 ـ خودآگاهي هيجاني : فرد در اين مرحله به هيجانات و احساسات خود در موقعيت هاي مختلف آگاهي مي يابد و مي تواند به خودش بگويد كه : من عصباني هستم .
2 ـ مرحله خنثي كردن خشم :
1 ـ2 ـروشهاي كوتاه مدت : مثل تنفس عميق ـ استفاده از روشهاي حواس پرتي مثل شمردن اعداد ،به ياد آوردن شعر، به ياد آوردن لطيفه و اصلا به چيزي فكر نكردن همراه است .
2 ـ2 ـروشهاي بلندمدت : مثل آرام سازي، تخليه رواني احساس هاي منفي گذشته، ورزشهاي هوازي مثل دويدن كوه پيمائي و پيش بيني كردن احتمال بروز حوادث .
آموزش مهارت هاي اجتماعي به فرد پرخاشگر در جهت يادگيري روشهاي مكالمه و مذاكره و گفتگو و اين كه مكالمه نشانه حقارت كسي نمي باشد كار مفيدي است .
در اين گونه موارد در مورد فرد خشمگين از تنبيه كه يك عامل بازدارنده ولي در اكثر موارد غيرموثر است كمتر استفاده كنيد.
بايد دانست كه اثرات تنبيه بسيار موقت است و پس از رفع و قطع تنبيه رفتار ناهنجار عود خواهد كرد. تنبيه شديد ميل به انتقام ايجاد مي كند و گاهي فرد تنبيه گر به عنوان مدل براي پرخاشگري برگزيده مي شود.
آموزش مهارت هاي اجتماعي به فرد پرخاشگر در جهت يادگيري روشهاي مكالمه و مذاكره و گفتگو و اين كه مكالمه نشانه حقارت كسي نمي باشد كار مفيدي است . ايجاد احساس گناه در مورد اعمال خشونت آميز نيز براي كاهش پرخاشگري و خشونت مفيد است . پس جبهه گيري در مقابل افراد خشمگين و پرخاشگر و سرزنش كردن آنها كار درستي براي كنترل خشونت نيست .
نقش حياتي موزه ها در جوامع بشري نقشي بديع، ماندگار و مروج ناب ترين پديده هاي فرهنگي است. موزه ها از معدود مراكز حافظ يادگاران نسل گذشته و در حقيقت فرزندان هنر و تاريخ هستند. هر يك از اين اشيا در عين بي زباني به هزار زبان سخن مي گويند زيرا اسناد معتبري از هنر، فرهنگ و تاريخ را ارايه مي دهند. موزه كلمه اي يوناني است كه از " موزه يون " به معناي مجلس فرشتگان الهام گرفته است. به طور كلي موزه به مجموعه اي از آثار و اشيايي اتلاق مي شود كه در محل يا عمارتي نگه داري و در معرض نمايش گذاشته شوند. تاريخ تشكيل اولين موزه در ايران را بايد در گنجينه هاي گرانبهايي كه باستان شناسان به دست آورده اند، جستجو كرد. ايرانيان براي رهايي از آسيب بيگانگان گاهي گنجينه هاي گرانبهايي مانند كلوزر، كلماكره و مجموعه سفال ئ آبگينه گرگان را درون چاه ها و حفره ها پنهان مي كردند. بيشترين جلوه تاريخ موزه داري ايران را در ايجاد موزه ايران باستان بايد جستجو كرد. اين موزه با 2744 متر زير بنا به دليل قدمت اشيا، در زمره يكي از موزه هاي مادر دنيا محسوب مي شود كه به سال 1316 خورشيدي افتتاح گرديد. طراحي ساختمان اين موزه به عهده " آندره گدار " فرانسوي بود و شكل ظاهري ساختمان الهام گرفته از طاق كسري انوشيروان ساساني است. اين موزه در برگيرنده آثار مختلفي از هزاره ششم پيش از ميلاد تا دوران مختلف اسلامي است كه در دو طبقه به نمايش در آمده است. آثار و اشياء به نمايش در آمده در موزه آيينه تمام نمايي ازفرهنگ، هنر،آداب و روسوم،باورها و اعتقادات گذشتگان و نياكان ماست و آن را تنها پل ارتباطي بين گذشته،حال و آينده مي توان به شمار آورد.موزه را نبايستي مكاني دانست كه در آنجا صرفا" آثار تاريخي و باستاني به نمايش در مي آيد، بلكه تمامي نمايشكاه هاي هنري، علمي، جانوري، پزشكي، نگارخانه ها، كتابخانه ها و آرشيوها و بيشتر بناهاي تاريخي به نوعي موزه هستند. هر شيئي و اثر به نمايش گذاشته شده در موزه يا نمايشگاه زبان حالي دارد و با بيننده اش ارتباط برقرار مي كند با تعمق و تفكر مي توان زبان حال اين آثار را دريافت و از ديدگاه هاي مختلف آن را بررسي نمود. يكي از مهمترين وظايف يك موزه برقرار كردن ارتباط فرهنگي بازديد كننده با شيئي به نمايش در آمده است. در حقيقت بايد كوشيد تا همان ارتباط وحسي را كه بين خالق يك اثر و خود وجود داشته به نوعي ديگر به بازديدكنندگان منتقل نمود كه اين امري دور از دسترس نيست. امار نشان مي دهد كه در قرن نوزدهم فقط عده خاصي از موزه ها بازديد كرده اند. كنفرانس عمومي يونسكو در نهمين جلسه خود در دهلي ( 1956 م ) تاكيد نموده استكه بازديد ازموزه ها به ويژه براي طبقه كارگران آسان تر شود و به راه هايي كه به منظور پربار شدن و غني شدن موزه ها پيشنهاد مي شود، توجه گردد
انواع موزه ها:
موزه ها را به شكلهاي گوناگون طبقه بندي كرده اند، موزه هاي تاريخ و باستان شناسي، موزه هاي فضاي باز، موزه هاي مردم شناسي، كاخ موزه ها، موزه هاي علوم و تاريخي طبيعي، موزه هاي منطقه اي ( محلي )، موزه هاي سيار ( گردشي ) ، پارك موزه ها، موزه هاي سلاح ( نظامي )، موزه هاي انديشمندان ( خانه هنرمندان )
موزه تاريخي و باستان شناسي: ديد تاريخي دارند و بيانگر سلسله و دوره هاي تاريخي هستند . بيشتر اين آثار بر اثر كاوش هاي باستان شناسي به دست آمده اند و بيانگر فرهنگ و تمدون گذشته و تلفيق كننده علم، هنر و دانش يك ملت يا يك قوم هستند. چنين موزه هايي مادر نيز ناميده مي شوند. موزه ملي ايران ( ايران باستان )، موزه ملي ورساي در فرانسه و موزه تاريخ در واشينگتن از اين نوع هستند.
موزه فضاي باز:با ايجاد اين نوع موزه ها مي توان به معرفي يافته ها و داده هاي مهم باستان شناسي كمك بزرگي نمود. زمان يكه يك كاوش علمي باستان شناسي منجر به نتايج مطلوب و كشف آثار ارزشمند غير منقول مي شود و قابل انتقال به موزه ها نيست، با فراهم آوردن شرايط و امكانات لازم، مكان مورد نظر را جهت باز ديد عموم مهيا مي نمايند. اين امر در اصطلاح به موزه فضاي باز مشهور است. از جمله اين موزه ها مي توان به تخت جمشيد در شيراز و محوطه تاريخي هگمتانه در همدان اشاره نمود. اين موزه ها در ديگر كشور ها مانند چين، يونان و برخي از كشور هاي اورپايي نيز معمول است. در استان خراسان محوطه تاريخ " بنديان " در گز كه داراي گچ بري هاي بسيار زيبايي از دوره ساسانيان است و همچنين محوطه تاريخي " شا ياخ " نيشابور مي توانند مكان مناسبي براي اين امر باشند. __________________
کاخ موزه گلستان :مجموعه کاخ گلستان، یادگاری به جای مانده از ارگ تاریخی تهران محل اقامت شاهان سلسله قاجار و از زیباترین و کهنترین بناهای پایتخت دویست ساله ایران می باشد. این بنا روزگاری همانن نگینی در میان این ارگ می درخشید .سابقه تاریخی ارگ سلطنتی که محدوده مکانی تاریخی آن را در شمال خیابان و میدان امام خمینی (سپه) در سمت غرب خیابان خیام ،در شرق خیابان ناصر خسرو و در جنوب خیابان پانزده خرداد و میدان ارگ تشکیل می دهد، به روزگار صفویه باز می گردد .
شاه طهماسب اول صفوی (930-984) نخستین پادشاهی بود که در سفرهای خود به قصد زیارت مقبره حضرت عبدالعظیم دستور داد بارویی به طول یک فرسخ به دور قصبه تهران احداث شود. پس از او شاه عباس صفوی در قسمت شمالی حصار طهماسبی چهار باغ و چنارستانی احداث نمود که بعدها دیوار بلندی گرد آن بنا کرده و عمارات مقر سلطنتی را در داخل آن ساخته، ارگ نامیدند .در اواخر عهد صفوی تهران گاهی مقر موقت در بار شاهان صفوی قرار می گرفت و حتی شاه سلیمان (1077-1105) کاخی در این شهر برای خود بنا نهاد. ولی امروز اثری از بناهای دوره صفوی باقی نمانده است .کهنترین بناهای موجود در مجموعه گلستان، ایوان تخت مرمر و خلوت کریمخانی متعلق به دوران کریمخان زند است. وی در نبرد های خود بر ضد محمد حسن خان قاجار در سال 1172 تهران را مرکز اردوکشی خود قرار داد و پس از پیروزی در این جنگ در دیوانخانه قدیم تهران که در زمان ساه سلیمان ساخته شده بود بار عام داد و با عنوان وکیل الرعایا حکومت ایران را در دست گرفت .
به فرمان او در تابستان همان سال حصار ارگ مجددا احیاء شد و یک دست حرمخانه و خلوتخانه و عمارت دارالحکومه در داخل آن بنا گردید و در تابستان سال بعد (1173) که اردوی خود را به چمن سلطانیه (زنجان) منتقل نمود.دستور داد یک دست عمارت خاصه و دیوانخانه بزرگ به سبک ساسانی و باغی در جنب آن بنا نمایند .پس از مرگ کریمخان زند در 1193 آقا محمد خان قاجار در 1200 تهران را به پایتختی برگزید، ولی به دلیل لشکر کشیهای دائمی کمتر در مقر حکومت خود به سر می برد، و برای عمارت و آبادانی چندان فرصت نداشت . تا آنکه فتحعلی شاه در سال 1211 بر تخت ساطنت ایران حلوس کرد، از آن زمان به بعد با گسترش دستگاه اداری و تشریفات سلطنتی بناهای متعددی در داخل ارگ تهران عمدتا در زمان فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه قاجار احداث شد .
در دوران رضا شاه پهلوی، بخشهای بزرگی از ارگ تهران، از جمله حصار دور آن، سردر باب عالی، ساختمان دفتر استیفا، نگارخانه، تکیه دولت، نارنجستان، باغ گلشن و ساختمانهای اندرونی تخریب شد. محل سکونت شاه به سعدآباد وسپس در دوران محمد رضا شاه پهلوی به نیاوران منتقل و مجموعه گلستان به محل پذیرایی از میهمانان خارجی تبدیل گردید.پس از انقلاب مجموعه گلستان همچون اغلب عمارات سلطنتی ریگر بصورت موزه در آمد تا همگان بتوانند از آن دیدن کرده و از تماشای زیباییهای حاصل فکر و دست هنرمندان و صنعتگران ایرانی بهره برند .
بخشهای مختلف این مجموعه در حال حاضر عبارت است از:
ایوان تخت مرمر، خلوت کریمخانی، اتاق موزه (تالار سلام) و حوضخانه آن، تالار آینه ، تالار عاج یا سفره خانه تالار برلیان یا سفره خانه، تالاربرلیان یا تشریفات، ساختمان کتابخانه، عمارت شمس العماره، عمارت بادگیر و حوضخانه وسیع آن، تالار الماس، کاخ ابیض، چادر خانه
موزه هاي مردم شناسي: فرهنگ، آداب و رسوم، اعتقادات، پوشاك و سنن اجتماعي حاكم بر جامعه را نشان مي دهند. موزه مردم شناسي تهران و حمام گنجعلي خان كرمان از اين نوع هستند.
كاخ موزه ها: بنا يا اثر تاريخي هستند كه از گذشتگان به دست ما رسيده و بيانگر و ضعيت و نحوه زندگي صاحبان آن است. ممكن است در اين بنا اشياي تاريخي و نيز آثار هنري از جمله نقاشي روي ديوار،گچ كاري و .... وجود داشته باشد. كاخ موزه ها معمولا" در مراكز حكومتي به وجود مي آيند. هدف از تاسيس اين موزه ها به نمايش گذاشتن اثر و بناي تاريخي و نيز عبرت آموزي است. مجموعه كاخ هاي سعد آباد تهران و باغ ملك آباد مشهد از اين نوع موزه ها هستند.
موزه هاي هنري : انواع هنرهاي تجسمي و تزييني كه از زيبايي شناسي بالايي برخوردارند، را به نمايش در مي آورند و معمولا" بازديد كنندگان زيادي نيز دارند. موزه هنرهاي زيبا در تهران و موزه هنرهاي تزييني در اصفهان از اين نوع هستند. موزه علوم و تارخ طبيعي: تجربه هاي علمي بر اساس شواهد و وسايل كاري و تاريخي طبيعي كه در بر گيرنده گونه هاي مختلف گياهي به ويژه جانوان است را به نمايش مي گذارند. موزه تاريخي طبيعي اصفهان و موزه علوم و تاريخ طبيعي مشهد از اين نوع هستند.
موزه هاي محلي يا منطقه اي: بيانگر و نمودار فرهنگ يك منطقه و يا يك محله خاص هستند و صرفا" آثار و اشياي تاريخي همان منطقه را به نمايش مي گذارند. موزه شوش، تخت جمشيد و موزه توس در خراسان ازاين نوع هستند.
موزه هاي سيار : براي پيشبرد سريع اهداف فرهنگي و به دليل عدم امكانات موجود در مناطق و شهرهاي محروم شكل مي گيرند. اين موزه هاي فرهنگ هاي گوناگون را در مكان هاي مختلف در معرض ديد عموم مي گذارند. اگر به اين نوع موزه ها توجه كافي شود، بسيار تاثير گذار خواهند بود.
پارك موزه ها : به دليل داشتن ابغاد گوناگون علمي و فرهنگي و جاذبه هاي تفريحي و آموزشي و نيز تفريحي از اهميت زياد برخورد دارند، چرا كه مسايل زيستي و طبيعي را از نزديك براي مردم به نمايش مي گذارند. ويژگي مهم اين موزه ها اين است كه عموم مردم مي توانند از ديدن آنها بهرمند شوند. در ايران ايجاد پارك موزه سابقه ندارد ولي در كشورهايي مانند چين و كره شمالي مرسوم است. مكان هاي فرهنگي، ملي و تاريخي چون آرامگاه فردوسي در مشهد، آرامگاه عطار و خيام در نيشابور مي توانند مكان مناسبي به اين منظور باشند.
موزه هاي نظامي : روند تاريخي انواع سلاح هاي نظامي و جنگي را در معرض ديد همگان قرار مي دهند. اين نوع اشيا شامل لباس هاي نظامي رزمي، اسلحه و ديگر وسايل رزمي نيز هستند. موزه هاي انديشمندان ( خانه هنرمندان ) براي ارج نهادن به هنرمندان، نويسندگان، مخترعان و مفاخر جامعه، معمولا" پس از در گذشتشان در خانه شخصيشان پديد مي آيد و در بر گيرنده وسايل شخصي، وسايل كار و آثار ايشان است. اين موزه ها بيشتر د ركشورهاي اروپايي مرسوم است.
خانه شكسپير نويسنده مشهور انگليسي و اديسون مخترع برق در امريكا از اين نوع است. در ايران هم خانه بزرگ مرد موسيقي " استاد ابوالحسن صبا " تبديل به موزه شده و در برگيرنده تابلوهاي نقاشي، تاليفات و اموال شخصي وي است. __________________
کاخ نياوران: در گوشة شمال شرقي باغ نياوران، بناي کاخ نياوران با مساحتي در حدود 9000 مترمربع در دو طبقه و يک نيم طبقه احداث شده است.عمليات احداث اين بنا در سال 1337 ﻫ . ش، با طرحي ايراني آغاز گرديد و با وقفه اي که در ساخت آن پيش آمد در سال 1346 به اتمام رسيد و در سال 1347 مورد بهره برداري قرار گرفت.ساختمان اين بنا ابتدا به عنوان محلي براي پذيرايي ميهمانان خارجي در نظر گرفته شده بود اما در هنگام ساخت به محل سکونت محمدرضا پهلوي و خانواده اش اختصاص يافت. طرح اين بنا از محسن فروغي است که توسط شرکت فرمانفرمائيان به مرحله اجرا درآمده است.
طرح چهار ضلعي کاخ و فضاسازي معماري داخلي آن الهام گرفته از معماري ايراني با بهره گيري از فناوري مدرن است. تزئينات آن نيز تلفيقي از هنر پيش از اسلام و پس از اسلام است که گچبري توسط استاد عبداللهي، آينه کاري توسط استاد علي اصغر و کاشي کاري نماي خارجي توسط استاد ابراهيم کاظم پور و ايليا انجام شده است. کف بنا از جنس سنگ سياه و سقف آن از جنس آلومينيوم است که از وسط باز مي شود. دکوراسيون و مبلمان داخلي کاخ توسط يک گروه فرانسوي طراحي و اجرا شده است.طبقه همکف اين بنا شامل سرسراي بزرگي است که کليه اتاق ها در اطراف آن شکل گرفته اند که از آن جمله مي توان به سينماي اختصاصي، اتاق غذاخوري، سالن پذيرايي، اتاق انتظار و راهروهاي فرعي و همچنين تالار آبي اشاره کرد.در نيم طبقة اين بنا اتاق کار، اتاق کنفرانس و دفتر منشي فرح ديبا ، اتاق خواب ليلا و اتاق نديمه او قرار دارد.اتاقي نيز در مسير راه پله ها قرار دارد که لباس هاي رسمي و نظامي و مدالها و نشان هاي محمدرضا پهلوي در آن نگهداري مي شوند.در طبقه سوم اتاق خواب واستراحتگاه نيمروزي پهلوي دوم و همچنين اتاق هاي فرزندان وی و نديمه هايشان قرار دارد.اين فضاها با نقاشي ها و فرش هايي گرانبها و هداياي متعددي از کشورهاي مختلف پوشيده شده اند.
موزه جهان نما :
در سال 1355 شمسي، فضايي در ضلع غربي کاخ صاحبقرانيه جهت نگهداري آثار و اشياء هنري اهدايي به فرح ديبا و يا خريداري شده توسط وي با چهار سالن در طبقه همکف و يک سالن در زيرزمين در نظر گرفته شد. بر سقف تالار مياني اين موزه، نقاشي روي چوب با نقوش گل و مرغ شيراز به چشم مي خورد. اين موزه در بهمن ماه سال 1376 گشايش يافت.
آثار موجود در اين موزه در دو بخش هنر پيش از تاريخ و آثار هنرهاي تجسمي معاصر ايران و جهان به نمايش درآمده اند. از جمله مي توان به آثار بجامانده از تمدن هاي باستاني پيش کلمبيايي، مفرغ هاي لرستان، سفالينه هاي املش، هنرهاي سرخپوستان آمريکاي شمالي مربوط به هزاره هاي اول و دوم پيش از ميلاد و آثاري از هنرمندان معاصر ايراني همچون سهراب سپهري، ناصر اويسي، فرامرز پيلارام، جعفر روحبخش، پرويز کلانتري، بهمن محصص، سيراک ملکونيان، ژازه طباطبايي، مش اسماعيل، پرويز تناولي و هنرمندان غير ايراني چون ژرژ براک، پل گوگن، پل کله، پابلو پيکاسو، کاميل پيسارو ، پير آگوست رنوار ، ديگو جاکومتي، فرنان لژه و مارک شاگال اشاره کرد. __________________
کاخ صاحبقرانيه:
ناصرالدين شاه در سال 1267 ﻫ .ق دستور داد ساخت قصر نياوران را در دو طبقه شامل شاه نشين، کرسي خانه، حمام و 50-40 دستگاه خانه هر کدام شامل 4 اتاق و يک ايوان براي زنانش بسازند. او در سي و يکمين سال حکومتش خود را صاحب قران ناميد و اين کاخ را «کاخ صاحبقرانيه» نام نهاد.پس از او، مظفرالدين شاه تغييراتي در ساختمان ايجاد و قسمتي از حرمسرا را خراب کرد. فرمان مشروطيت نيز در حياط کاخ صاحبقرانيه، توسط او امضا گرديد.در دوران پهلوي اول اين کاخ براي برگزاري مراسم ازدواج محمدرضا پهلوي و فوزيه بازسازي مي شود، اما به علت سرماي شديد آن سال مراسم در مکان ديگري برگزار مي گردد.
در زمان پهلوي دوم، فرح ديبا تغييراتي اساسي در قسمتهاي داخلي بنا و دکوراسيون آن ايجاد کرد و طبقه اول يعني حوضخانه براي پذيرايي ميهمانان و طبقه دوم به عنوان دفتر کار محمد رضا پهلوی مورد استفاده قرار گرفت. از ديگر اتاقهاي اين کاخ مي توان به کرسي خانه، چايخانه، ظرفخانه، اتاقهاي بازي، بار و پذيرايي در طبقه اول و اتاقهاي مذاکرات انتظار سفرا، منشي، هدايا، دندانپزشکي و استراحت محمدرضا پهلوي نام برد.همة درها و پنجره هاي چوبي اين بنا به شکل اُرُسي بوده و با شيشه هاي رنگي تزئين شده است.اين کاخ در سال 1374 مرمت شد و در ارديبهشت سال 1377 به عنوان موزه بازگشايي گرديد. __________________
موزه هنرهاي معاصر: در ضلع شمالي بلوار كشاورز و غرب پارك لاله واقع شده است و در 1356 فعاليت فرهنگي و هنري خود را آغاز كرد. در زميني به وسعت 2000 مترمربع و پيرامون آن فضايي سبز و زيبا موسوم به پارك مجسمه با تنديسهايي ارزشمند از هنرمندان پر آوازه معاصر ايران و جهان قرار گرفتهاست. ساختمان موزه كه يكي از نمونههاي با ارزش و كم همتاي معماري نوين ايران است، با الهام از معماري سنتي ايران و مفاهيم فلسفي آن بنا شده است. طراحي و معماري اين بنا به دست كامران ديبا انجام گرفته است. هشتي، چهارسو، معبر و گذرگاه از جمله عناصر چشمنوازي هستند كه بازديدكنندگان هنر دوست را به تأمل در هنر و فرهنگ ايران زمين وا ميدارند. موزه هنرهاي معاصر مركز فعاليتها و رويدادهاي مهم هنري ايران در زمينه هنرهاي تجسمي به شمار ميآيد. گالري موزه مكان برگزاري نمايشگاههاي مختلف هنري است. به هنگام برپايي هر نمايشگاه، يك يا دو گالري نيز به نمايش گنجينههايي از هنرمندان بزرگ جهان اختصاص مييابد. ساختمان موزه تلفيقي ازمعماري مدرن و سنتي است كه با الهام از بادگيرهاي مناطق حاشيه كوير ايران ساخته شده است. تنديسهايي زيبا و با ارزش از هنرمندان معاصر همچون هنري مور، آلبرتو جياكومتي و پرويز تناولي فضاي سبز اطراف را به پارك مجسمه بدل ساخته است. بيننده مسيري چرخشي را در گرداگرد فضاي اصلي موزه ميپيمايد و پس از تماشاي نگارخانهها، به هشتي ميرسد در دل هشتي، اثر زيبا و نوين ماده و فكر، كه توسط هنرمند ژاپني، نوريوكي هاراگوچي، از روغن و پولاد ساخته شده است، خود نمايي ميكند. مجموعه دايمي موزه هنرهاي معاصر تهران از نزديك به 3000 اثر ارزشمند و يكتا تشكيل شده كه به نخبگان ديروز و امروز هنرهاي تجسمي ايران و جهان تعلق دارد و در مالكيت موزه است. آثاري از هنرمندان پرآوازه مانند رنوار، لوترك، گوگن، پيكاسو، ماكس ارنست و ماگريت از آن جملهاند. مجموعهاي تماشايي از هنرمندان پاپ و فتورئاليست انگليسي و آمريكايي و نيز آثار ديدني آبستره از جكسون پولاك، كلاين و سوييز در گروه آثار مدرنتر جاي دارند. موزه هنرهاي معاصر تهران آثاري از بيكن، هاكني، كيتاج، دو بوفه و جانسن را نيز در اختيار دارد. موزه مجموعهاي است متشكل و نظام يافته از بخشهاي امور هنري، امور اداري، روابطعمومي، كتابخانه تخصصي، روابط بينالملل، سينما تك، سمعي و بصري، خدمات نمايشگاهي، راهنمايان هنري، مراقبان، حراست، آرشيو آثار هنري، دبيرخانه دايمي نمايشگاهها، فروشگاه كتاب و همچنين كافيشاپ. در كتابخانه تخصصي موزه هزاران عنوان كتاب فارسي و غير فارسي در زمينههاي معماري، نقاشي، طراحي، ارتباط تصويري، عكاسي، صنعت سينما و ديگر زمينههاي هنري گرد آمده است. كتابهاي كتابخانه به روش lc (كتابخانه كنگره) طبقهبندي و با نظام دهدهي ديويي فهرست نويسي شده و اطلاعات مربوط به هركتاب در برگههاي مؤلف، عنوان و موضوع انعكاس يافته است.
کوشک احمدشاهي اين عمارت، اواخر دورة قاجار جهت خوابگاه ييلاقي احمدشاه در ميان باغ نياوران با مساحتي بالغ بر 800 متر در دو طبقه با سقف شيرواني بنا گرديد. از ويژگي هاي عمدة اين بنا تزئينات و نماي آجري به کار رفته در سرتاسر نماي بيروني آن است. آجرها از نوع منقوش قالبي با طرح هاي متنوع به رنگ نخودي است. ورودي بنا در ضلع جنوبي قرار دارد که به وسيله چندين پله از کنار حوض بيضي شکل پوشيده از کاشي، به کوشک منتهي مي شود. عمارت احمدشاهي در دورة پهلوي دوم مرمت و الحاقات جديدي در آن صورت گرفت و مبلمان داخلي آن به طور کامل عوض شد تا به عنوان محل کار و سکونت رضا پهلوي مورد استفاده قرار گيرد.طبقه همکف اين عمارت شامل يک هال با حوضي از جنس مرمر در وسط مي باشد و 6 اتاق و 2 راهرو در اطراف آن قرار دارند. اشياء تزئيني از جنس نقره، برنز، عاج، چوب، هدايايي از کشورهاي مختلف مثل هند، تابلوهاي نقاشي و گوبلن و نشانها و مدالها در اين فضا به نمايش در آمده است همچنين ويتريني شامل اشياء و سنگهاي معدني تزئيني، سنگي از کره ماه و چندين فسيل گياهي و حيواني در معرض ديد قرار دارند.طبقه دوم عمارت از يک سالن مرکزي و ايوان سرتاسري چهارطرفه تشکيل شده است. در چهار طرف سالن مرکزي که به عنوان اتاق موسيقي استفاده مي شد، قفسه چوبي ويترين دار نصب شده است. دور تا دور ايوان را 6 ستون با مقطع مربع قطور با نماي آجري بدنه و 26 ستون مدور با نماي گچي فرا گرفته است. نقش شير و خورشيد گچبري شده بر پيشاني ديوارة ضلع شمالي ايوان به چشم مي خورد.پس از انقلاب، در جريان حفاظت و مرمت اين بنا، بخش پايين ديواره هاي آن نيز تعمير شد. و در ارديبهشت سال 1379 همزمان با هفته ميراث فرهنگي اين عمارت گشايش يافت.
در شمال شرق تهران (شميرانات) قرار دارد. شکل گيري آن به نخستين سالهاي سلسله قاجار بازمي گردد. اين مجموعه که پس از انقلاب سال۱۳۵۷ به مجموعه اي موزه اي تبديل شده است تا سال 1378 با مجموعه سعدآباد بطور مشترک اداره مي گرديد و از آغاز سال 1379 رسماًٌ مستقل شد. اکنون با در بر گرفتن 5 موزه (کاخ اختصاصي نياوران، کاخ صاحبقرانيه، کوشک احمدشاهي، موزه جهان نما، کتابخانه اختصاصي) و فضاهاي فرهنگي ديگر همانند تالار آبي، سينماي اختصاصي و گالري جهان نما و همچنين باغ نياوران که از باغهاي سه گانه ييلاقي و بزرگ شمال قديم بوده است جاذبه هايي از تاريخ، فرهنگ و طبيعت را به تماشا گذاشته است .
از زيبايي و جذابيت طبيعي و تاريخي فراواني برخوردار مي باشد. بناهاي اين مجموعه متعلق به دوره هاي قاجار و پهلوي مي باشد .
ابتدا شاهان قاجار اين مکان خوش آب و هوا را جهت اقامت ييلاقي خويش برگزيدند. فتحعلي شاه قاجار براي تفريحات تابستاني خود دستور مي دهد تا در منطقه اي خوش آب و هوا خارج از شهر تهران که وسعتي بسيار کمتر از امروز داشت باغي مصفا بسازند. درکنار روستايي که «گُرده وي» يا «گُرده به» خوانده مي شد و در نياوران امروز قرار داشت به جاي نيزاري که در همسايگي روستا واقع بود باغ را ساختند. باغ ييلاقي فتحعليشاه که در جاي نيزار ايجاد شد را «ني آوران» ناميدند که بعدا به نام «نياوران» مشهور شد. محمد شاه نيز در همين باغ بناي کوچک و ساده اي بنا کرد و به دنبال او ناصرالدين شاه« کاخ صاحبقرانيه» را در اين باغ ساخت. آخرين بنايي که در دوران قاجار در اين باغ ساخته شد مشهور به کوشک احمدشاهي است .
در زمان حکومت پهلوي دوم، برخي از بناهاي کوچک اين باغ تخريب شد و کاخ اختصاصي نياوران با سبکي مدرن جهت سکونت وي و خانواده اش ساخته شد .
اکنون محوطه کاخ شامل کاخ اختصاصي نياوران، کاخ صاحبقرانيه، کوشک احمدشاهي و گلخانه ها و مدرسه اختصاصي پهلوي مي باشد .
در سال 1357 اين کاخ توسط نيروهاي انقلابي تسخير شد و در سال 1360 به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تحويل داده شد. در سال 1365 کاخ موزه نياوران براي اولين بار گشايش يافت. در سال 1368 مرکز آموزش عالي ميراث فرهنگي در محل مدرسه اختصاصي راه اندازي شد و يکسال بعد فضاهاي جانبي آن به خوابگاه پسران اختصاص يافت. در سالهاي بعد موزه جهان نما (1376)، کاخ صاحبقرانيه (1377) و کوشک احمدشاهي (1379) نيز در معرض بازديد عموم قرار گرفت.
--------------------
کاخ اختصاصي
در گوشة شمال شرقي باغ نياوران، بناي کاخ اختصاصي نياوران با مساحتي در حدود 9000 مترمربع در دو طبقه و يک نيم طبقه احداث شده است .
عمليات احداث اين بنا در سال 1337 ﻫ . ش، با طرحي ايراني آغاز گرديد و با وقفه اي که در ساخت آن پيش آمد در سال 1346 به اتمام رسيد و در سال 1347 مورد بهره برداري قرار گرفت .
ساختمان اين بنا ابتدا به عنوان محلي براي پذيرايي ميهمانان خارجي در نظر گرفته شده بود اما در هنگام ساخت به محل سکونت محمدرضا پهلوي و خانواده اش اختصاص يافت. طرح اين بنا از محسن فروغي است که توسط شرکت فرمانفرمائيان به مرحله اجرا درآمده است .
طرح چهار ضلعي کاخ و فضاسازي معماري داخلي آن الهام گرفته از معماري ايراني با بهره گيري از فناوري مدرن است. تزئينات آن نيز تلفيقي از هنر پيش از اسلام و پس از اسلام است که گچبري توسط استاد عبداللهي، آينه کاري توسط استاد علي اصغر و کاشي کاري نماي خارجي توسط استاد ابراهيم کاظم پور و ايليا انجام شده است. کف بنا از جنس سنگ سياه و سقف آن از جنس آلومينيوم است که از وسط باز مي شود. دکوراسيون و مبلمان داخلي کاخ توسط يک گروه فرانسوي طراحي و اجرا شده است .
طبقه همکف اين بنا شامل سرسراي بزرگي است که کليه اتاق ها در اطراف آن شکل
گرفته اند که از آن جمله مي توان به سينماي اختصاصي، اتاق غذاخوري، سالن پذيرايي، اتاق انتظار و راهروهاي فرعي و همچنين تالار آبي اشاره کرد .
در نيم طبقة اين بنا اتاق کار، اتاق کنفرانس و دفتر منشي فرح ديبا ، اتاق خواب ليلا و اتاق نديمه او قرار دارد .
اتاقي نيز در مسير راه پله ها قرار دارد که لباس هاي رسمي و نظامي و مدالها و نشان هاي محمدرضا پهلوي در آن نگهداري مي شوند .
در طبقه سوم اتاق خواب واستراحتگاه نيمروزي پهلوي دوم و همچنين اتاق هاي فرزندان وی و نديمه هايشان قرار دارد .
اين فضاها با نقاشي ها و فرش هايي گرانبها و هداياي متعددي از کشورهاي مختلف پوشيده شده اند .
--------------------
کوشک احمدشاهي
اين عمارت، اواخر دوره قاجار جهت خوابگاه ييلاقي احمدشاه در ميان باغ نياوران با مساحتي بالغ بر 800 متر در دو طبقه با سقف شيرواني بنا گرديد. از ويژگي هاي عمده اين بنا تزئينات و نماي آجري به کار رفته در سرتاسر نماي بيروني آن است. آجرها از نوع منقوش قالبي با طرح هاي متنوع به رنگ نخودي است .
ورودي بنا در ضلع جنوبي قرار دارد که به وسيله چندين پله از کنار حوض بيضي شکل پوشيده از کاشي، به کوشک منتهي مي شود .
عمارت احمدشاهي در دوره پهلوي دوم مرمت و الحاقات جديدي در آن صورت گرفت و مبلمان داخلي آن به طور کامل عوض شد تا به عنوان محل کار و سکونت رضا پهلوي مورد استفاده قرار گيرد .
طبقه همکف اين عمارت شامل يک هال با حوضي از جنس مرمر در وسط مي باشد و 6 اتاق و 2 راهرو در اطراف آن قرار دارند. اشياء تزئيني از جنس نقره، برنز، عاج، چوب، هدايايي از کشورهاي مختلف مثل هند، تابلوهاي نقاشي و گوبلن و نشانها و مدالها در اين فضا به نمايش در آمده است همچنين ويتريني شامل اشياء و سنگهاي معدني تزئيني، سنگي از کره ماه و چندين فسيل گياهي و حيواني در معرض ديد قرار دارند .
طبقه دوم عمارت از يک سالن مرکزي و ايوان سرتاسري چهارطرفه تشکيل شده است. در چهار طرف سالن مرکزي که به عنوان اتاق موسيقي استفاده مي شد، قفسه چوبي ويترين دار نصب شده است. دور تا دور ايوان را 6 ستون با مقطع مربع قطور با نماي آجري بدنه و 26 ستون مدور با نماي گچي فرا گرفته است. نقش شير و خورشيد گچبري شده بر پيشاني ديواره ضلع شمالي ايوان به چشم مي خورد .
پس از انقلاب، در جريان حفاظت و مرمت اين بنا، بخش پايين ديواره هاي آن نيز تعمير شد. و در ارديبهشت سال 1379 همزمان با هفته ميراث فرهنگي اين عمارت گشايش يافت .
--------------------
کاخ صاحبقرانيه
ناصرالدين در سال 1267 ﻫ .ق دستور داد ساخت قصر نياوران را در دو طبقه شامل شاه نشين، کرسي خانه، حمام و 50-40 دستگاه خانه هر کدام شامل 4 اتاق و يک ايوان براي زنانش بسازند. او در سي و يکمين سال حکومتش خود را صاحب قران ناميد و اين کاخ را «کاخ صاحبقرانيه» نام نهاد. پس از او، مظفرالدين شاه تغييراتي در ساختمان ايجاد و قسمتي از حرمسرا را خراب کرد. فرمان مشروطيت نيز در حياط کاخ صاحبقرانيه، توسط او امضا گرديد. در دوران پهلوي اول اين کاخ براي برگزاري مراسم ازدواج محمدرضا پهلوي و فوزيه بازسازي مي شود، اما به علت سرماي شديد آن سال مراسم در مکان ديگري برگزار مي گردد. در زمان پهلوي دوم، فرح ديبا تغييراتي اساسي در قسمتهاي داخلي بنا و دکوراسيون آن ايجاد کرد و طبقه اول يعني حوضخانه براي پذيرايي ميهمانان و طبقه دوم به عنوان دفتر کار محمد رضا پهلوی مورد استفاده قرار گرفت. از ديگر اتاقهاي اين کاخ مي توان به کرسي خانه، چايخانه، ظرفخانه، اتاقهاي بازي، بار و پذيرايي در طبقه اول و اتاقهاي مذاکرات انتظار سفرا، منشي، هدايا، دندانپزشکي و استراحت محمدرضا پهلوي نام برد. همة درها و پنجره هاي چوبي اين بنا به شکل اُرُسي بوده و با شيشه هاي رنگي تزئين شده است. اين کاخ در سال 1374 مرمت شد و در ارديبهشت سال 1377 به عنوان موزه بازگشايي گرديد.
در سال 1355 شمسي، فضايي در ضلع غربي کاخ صاحبقرانيه جهت نگهداري آثار و اشياء هنري اهدايي به فرح ديبا و يا خريداري شده توسط وي با چهار سالن در طبقه همکف و يک سالن در زيرزمين در نظر گرفته شد. بر سقف تالار مياني اين موزه، نقاشي روي چوب با نقوش گل و مرغ شيراز به چشم مي خورد. اين موزه در بهمن ماه سال 1376 گشايش يافت. آثار موجود در اين موزه در دو بخش هنر پيش از تاريخ و آثار هنرهاي تجسمي معاصر ايران و جهان به نمايش درآمده اند. از جمله مي توان به آثار بجامانده از تمدن هاي باستاني پيش کلمبيايي، مفرغ هاي لرستان، سفالينه هاي املش، هنرهاي سرخپوستان آمريکاي شمالي مربوط به هزاره هاي اول و دوم پيش از ميلاد و آثاري از هنرمندان معاصر ايراني همچون سهراب سپهري، ناصر اويسي، فرامرز پيلارام، جعفر روحبخش، پرويز کلانتري، بهمن محصص، سيراک ملکونيان، ژازه طباطبايي، مش اسماعيل، پرويز تناولي و هنرمندان غير ايراني چون ژرژ براک، پل گوگن، پل کله، پابلو پيکاسو، کاميل پيسارو ، پير آگوست رنوار ، ديگو جاکومتي، فرنان لژه و مارک شاگال اشاره کرد.
سفال به شکل گربه لميده ـ اندازه: 19/5*19 سانتي متر - سفال دست ساز-شمال پرو ـ سال 1000 ميلادي
Pottery work in the form of lolled cat, 19 cm length, width 5.19 cm, Hand made pottery, North of Peru, 1000 A.D
پيکره انسان نشسته ـ 93 سانتيمتر ـ گل پخته ـ هنر آئيني پيش کلمبيايي ـ پرو
The statue of a sitting man , 93 cm , fired clay, religious art , Pre-Columbian , Peru
بخوردان ـ اندازه11*16*16سانتيمتر ـ مفرغ ـ سده ششم هجري قمري - دوره سلجوقي ـ خراسان
Incense vessel , 16x16x11 cm, bronze, Sixth Lunar Century , Seljuqs Era, Khorasan
تنگ سفالين با بدنه سهبخشي - نيمه دوم هزارة اول - گيلان
A ceramic pitcher with three part body, search in Gilan area ,Second half of the first century
تنگ سفالين لعابدار به شکل سر پرنده ـ اندازه 42 سانتيمتر- سفال لعابدار ) زرين فام(
تقليدي از شيوه کاشان سده هفتم هجري ـ کار هنرمندان معاصر ژاپن ـ دهه 1350 ﻫ . ش
Enameled pottery vessel, bird head form, 42 cm , golden color
An imitation of Kashan method, Seventh Hijri Century, a work by Japanese contemporary artists of 1970s
قاب آينه- چهارلنگه محرابي- دورة قاجار- با تصاويري از كنيزك و بهرام، شيخ صنعان صحنه بازي چوگان- ابعاد هرلنگه 3/25*43سانتيمتر
Mirror frame , Qajar period , with pictures of Bahram and Kanizak ,Sheikh Sanaan , Chogan game, Size of each
side: 3.25*43 Cm
تركيب تجريدي- برجسته- اثر هربرت باير- آمريكا
Abstract combination , Artist: Herbert Bayer, U.S.
کتابخانه اختصاصي کاخ نياوران در ضلع شرقي ساختمان کاخ اختصاصي، در دو طبقه و يک زيرزمين با زيربناي تقريبي 770 مترمربع در سال 1355 احداث شده است. اين ساختمان که طراحي داخلي آن توسط عزيز فرمانفرمائيان و Charles Serigny به انجام رسيده، داراي ويژگي هاي متمايزي در نوع معماري و ساختار سازه مي باشد، که براساس الگوي رايج معماري مدرن در دهة 50 شمسي به همراه ترکيب هوشمندانه اي از شيشه و احجام سنگي شکل گرفته است. فضاي داخلي ساختمان در سه سطح جداگانه به عملکردهاي گوناگون کتابخانه اختصاص يافته است. بخش هاي اصلي کتابخانه مشتمل بر فضاي مطالعه و قفسه هاي کتاب در طبقات همکف و اول قرار گرفته است. جايگاه کتابدار و تحويلدار، آبدارخانه، اتاق هاي صوتي ـ تصويري، همچنين سرويس هاي بهداشتي ، ديگر فضاهاي موجود را تشکيل مي دهند. علاوه بر اين، بخش عمده اي از سطح زيرزمين براي مخازن کتابها و تابلوهاي نقاشي در نظر گرفته شده است .
در طراحي داخل ساختمان ترکيب برنز و شيشه در سطح زيادي به کار رفته است همچنين ترکيب حجمي بزرگي شامل بيش از سه هزار استوانه شفاف ، تأمين روشنايي سقفي کتابخانه را بر عهده دارد. مجموعه کتابخانه اختصاصي پس از بيست و پنج ماه کار عملي و دشوار (اسفند 1380 تا فروردين 1383) توسط يک تيم متخصص به طور کامل شناسايي و ساماندهي شده است .
در اين مجموعه، حدود23 هزار جلد کتاب عمدتاً به زبان هاي فارسي و فرانسه و در زمينه هاي ادبيات، تاريخ هنر مي باشند. قديمي ترين اين کتابها در سال 1609 ميلادي در پاريس به چاپ رسيده و جديدترين آن در ژانويه 1979 وارد اين کتابخانه شده است .
از بخش هاي ديگر کتابخانه، کلکسيون آثار هنري است که مجموعه اي بيش از 350 اثر شامل تابلوهاي نقاشي و آثار حجمي را دربرمي گيرد. اين آثار مي تواند نشان دهنده بخشي از تاريخ هنر معاصر به ويژه جريان هاي نوگرای هنر ايران در دهة سي و چهل شمسي باشد. اين کتابخانه پس از ساماندهي کتابها و عمليات اوليه بازسازي، همزمان با روز جهاني موزه و بزرگداشت ميراث فرهنگي در خرداد ماه 1383 افتتاح شد .
---------------------------------
بنده سعی نمودم تا مختصری از جاذبه های مجموعه تاریخی نیاوران را در این مجله الکترونیکی به نمایش بگذارم..برای بدست آوردن اطلاعات بیشتر می توانید به سایت اصلی کاخ نیاوران ( اینجا )مراجعه نمائید..
جمهوري آذربايجان دومين كشور شيعي بعد از جمهوری اسلامی ایران ميباشد كه به اعتراف آقاي «هدايت اروجاف» رئيس كميته دولتي امور ديني اين كشور 96% مردم اين كشور مسلمان هستند كه از اين تعداد، 70% (حداقل آماري كه از شيعيان اين كشور در گزارشات و آمارهاي رسمي اعلام ميشود) شيعه اثني عشري ميباشند.آنچه كه در جامعه امروز آذربايجان با كمي دقت و تأمل قابل فهم و درك ميباشد اينكه مردم اين كشور و به خصوص روشنفكران و صاحبنظران آن بعد از سپري كردن دوران شيفتگي و خودباختگي در برابر غرب و شعارهاي پوچ و توخالي آن كه در اوايل استقلال اين كشور از اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي بشدت بروز و ظهور داشت و به تدريج واهي بودن اين شعارها در صحنه جهاني را به عينه مشاهده كردند و اميدشان به غرب ودموكراسي تبليغي و نشأت گرفته از فرهنگ ليبراليستي به يأس و سرخوردگي مبدل گشت، به سرچشمه نوراني و نجات بخش اسلام روي ميآورند. چنان كه خود غربيها نيز به اين امر معترف هستند. به عنوان نمونه، گزارشگر راديو «موج آلمان» كه در عيد سعيد فطر سال جاري (سال 1385) در باكو و جمهوري آذربايجان حضور داشت وگزارشي از مساجد اين كشور تهيه نموده است در گزارش خود اذعان ميكند كه: «اسلام در آذربايجان در حال تقويت است».
در اين مقاله و نوشته سعي شده است كه باورهاي ديني و ميزان و عمق نفوذ آن در بين مردم عامي جمهوري آذربايجان در سالهاي پس از استقلال از سيطره و يوغ حكومت سوسياليستي و دين ستيز شوروي سابق مورد بررسيي اجمالي و ميداني قرار گيرد و نمودها و مظاهر اين باورمندي بيان شود.
جمهوري آذربايجان با مساحت 600/86 كيلومتر مربع يكي از سه جمهوري تشكيل دهنده قفقاز جنوبي[1]ميباشد كه در شمال ايران واقع شده است و 611 كيلومتر با ج 01010 مرز مشترك دارد. جمهوري خودمختار نخجوان كه توسط جمهوري ارمنستان از آن جدا ميشود و منطقه خودمختار قرهباغ كوهستاني كه محل مناقشه و درگيري اين كشور با ارمنستان ميباشد، در تركيب جمهوري آذربايجان قرار دارند.
جمعيت اين كشور طبق اطلاعات اعلام شده از سوي كميته دولتي آمار اين كشور، تا اول جولاي سال 2006 (دهم تيرماه 1385) بالغ بر 8 ميليون و 483 هزار نفر ميباشد كه حدود 25% از اين تعداد- يك چهارم جمعيت كشور- در پايتخت آن يعني شهر باكو ساكن هستند.
جمهوري آذربايجان دومين كشور شيعي بعد از ج 01010 ميباشد كه به اعتراف آقاي «هدايت اروجاف» رئيس كميته دولتي امور ديني اين كشور، 96% مردم اين كشور مسلمان هستند كه از اين تعداد، 70% (حداقل آماري كه از شيعيان اين كشور در گزارشات و آمارهاي رسمي اعلام ميشود) شيعه اثني عشري ميباشند.
آنچه كه در جامعه امروز آذربايجان با كمي دقت و تأمل قابل فهم و درك ميباشد اينكه مردم اين كشور وبه خصوص روشنفكران و صاحبنظران آن بعداز سپري كردن دوران شيفتگي و خودباختگي در برابر غرب و شعارهاي پوچ و توخالي آن كه در اوايل استقلال اين كشور از اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي به يأس و سرخوردگي مبدل گشت، به سرچشمه نوراني و نجات بخش اسلام روي ميآوردند. چنان كه خود غربي ها نيز به اين امر معترف هستند. به عنوان نمونه، گزارشگر راديو «موج آلمان» كه در عيد سعيد فطر سال جاري (سال 1385) در باكو و جمهوري آذربايجان حضور داشت و گزارشي از مساجد اين كشور تهيه نموده است در گزارش خود اذعان ميكند كه: «اسلام در آذربايجان در حال تقويت است».
به نوشته روزنامه «يني آذربايجان» در تاريخ 22/4/86 گرايش گسترده اهالي به دين وپر رنگتر شدن ارزشهاي ديني به ويژه در سالهاي اخير در جامعه آذربايجان موجب افزايش شمار كساني شده كه خواهان تدريس دين در مدارس هستند.
برخي مغرضان و دشمنان سرسخت اسلام در اين كشور، تقويت اسلام در آذربايجان را با مسائل اقتصادي در ارتباط ميدانند و عنوان ميكنند، علت اساسي اين امر مشكلات اقتصادي و بيعدالتي اجتماعي موجود در جامعه آذربايجان ميباشد كه موجب ميشود اسلام راديكالي در جامعه رشد كند و تقويت شود و زمينه را براي انفجار مهيا كند.
بيداري عرق اسلامي در بين مردم مسلمان جمهوري آذربايجان وروي آوردن بيش از پيش آنان به چشمه زلال و حيات بخش اسلام، معاندان اسلام و جيره خواران مسيحيت متعصب و خشك و صهيونيسم شيطاني را در اين ك شور عصباني كرده و به خشم آورده است كه آثار و علايم اين عصبانيت و كينه و عداوت را به راحتي ميتوان در لابهلاي نوشتهها و مقالات بيشتر نشريات غربگراي آذري مشاهده كرد كه نمونه بارز آن مقاله «اروپا و ما» به قلم «رافق تقي» مرتد در نشريه «صنعت» ميباشد.
گسترش گرايشات اسلامي در جمهوري آذربايجان آن چنان بالا گرفته است كه شبكه تلويزيوني «آينس» اين كشور كه بلندگوي صهيونيسم در اين كشور مسلمان مي باشد، ناگزير به اعتراف اين موضوع ميمون شده و در برنامه تحليلي خود تحت عنوان «اوتن هفته (هفته گذشته)» در تاريخ 30/2/86 اعلام ميدارد: «گرايش به ارزشهاي اسلامي در ميان مردم آذربايجان به ويژه در سالهای اخیر بسیار افزایش یافته است ولی به نظر کارشناسان مسایل دینی برخی نیروها از این تحولات براي تأمين اهداف مكارانه خود سوء استفاده ميكنند. در هر صورت، علاقه مردم به ويژه جوانان به ارزشهاي اسلامي به تدريج افزايش مييابد. اين عامل به نوبه خود ايجاب ميكند كه در همه ادارات اعم از دولتي و غيردولتي، سازمانها، شركتهاي محلي و خارجي وغيره شرايط لازم براي كاركنان متدين ومؤمن فراهم شود تا بتوانند وظايف شرعي خود را به جا آورند.
«امروز در آذربايجان نسل جوان بيش از افراد سالخورده به فراگيري علمي اسلام علاقه دارند».استكبار و در رأس آنها آمريكا و اسرائيل و نيز، اذناب و مزدوران آنها در داخل جمهوري آذربايجان، با احساس ترس و نگراني از گسترش اسلام راستين و فرهنگ تشيع در اين كشور و براي مقابله با اين جريان، سعي در ايجاد جريانات اسلامي منحرف نظير سلفي گري (وهابيها)، نورچيها و ... مينمايد. چنان كه به قول آقاي «القار ابراهيم اوغلو» رييس مركز دفاع از آزادي اعتقادات ديني در جمهوري آذربايجان، در آذربايجان برخي مسئولان شرايط لازم را براي اشاعه و هابيگري فراهم كردهاند. امروز يك ويروس بسيار مخرب مانند «طالبان» در آذربايجان شيوع يافته است. برخي ماموران از اسلام تنفر دارند. آنها شرايط لازم را براي وهابيها فراهم كردهاند.
رئيس مركز دفاع از آزادي اعتقادات ديني با اشاره به برخوردهاي بيرحمانه و مشكلات عمدي ايجاد شده براي فعاليت جمعيت تحت سرپرستي خود گفت: «ولي براي تشكلهاي افراطي كه فعاليتشان به وجهه دين اسلام لطمه ميزند هرگونه شرايط لازم فراهم ميشود».
به نظر حاجالقار، برخي نيروهاي خارجي براي جلوگيري از نشر اسلام واقعي در آذربايجان تلاش ميكنند: «آنها ميخواهند روياروييهاي ايجاد شده ميان مسلمانان در عراق و ساير كشورهاي اسلامي را به آذربايجان نيز منتقل نمايند».
علاوه بر اين، گسترش گرايشات اسلامي در اين كشور شيعي، اسلام آمريكائي و ديگر مذاهب اسلامي و كشورهاي حامي آنها را حساس كرده تا تور خويش را پهن كنند و از اين خوان گسترده بهره و طعمه خويش را صيد نمايند. در اين مورد ميتوان به تحركات وهابيها و نورچيها در آذربايجان اشاره كرد. چنان كه جريان سلفي بيش از ساير جريانات ديني در جمهوري آذربايجان ترويج يافته و از نظر سرعت رشد از همه آنها سبقت گرفته است. ميتوان از جريان نورچي نيز نام برد كه اشاعه آن نيز در آذربايجان از سرعت بسياري برخوردار است.
در اغلب اوقات از جريان نورچي به عنوان اسلام علمي نام برده ميشود. پس از استقلال آذربايجان سيل ورود پيروان جريان نورچي به ويژه طرفداران فتحاله گولن يكي از نظريه پردازان شاخص اين جريان از تركيه به آذربايجان آغاز شده است. نورچيها شبكه آموزشي بزرگي را در آذربايجان بوجود آوردهاند. پيروان اين جريان بيشتر مسايل آموزشي را مورد توجه قرار دادهاند و لذا ممكن است در ظاهر فعاليت آنها خطرناك به نظر نرسد. ولي نورچيها قصد ايجاد حكومت ديني در اين كشور را دارند و هدف اصلي آنها از تدريس علوم الهي، جذب هواداران بيشتر است.در ذيل، به نمودهايي از باورها و اعتقادات ديني و اسلامي مردم جمهوري آذربايجان اشاره ميشود.
1■ فرهنگ عفاف و حجاب
عليرغم حكومت هفتاد ساله كمونيستي در جمهوري آذربايجان و مبارزه شديد اين حكومت با مظاهر و مباني ديني و به خصوص اسلامي و نيز، سعي و تلاش غرب و صهيونيسم در ترويج فرهنگ غربي و ليبراليستي در سالهاي بعداز استقلال از سيطره حكومت سوسياليستي در اين كشور، بايد اذعان نمود كه برخلاف ظاهر زنان آذري و وضع پوشش آنان، اكثر آنان هنوز حجب و حياي اسلامي و زن شرقي را در وجود خود دارند و همانند زنان غربي و غيرمسلمان دريده و بيعفت نيستند.
قابل ذكر است كه ظاهر و پوشش زنان آذري در شهرهاي منطقه تالش نظير آستارا، لنكران، ماسالي نسبت به باكو مناسبتر و بهتر ميباشد و پوشش سنتي دراين شهرها در حال حاضر هم تا حدودي قابل رؤيت ميباشد و لذا ميزان برهنگي زنان در اين مناطق در مقايسه با باكو كمتر ميباشد.
البته اين نكته را بايد متذكر شد كه الحمدا... تعداد زنان محجبه در اين جمهوري روز به روز در حال افزايش ميباشد و امروزه ميتوان زنان محجبه را در ميان همه قشرهاي اين كشور مشاهده كرد. به ويژه در بين دختران كم سن و سال حجاب بسر كردن و محجبه شدن بيشتر به چشم ميخورد. به گونهاي كه روزنامه غربگراي «اولايلار» در مقالهاي با عنوان «افراطيگري» در شماره روز 19/07/85 خود بغض و كينه خود را از گسترش فرهنگ عفاف و حجاب در اين كشور شيعي بروز داده و مينويسد: «مشاهده افزايش زنان محجبه در پايتخت و ديگر شهرها مشكل نيست. چند سال قبل، تنها در بين گروههاي خاصي ميشد زنان محجبه را مشاهده كرد كه خود راملزم به رعايت حجاب ميدانستند اما هماكنون در همه جاها در دبيرستانها، دانشگاهها و محلهاي كار با زنان محجبه روبرو ميشويم. به ويژه در بين دختران كمسن و سال اينگونه موارد بيشتر به چشمميخورد و لذا حجاب بسر كردن دختر 2 ساله تنها ميتوان به عنوان افراطي گري نام نهاد».بدنبال افزايش حجاب در ميان زنان آذربايجان نگرانيهاي رژيم صهيونيستي نيز بيشتر شده و عوامل وابسته به آنها به زبان آمدهاند طوري كه در همين راستا «گوهر بخشعلي اوا» نماينده مجلس ملي آذربايجان و مدير انستيتوي شرق شناسي آكادمي علوم باكو از افزايش حجاب در آذربايجان ابراز نگراني كرد. وي از خانوادهها و بانوان ديندار كه فرزندان دختر خود را به رعايت حجاب تشويق ميكنند انتقاد كرد. اين عضو مجلس ملي آذربايجان پا را فراتر گذاشته و در بخشي كه اطلاعاتي از آن ندارد وارد شده و گفته است، قرآن حجاب را فقط براي زنان حضرت پيامبر- صليالله عليه و آله- منحصر كرده است.
از اين روست، غرب و نوكران وسينه چاكان داخلي آنان با احساس خطر و ترس از گسترش و شيوع فرهنگ ناب اسلامي و شيعي در اين كشور و در مقابله با فرهنگ اسلامي و شيعي و زدودن معنويت از جامعه آذربايجان و دور كردن مردم مسلمان اين كشور و به خصوص جوانان آن از فرهنگ غني و انسانساز ومتعالي شيعه، به كمك شبكههاي تلويزيوني جمهوري آذربايجان (اجتماعي، Az.tv، آينس، ليدر، اسپيس) و با بخش برنامهها، فيلمها، شوها، تبليغات و ... كه عمدتاً مستهجن و به سبك و سياق فرهنگ غربي و فرهنگ حاكم بر جامعه جهاني و تحميلي دستگاه فرهنگي سرمايهداري و ليبراليستي و ضدديني ميباشد و روز به روز در اين مسير (نمايش فيلمهاي مذكور) گوي سبقت را از همديگر ميربايند، مردم مسلمان اين كشور را به تدريج از فرهنگ اسلامي و فرهنگ اصيل خويش دور ميكنند و فرهنگ و فكر و ذهن و باورهاي آنها را كاناليزه ميكنند. چنانكه اين شبكهها با حمايت و پشتيباني مالي و فكري و خطدهي بازوهاي اقتصادي فرهنگ ليبراليستي همانند شركت مخابراتي اسرائيلي «باكسل»، شركتهاي الكترونيكي «سوني» و «سامسونگ» و ... با ترتيب دادن و برگزار كردن فستيوالها و مسابقه هاي آواز وترانه خواني و موسيقي با عناويني نظير «آذر استار» و ... در بين جوانان آذري- اعم از دختر و پسر- كه در آنها در ذبح مسائل اخلاقي و برهنگي دختران مسلمان آذري به جرأت ميتوان گفت حتي از خود غر ب هم جلو ميزنند، الگوها و ستارههايي را به جوانان و جامعه آذربايجان معرفي ميكنند كه باب ميل فرهنگ منحط غربي است.ولذا كشور آذربايجان به نوشته روزنامههاي اين كشور، از جمله روزنامه «خبر باكو»، در بين كشورهاي اروپايي از لحاظ از هم پاشيدن خانوادههاي جوان در رتبه اول قرار دارد. علماء و كارشناسان ديني، علت اساسي اين امر را بيكاري و فيلمهاي ضد اخلاقي پخش شده از كانالهاي تلويزيوني اين كشور ميدانند.
در نتيجه بيبند و باري اخلاقي و به دنبال آن از هم پاشيدن كانون مقدس خانواده، تبعات زيانبار و مخرب ديگري در اين كشور بروز نموده است كه در روزنامه اولايلار در شماره روز سه شنبه مورخه 10 اكتبر 2006 (18/07/85) به آن اشاره شده است. اين روزنامه در تيتري تحت عنوان «تولد 26 هزار نوزاد غيرقانوني در جمهوري آذربايجان» مينويسد: اين تعداد نوزاد در چند سال اخير در آذربايجان ميباشد. تنها در سال 2006 هشت هزار نوزاد غيرقانوني در آذربايجان متولد شده است.
2■ بزرگداشت اعياد و مناسبتهاي اسلامي
مراسمات ومناسبتهاي مذهبي نظير ميلاد حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها و روز زن، ميلاد فرخنده حضرت علي عليهالسلام سالروز وفات حضرت زينب كبري سلام عليها و ... از سوي هيئتها و تشكلهاي اسلامي در مساجد، چادرها و ... برگزار ميشود. در اين مراسمات به وضعیت سیاسی و اجتماعی آذربایجان و غرب واقع شدن دین و تشیع ونیز پوشش غیر اسلامی و نامناسب زنان آذري در اين كشور و همچنين، تحولات روز جهان اسلام از طرف سخنرانان اين مراسمات اشاراتي ميشود.
3■ مساجد و زيارتگاهها
مساجد شهر باكو كه اكثراً قديمي بوده و از سنگ بنا شدهاند- از جمله امام حسين عليهالسلام، مسجد تازه پير، مسجد حاج سلطانعلي، مسجد مشهدي داداش، مسجد حاج جواد، مسجد جمعه و ...- در بخش مركزي و قديمي اين شهر ونزديك سفارتخانه ج .ا.ا. واقع شدهاند.
متأسفانه به جز يكي دو مسجد (مسجد مشهدي داداش و مسجد تازه پير) اكثر مساجد در جمهوري آذربايجان مهجور و غريب واقع شدهاند. با اين وجود، صرف اين مساجد در اين كشور حال و هواي اسلامي و شيعي به اين جمهوري بخشيده است و باعث رونق و ترويج و گسترش فرهنگ اسلامي و شيعي در اين كشور شده و ضامن بقا و پويايي آن ميباشد.
در شهر قبا نيز 4 مسجد به نامهاي خانم (بيبي) سكينه (امام جماعت آن حاج ميرمحسن صمداف ميباشد)، حاج جعفري (بزرگترين مسجد قبا)، اردبيل (به جهت اينكه در محله و منطقهاي بنا شده است كه در دوران گذشته اردبيليها در آن منطقه و محله سكونت داشتهاند، به اين اسم ناميده شده است. بر روي سنگي كه بر روي ديوار بيروني اين مسجد جاسازي شده است عنوان «اردبل مسجيدي- 1312 هجري» حك شده است) و مسجد جامع (بنا شده در قرن 19 ميلادي) وجود دارد. سه مسجد اولي در دست شيعيان اين شهر و مسجد جامع نيز در اختيار اهل تسنن قبا ميباشد.
شهر برده نيز داراي مساجد، زيارتگاهها و بناهاي تاريخي بسياري هست كه اكثر آنها مربوط به دوره صفويه بوده و يا توسط اعقاب اين خاندان بنا شدهاند و لذا شبيه بناهايي هستند كه توسط اين خاندان حكومتي شيعي در ديگر نقاط ايران آن زمان بنا شدهاند. به عنوان مثال مرقد و زيارتگاهي در اين شهر وجود دارد كه گنبد آن منقش به كلمه مباركه «الله الله» بوده و ميتوان گفت مقياس كوچكتري از گنبد «الله الله» بقعه شيخ صفي الدين در شهر اردبيل ميباشد.
در شهر لنكران (مركزيت منطقه تالش نشين جمهوري آذربايجان) نيز مساجد بسياري از جمله مسجد بازار بزرگ (احتمالاً مسجد جامع شهر ميباشد) مسجد بازار كوچك، مسجد قاراچيلار و ... وجود دارد. مسجد بازار بزرگ مسجدي قديمي و مربوط به قرون 19 و 20 ميلادي بوده و با آجر قرمز به سبك و سياق و همانند معماري مسجد جامع شهر آستاراي ج.ا.ا. بنا شده است و داراي پنجرههاي مشبك چوبي با شيشههاي رنگي به ماهند پنجره هاي مساجد قديمي شهرهاي ايران ميباشد. لازم به توضيح است كه تابلوئي بر يكي از ستونهاي اين مسجد آويزان كردهاند و بر روي آن عكسهاي علماء قديمي شهر لنكران را به همراه مشخصات آنها چسباندهاند.
بر اساس اطلاعات منتشر شده از سوي كميته دولتي امور ديني جمهوري آذربايجان در حال حاضر، در اين كشور 300/1 مسجد، 500 پير و زيارتگاه و 40 كلاس قرآن به تدريس تعليمات اسلامي مشغول هستند. كلاً در اين كشور يك مؤسسه عالي و دانشگاهي براي تحصيلات ديني وجود دارد و آن هم دانشگاه اسلامي باكو ميباشد كه داراي شعبه در شهرهاي زاگاتالا، لنكران، مينگهچور و سومقاييت ميباشد.
به گفته هدايت اروجاف رئيس كميته دولتي در امور ديني آذربايجان در مصاحبه مطبوعاتي خويش، در كشور آذربايجان 321 اجماع اسلامي و 31 اجماع غيراسلامي به ثبت رسيده است. از 31 اجماع غير اسلامي 20 اجماع مسيحي، 7 اجماع يهودي، 3 اجماع بهائي و يك اجماع نيز كريشنائي ميباشد. ايشان خاطر نشان ساختند كه 96% مردم آذر مسلمان هستند.حسينيه ايرانيهاي مقيم باكو موسوم به حسينيه اهل بيت عليهم السلام كه در خيابان كاظم زاده باكو واقع شده است، بسيار كوچك بوده و عليرغم احداث چادر در حياط آن در مناسبتهاي مذهبي نظير دهه محرم و ليالي بابركت قدر، گنجايش سيل مشتاقان و محبان ائمه اطهار عليهم السلام و شيعيان آذري- كه جوانان ونوجوانان اكثريت را تشكيل ميدهند- را ندارد و اين حقير به چشم خود ديدهام كه چطور تشنگان چشمه زلال تشيع با هزار اميد و آرزو براي بهرهمندي از فيوضات برنامههاي مذهبي حسينيه به آنجا هجوم ميآورند و حتي حاضر ميشوند در زير باران و در حياط حسينيه سرپا بايستند و در مراسمات حضور يابند اما متأسفانه عده بسياري با كمبود جا و مكان مواجه شده و مجبور به ترك حسينيه و چادرها ميشوند به علت تنگي جا و مكانشان هميشه معذب هستند و آن چنان كه شايد و بايد نميتوانند از برنامهها بهره مند گردند.
لذا جا دارد كه نهادهاي مربوطه فكر اساسي در اين راستا بنمايند چرا كه حسينيه تنها جا و مكاني است كه شيعيان آذري و دوستداران نظام مقدس ج.ا.ا. مشتاقانه و بدون هيچ چشمداشت مادي خاصي در آنجا حضور مييابند و تنها تريبون راحت و سهلالوصول در اختيار ج.ا.ا. ميباشد كه ميتواند در راستاي ترويج و گسترش ترويج و گسترش تشيع علوي و برنامههاي فرهنگي مدنظر از آن سود جويد. البته نبايد اين نكته را از نظر دور داشت كه اين تربيون بايد در اختيار فرد (افرادي) عالم به مسائل ديني و علم روز و معتقد و دلسوز به نظام مقدس ج. ا.ا. و نكته سنج و باهوش و زيرك قرار گيرد تا نتيحه مطلوب عايد اسلام و نظام شود و از انفعال و ركود و روزمرگي خارج شود.
آرامگاه خواهر بزرگوار امام رضا عليهالسلام به نام «بيبي رحيمه= بيبي حكيمه» در باكو در دو محل واقع شده است یکی در ورودی باکو در کنار جاده باکو - آستارا که به زیارتگاه «بی بی هیئت » مشهور است و در كنار ساحل درياي خزر قرار گرفته است. (اين مكان به عنوان آرامگاه خواهر امام رضا عليهالسلام در نزد اهالي باكو مشهورتر است).
آرامگاه ديگر در نزديكي قصبه نارداران باکو جای گرفته است که بنا به اقوال رایج جنازه مطهر آن خانم بزرگوار از بی بی هیبت به این مکان منتقل شده است این آرامگاه توسط دینداران قصبه مذكور و ساير مؤمنين جمهوري آذربايجان در سالهاي اخير بازسازي شده و محوطهاي بسيار بزرگ و وسيع و زيبا دارد و قبرستان باكو در اطراف آن قرار گرفته است. هر دو آرامگاه، پذيراي شيعيان و محبان اهل بيت عليهمالسلام- به ويژه در مناسبتها و اعياد اسلامي- بوده و پيوند دهنده و حافظ اعتقادات مردم مسلمان اين جمهوري به تشيع و دين مبين اسلام ميباشد.
4■ تحملپذيري ديني
نكته ديگري كه در مورد باورهاي ديني مردم جمهوري آذربايجان بايد به آن اشاره شود اين كه مردم اين كشور نسبت به عقايد و آراء گوناگون در اين كشور سعه صدر بيشتري دارند. به عبارت ديگر، تلورانس ديني در اين جمهوري بالا ميباشد. اما متأسفانه بايد اذعان نمود كه غيرت و تعصب ديني در آذربايجان رنگ باخته است و بروز و ظهور آن چناني در بين مردمان آن ندارد.
5■ ارزش و احترام به قرآن كريم
هديه قرآن كريم به مسئولين جمهوري آذربايجان (چه به صورت رسمي و چه به عنوان رشوه) بسيار مورد استقبال قرار ميگيرد و آن را با كمال امتنان قبول مينمايند و در بسياري از موارد كارساز و كارگشاست.
■ برخي مشكلات عمده ديني در جمهوري آذربايجان
1. سياست ديني دولت اين كشور كه مبتني بر اصول لائيك و جدايي دين از سياست ميباشد، عمدهترين مانع در گسترش و ترويج دين مبين اسلام در اين كشور ميباشد.مضاف بر اينكه سردمداران اين كشور جهت جلب رضايت و حمايت غرب و صهيونيسم جهاني به موازات سختگيري براي فعاليتهاي اسلامي راستين و شيعي، زمينه مناسب را براي ترويج و گسترش مسيحيت و عقايد انحرافي و خرافي در اين كشور فراهم ميسازند.
2. فعاليت گروههاي افراطي ديني، ضعف در افزايش آگاهي ديني و فقدان دينداران و عالمان باسواد و اسلام شناس راستين براي تبيين و تشريح و تبليغ مسائل ديني مطابق با مقتضيات زمان و مكان براي مردم مسلمان اين كشور از مشكلات عمده ديني در اين كشور ميباشد.
3. متأسفانه به دليل سطحي بودن باورهاي ديني در اين كشور، به دلايلي كه در بالا به آن اشاره شد- از آثار و ظواهر و معنويات ماه مبارك رمضان چيزي در بين مردم باكو و كوچه و خيابانهاي آن ديده نميشود و روزه خواري، به خصوص با كشيدن سيگار، به وفور قابل مشاهده است و هر فرد مسلمان معتقدي را آزار مي دهد.
■ نيتجه گيري
مردم جمهوري آذربايجان روزبه روز گرايش و شناخت بيشتري از اسلام پيدا ميكنند. جريان ممنوعيت اذان يك دليل روشن در اين باره است.دولت كوشيد تا پخش اذان از مساجد را ممنوع كند اما اعتراض گسترده مردمي دولت را به عقبنشيني واداشت و الهام علياف رئيس جمهور اين كشور اظهار داشت كه وي دستور ممنوعيت پخش اذان را صادر نكرده است!!
جريان بيداري اسلامي در جمهوري آذربايجان گسترش مييابد و اين را حتي امريكاييها نيز درك كردهاند. آمريكاييها با درك اين نكته كه حاكميت در آينده دراختيار اسلامگرايان اين جمهوري خواهد بود. از هم اكنون تلاش ميكنند تا با جريان اسلامگرا و چهرهاي شاخص آن تعامل داشته باشند.
مردم مظلوم و مستضعف اين جمهوري عليرغم اينكه ساليان متمادي از اسلام و تشيع دور نگه داشته شدهاند، باور و تعلق به اسلام و تشيع از روح و جان آنان رخت برنبسته است و هنوز هم ميتوان بروز و ظهور زيباي آن را در كوچه و خيابان، مساجد، برخورد مردم با يكديگر و ... ديد، ميتوان نتيجه گرفت كه مردم عامي اين كشور واقعاً مظلوم و به تعبير قرآني، مستضعف واقع شدهاند و نياز به ياري و مساعدت ديني به هر نحو ممكن دارند.لذا به نظر ميرسد اساسيترين، كارآمدترين و مثمر ثمرترين كاري كه براي احياء تشيع و ايجاد زمينه مناسب براي كار در اين كشور فلاكتزده فرهنگي بايد انجام داد، اين است كه با ابزارها، شيوهها و متدهاي به روز، جذاب و كارآمد مردمان شيعه اين كشور را متوجه هويت اسلامي و ملي خويش ساخت و آنان را به اصل خويش بازگرداند كه بحمدالله زمينه و پتانسيل اينكار در بين مردم و به خصوص جوانان اين جمهوري، بسيار بالاست و لازم است در اين خصوص كار اصولي و اساي بشود.
راسم موسي بياف تحليلگر مسايل سياسي آذربايجان معتقد است كه از نظر تئوري به حكومت رسيدن حزب ديني در آذربايجان كه اغلب اهالي اين كشور مسلمانند، ممكن است. ولي در حال حاضر اين مسأله چندان واقعي بنظر نميرسد. بايد براي اين مسأله زماني طولاني را طي كرد. ايدئولوژي الحادي در آذربايجان هفتاد سال حكم فرما بوده است. هم اكنون پايههاي ديني در اين كشور ضعيف است و دوره استحكام خود را ميگذراند. وي افزود: «با اين همه من تكرار تجربه تركيه در آذربايجان را بعيد نميدانم».
■ پينوشتها:
•1- روزنامه يني آذربايجان، 22/4/86
•2- نشريه صنعت
•3- شبكه تلويزيوني آينس، 30/2/86
•4- روزنامه اولايلار (حوادث)، 18 و 19/7/85
•5- روزنامه باكو خبر، 7/6/85 و 31/2/86
•6- شبكه تلويزيوني Az.tv
•7- شبكه تلويزيوني A.tv
•8- روزنامه يني مساوات، 22/4/86 و 8/5/86
•9- سايت اينترنتي ايران شمالي، 31/3/86
10-مشاهدات و تجربيات شخصي نگارنده مقاله از جامعه آذربايجان
فرشید هستم،متولد62تهران,دانشجو روانشناسی.. لطفاً پس از بازدید،نظر ارزشمندتان را در قسمت نظرات درج بفرمائید. برای دسترسی آسانتر به کل مطالب این مجله الکترونیکی،می توانید از "فهرست مطالب وب سایت" واقع در "منوی اصلی"صفحه استفاده نمائید.اگر بدنبال موضوع خاصی هستید،لطفاً از قسمت "آرشیو موضوعی" وب سایت،موضوع دلخواهتان را انتخاب نموده تا مطالب با دسته بندی موضوع انتخابی شما نمایش داده شود. کپی برداری از مطالب این وب سایت فقط با ذکر منبع و لینک مطلب مجاز می باشد. همیشه شاد و پر از انرژی باشید./